Tuesday, November 20, 2007



گروههای تروریستی پ.ک.ک و پ.ژ.ا.ک آلت دست جمهوری اسلامی ایران
-------------------------------------------------------------------------------
آلپر بیجارلي
-------------------------------------------------------------------------------
بازیگری گروههای تروریستی در منطقه خاورمیانه به یک امر بدیهی تبدیل شده است از جمله این گروهها می توان به گروه تروریستی پ.ک.ک. اشاره کرد که با تبدیل شدن به آلت دست سازمانهای امنیتی کشورهای مخالف ترکیه در منطقه با اوامر آنها هر از گاهی منافع ترکیه را تحت پوشش حمایت از کردها مورد حمله قرار می دهد چنانکه در طور بیش از ۲۰ سال حملات تروریستی این گروه در ترکیه بیش از ۳۰ هزار انسان بی گناه به خاک و خون کشیده شده و بسیاری از روستاها به خاطر حملات این گروه وحشی خالی از سکنه شده است.

پ.ک.ک از بدو تاسیس رابطه تنگاتنگی با دشمنان ترکها در منطقه بر قرار کرده و با استفاده از خاک، کمکهای لجستیکی و آموزشی دشمنان ملت ترک حملات ناجوانمردانه ای را بر علیه ملت ترک تدارک دیده است در اوایل تاسیس سوریه با آلت دست قرار دادن پروه تروریستی پ.ک.ک. و باحمایتهای بی دریغ ایران، یونان، ارمنستان، شوروی و بعضی از کشورهای اروپائی تجهیز شدند و باپگاهای خود را در دره بقاع لبنان پایه گذاری کردند و سرویس امنیتی سوریه با یونان، ارمنستان، شوروی این گروه را آموزش و تجهیز کردند و بعد از قدرت گیری سپاه پاسداران در ایران و همچنین تداخل منافع ایران و ترکیه در منطقه مقامات امنیتی ایران این گروه را بیشترین حمایت مالی و لجستیکی کرده اند و از این گروه به عنوان حربه ای بر علیه ترکیه مورد استفاده قرار داده است

جمهوری اسلامی ایران حتی از این گروه به عنوان یک حربه برای خارج کردن تلویزیون “گوناز”از ترک ست استفاده کرد همانگونه که آگاهان می دانند این گروه در سالروز دستگیری اوجالان در سال ۱۳۸۴ در شهر ترک نشین ماکو دست به یک تظاهرات زد و این تظاهرات با حمایت ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران به سوی بازارچه مرزی شهر بازرگان هدایت شد و تا این گروه وارد بازارچه طرف ترکیه شود و آنجا را آتش زند ولی ماموران امنیتی با کنترل اوضاع نگذاشتند این گروه کاری انجام دهد و با این کار جمهوری اسلامی یک پیام به ترکیه فرستاد که اگر تلویزیون “گوناز تی.وی” را از ترک ست خارج نکند دست این گروه تروریستی را بیشتر باز خواهد گذاست در آن حادثه بیش از ۵۰ نفر ازحامیان پ.ک.ک از ترکیه با هماهنگی ایران وارد شهر ماکو شده بودند که تعدادی از آنها دستگیر و بعدا به ترکیه برای امضاء توافق امنیتی بین ایران و ترکیه به ترکیه تحویل داده شدند.

همکاری آشکار این گروه با ایران برای ضربه زدن به منافع ترکیه چیز پنهانی نیست ولی تحلیل گران ترکیه با دیدن این همه همکاری این گروه باز در تحلیل های خویش فریب ایران را می خورند و فکر می کنند با تحویل چند تروریست از طرف ایران به ترکیه ایران دوستی و برادری خویش را ثابت کرده است و نمی دانند که این فتنه های همه زیر سر ایران و ماموران امنیتی ایران است که این گروه تروریستی را شیر می کند و به جان ترکها می اندازد و بعدا چند نفر از اینها را دستگیر کرده و تحویل ترکیه می دهند و روزنامه نگاران و تحلیل گران ترکیه را با این بازیهای سیاسی فریب می دهند و به اشتباه می اندازند.

ایران در حالی که بزرگترین گروه مخالف خود را در عراق زمین گیر کرده است چگونه است که از پس یک گروه گروریستی بر نمی آید؟ اینها همه بازی است برای فریب ترکیه و سیاستمداران ترکیه که کاری با جمهوری اسلامی نداشته باشند با یکی از سربازان ترک آذربایجان که در منطقه قندیل ایران خدمت کرده است صحبت می کردم و ایشان گفت ما یک بار متوجه شدیم که یک هلی کوپتر ایرانی در حال انتقال اسلحه و آذوقه به گروه پ.ک.ک. است و تا فرمانده ما فهمید که ما از این قضیه خبردار شدیم فردای آنروز ما به جنوب کشور انتقال دادند و نگذاشتند ما در آن منظقه بمانیم این یک نمونه از هزاران بار کمک جمهوری اسلامی به این گروه تروریستی می باشد.

جمهوری اسلامی حتی بسیاری از زخمی های این گروه را در بیمارستانی در ارومیه مداوا می کرد و حتی اگر در کوه بعضی از این افراد را هم دستگیر می کردند شرط آزادی این افراد را حمله به ترکیه قرار می دادند که باید بعد از آزادی باید به منافع و سربازان ترکیه حمله کنی و الا به شما کمک نخواهیم کرد این بازی کثیف جمهوری اسلامی با ملت ترک نباید از یادها برود.

ماموران امنیتی ایران از این گروه تروریستی حتی برای نابودی گروه های کرد مخالف ایران هم استفاده کرده است و با گرفتن آتو از این گروه بیشتر این گروه را آلت دست خویش کرده است یکی از کردهای ایرانی تعریف می کرد که این گروه یک بار یک گروه مبارز کرد ایرانی به نام “آتش سرخ” را که در کردستان عراق پایگاه داشتند با دستور ایران با حیله و نیرنگ به دام انداختند و تحویل جمهوری اسلامی ایران کردند و تمامی کادرهای ارشد این گروه کرد ایرانی (از جمله چمچمال و پنجوینی) توسط جمهوری اسلامی اعدام شدند و بقیه هم به ابد و زندانهای طویل المدت محکوم شدند.

حیله و نیرنگ گروه تروریستی پ.ک.ک اینگونه بوده است که آنها گروه “آتش سرخ” را به کمپ خویش دعوت می کنند و می گویند که بیایید با هم همکاری کنیم گروه کرد ایرانی هم فریب آنها را می خورند به صورت دسته جمعی به کمپ گروه تروریستی پ.ک.ک می روند و در حالی که گروه کرد ایرانی استراحت می کردند آنها را خلع سلاح می کنند و دستهای آنها را می بندند و به جمهوری اسلامی تحویل می دهند و جمهوری اسلامی هم با روبه صفتی از صحنه تحویل گرفتن این گروه فیلم برداری و عکس برداری می کنند و به عنوان یک سند بر علیه پ.ک.ک. استفاده می کنند و در آن زمان جمهوری اسلامی به پ.ک.ک گفته بود که اگر با ما همکاری نکنی این فیلم را به عنوان سند جنایات شما علنی خواهد کرد و حتی در اتحادیه اروپا مطرح خواهد کرد و این گروه تروریستی حتی به کردها هم رحم نکرده است و دست این گروه تروریستی به خون کردها هم آلوده است.

حتی بسیاری از گروههای سیاسی کرد از جمله “کومله” گروه تروریستی پ.ژ.ا.ک را عامل جمهوری اسلامی می دانند و این گروه را دست ساز ایران می دانند.

بعضی از تحلیگران حتی حملات اخیر پ.ک.ک به ترکیه را با ایران مرتبط می دانند چرا جمهوری اسلامی همیشه می خواهد منطقه در بحران باشد تا او بتواند خود را حفظ کند با حملات ارتش آمریکا به ماموران سپاه قدس در مرکز عراق و دستگیر آنها جمهوری اسلامی خواست منطقه بحران را عوض کند و ترکیه را مشغول کند و باز از پ.ک.ک به عنوان یک گروه مزدور کمک گرفت و به منافع ترکیه ضربه زد.

متاسفانه جمهوری اسلامی با بازی های سیاسی خویش سیاستمداران و روزنامه نگاران ترکیه را فریب داده است و آنها فکر می کنند که جمهوری اسلامی ایران در جنگ با ترور در کنار آنها هستند در حالی که ایران از پشت به ملت ترک خنجر می زند و پ.ک.ک را حمایت می کند.

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي



درونگرائی در حرکت ملی آذربایجان برای گذر از یک مرحله سخت
-------------------------------------------------------------------------------
آلپر بیجارلي
-------------------------------------------------------------------------------
سرکوب خشونت آمیز قیام ملی خرداد و دستگیریهای بی رویه و زندان های طویل المدت بعد از این قیام موجب شده است که فعالان حرکت ملی برای گذر از این مرحله سخت به لاک دفاعی روند و بعد از قدرت گیر و تجیمع قدرت خویش دوباره به صحنه برگردند فعالان ملی اگرچه بعد از قیام ملی خرداد تجمعی بزرگ به جزء مراسم سالگرد ستارخان در سال 85 و روز زبان مادری تجمع تاثیر گذار دیگر نداشته اند ولی این بدان معنا نیست که حرکت ملی در جامعه ایزوله شده و از صحنه مبارزه عقب کشیده است چیزی که حاکمیت می خواست انجام دهد و قصدش از سرکوب خشونت آمیز قیام ملی خرداد و بعد از آن تا حالا همان ایزوله کردن حرکت ملی از جامعه آذربایجان بوده که موفق نشده است

حرکت ملی آذربایجان اگر چه به خاطر زندانی شدن رهبران جوان حرکت و همچنین جو شدید امنیتی آذربایجان نتوانسته در ظاهر مثل سالهای گذشته با شور خاصی در صحنه حضور یابد و مراسمات ملی را برگزار کند ولی در فضای عمومی آذربایجان حضوری فعال داشته است و “گفتمان ملی” را در جامعه آذربایجان نهادینه کرده است اگرچه این حضور نامحسوس شاید از طرف بعضی ها به درونگرا شدن حرکت ملی تعبیر شود ولی در عمل حرکت ملی در این مرحله سخت به فکر محکم کردن جای پای خویش در آذربایجان بوده است که دراین راه هم موفق شده است چرا که به خانه های ملت آذربایجان راه یافته است.

درونگرائی به چه معناست؟

بعد از قیام ملی خرداد حرکت ملی آذربایجان وارد یک مرحله تکوینی شد و به طور اصولی شروع به ارزیابی گذشته خویش کرد و فعالان ملی در این مرحله با سکوت و مطالعه همراه با تفکر و تعقل به ارزیابی عملکرد منفی و مثبت حرکت ملی در طول بیش از یک دهه گذشته پرداختند و ترفند های حاکمیت برای انحراف و سرکوب حرکت ملی را مورد مطالعه و بررسی قرار دادند و نقاط ضعف و قدرت تشکلات ملی را هم همین طور، فعالان ملی به طور گسترده مود بحث و بررسی قرار دادند این فضای تفکر و مطالعه موجب دورنگرائی مثبت در حرکت ملی شد و این درونگرائی مثبت باعث شد که فعالان ملی بهتر فضای موجود را تحلیل کنند و قدم های بعدی را با آرامش و طمانیه بردارند چرا که حرکت ملی در این مرحله سخت و سنگین، نیاز به آرامش و عقلانیت دارد و فعالان ملی تاکنون توانسته اند با آرامش در این فضای سخت و سنگین حرکت ملی را هدایت کنند

مرحله سخت

درتمام جنبشهای سیاسی و اجتماعی با سرکوب خشونت آمیز دولت تعدادی از طرفداران و حامیان حرکت به علت سختی راه از جنبش کناره گیری می کنند و به تاکتیک”صبر و انتظار” روی می آورند و به علت سرکوب خشونت آمیز برای مدتی محافظه کاری و کمی هم یاس و ناامید و خستگی به حرکت مستولی می شود و گذر از این مرحله یکی از سختترین مراحل هر جنبش سیاسی و اجتماعی است هر حرکتی بتواند در این مرحله موفق شود دیگر حکومتی یارای مقابله با آن نخواهد بود حرکت ملی آذربایجان هم بعد از قیام ملی خرداد به طور طبیعی وارد این مرحله شد بسیاری از فعالان ملی با زندان های طویل المدت روبرو شدند بعضی از فعالان از کشور خارج شدند و بسیاری به علت خشونت دولت به محافظه کاری روی آوردند و درونگرائی را پیشه کردند در این مرحله بود که مقاومت رهبران جوان و پیشروان حرکت ملی از جمله عباس لسانی، سعید متین پور، ابراهیم رشیدی(ساوالان)، معلم مبارز هدایت ذاکر، ابراهیم جعفرزاده… توانست نقطه اتکائی برای فعالان ملی باشند و نور امید و شوق مبارزه را به فعالان ملی تزریق کنند حضور این افراد در زندان و بیرون از زندان همیشه موجب قوت قلب فعالان ملی در این مرحله تا حالا بوده است و این افراد و بسیاری دیگر با تلاش و فداکاری خویش نگذاشتند حرکت ملی به رکود مزمن دچار شود در این مرحله حرکت ملی اگرچه در ظاهر فعال نیست ولی در دورن خویش به تمرین مبارزه، مطالعه، ارزیابی خویش می پردازد تا برای آینده قدرت خویش را نشان دهد. این مرحله سخت هنوز هم به طور کامل تمام نشده است و ادامه دارد.

الزامات این مرحله

حضور فعالان ملی در این مرحله تابع شرایط خاصی است و باید برای خویش فعالیت در شرایط سخت را تعریف و تبیین کنند نباید بدون مطالعه و بررسی اقدامی را انجام دهند و هر کاری که می کنند باید با تصمیم جمعی و به صورت جمعی گرفته شود در این مرحله رابطه ها باید تعریف درستی شود و از امکانات الکترونیکی به صورت اصولی استفاده شود و تمامی جوانب امنیتی برای استفاده از موبایل، تلفن، اینترنت باید رعایت شود.

چون ماموران امنیتی معمولا در مراسمات ملی فعالان ملی را شناسائی می کردند در این مرحله که مراسمات ملی کم شده است به این خاطر ماموران امنیتی به دنبال روابط فعالان ملی با همدیگر هستند تا از این طریق فعالان ملی را شناسائی کنند یکی از راهها شنود تلفنها و موبایل ها است که از این طریق می توانند به اطلاعاتی دست پیدا کنند

فعالان ملی در مرحله باید تا می توانند گفتمان ملی را به درون خانه ها ببرند علاوه بر اینکه در فضای عمومی آذربایجان هم حضور دارند باید پلهای ارتباطی سنتی را بین خود و ملت بیشتر کنند به صورت حضوری ملت را توجیه کنند.

حرکت ملی در درون خانه های ملت آذربایجان

برای گذر از این مرحله سخت فعالان ملی باید بیشتر رو به سوی ملت خویش کنند و از ملت خویش یاری بطلبند و انسجام ملی را تقویت کنند بدون رودربایستی باید اذعان کرد که یکی از نقاط قوت حرکت ملی آذربایجان راهیابی اهداف و آماج حرکت ملی به درون خانه های ملت آذربایجان بوده است که این مساله باعث شده است که حاکمیت فارسگرا نتواند به طور دلخواه خویش حرکت ملی را سرکوب کند حالا به هرخانه ای که میروی یک نفر پیدا می شود که مساله ملی و ملت آذربایجان را خودش مطرح می کند و از ماها سئوال می کند از عقب ماندگی های اقتصادی از غارت معادن آذربایجان و عدم حمایت از تولید کنندگان آذربایجان همه سئوال دارند این برای حرکت ملی و فعالان ملی باید غرور انگیر باشد که ملت آذربایجان بعد از این با جان و دل به حرفهای آنها گوش می دهند و این برای ما یک فرصت استثنائی است که با معلومات خویش باید در هر خانه و محفلی که هستیم مساله ملی را طرح کنیم و غارت اقتصاد و فرهنگ آذربایجان را توضیح دهیم چرا که همه آماده شنیدن هستند حضور حرکت ملی در درون خانه های ملت نشان می دهد که حرکت ملی در ظاهر درونگرا شده است ولی در باطن به عمق جامعه در حال نفوذ می باشد چرا که این نوع درونگرائی مثبت، نیاز حرکت بود.

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي



تعریف پروژه دموکراتیزاسیون ایران توسط حرکت ملی آذربایجان
-------------------------------------------------------------------------------
آلپر بیجارلي
-------------------------------------------------------------------------------
حرکت ملی آذربایجان قدم به قدم به اهداف ملی خود نزدیک می شود و در این مسیر هر خار و خاشاکی را از جلو راه خویش با آرامش و طمانینه خاصی کنار می زند و راه خویش را و اهداف ملی خویش را پی میگیرد و سنگ اندازان و آنهائی که چوب لای چرخ حرکت ملی آذربایجان می گذارند تا حالا نتوانستند راه حرکت ملی را کاملا سد کنند اگر چه بعضی وقتها با بد جنسی خاصی توانسته اند سرعت حرکت ملی را کند کنند ولی تابحال نتوانسته اند به صورت کامل جلو حرکت مدنی ما را بگیرند.

حرکت ملی آذربایجان با اینکه از روزی که در فاز نوین خویش به حرکت درآمده دارای ابعاد متعددی بوده است ولی بعد از قدرت گیری خویش از اوایل دهه ۸۰ شمسی متاسفانه در تعریف پروژه برای دموکراتیزاسیون ممالک محروسه کمی بی توجهی نشان داده است و این مساله افتاده به دست افراد پان فارس و پان آریانسیت که با همکاری دشمنان آذربایجان در خارج از ایران خصوصا در اروپا و آمریکا بر اساس منافع خویش پروژه دموکراسی برای ایران طراحی کرده اند که پروژه اینها کاملا در تضاد با منافع ملی آذربایجان و کلا ترکها در ایران بوده است و همه چیر را بر اساس منافع پان فارسیسم تعریف و تئوریزه کرده اند. در این نوع پروژه ها قشقایستان و دیگر ترکهای ساکن ممالک محروسه با بی توجهی خاصی روبرو شده و و ملت آذربایجان هم فقط به عنوان ابزار و آلت این نوع پروژه ها نگریسته شده است.

حرکت ملی آذربایجان که حالا توان تعریف و تئوریزه کردن هر نوه گفتمانی را دارا می باشد باید در این مساله هم پیش قدم شود و پروژه هائی برای دموکراتیزاسون ایران بر اساس منافع ملی آذربایجان و ترکهای ساکن در خارج از آذربایجان وبر اساس منافع ملل غیر فارس با محوریت”حق تعیین سرنوشت ملی” برای ملل غیر فارس طراحی و تئوریزه کند و به افکار عمومی دنیا اعلام کند

امروزه در دنیا دیدارهای شفاهی همه به صورت شفاهی می ماند فقط پروژه هائی که به صورت متنی و آماده هستند مورد بحث و بررسی سیاستمداران، استراتژیستها، محققیین قرار می گیرند اگر به نظر آنها خوب تشخیص داده شد برای اجرا، به امور اجرائی کشورها ارجاع داده می شود پس حرکت ملی باید برای تمامی دیدارهای خویش با سیاستمداران و مراکز تحقیقی پروپزال و پروژه های آماده ای داشته باشد تا به آنها ارائه دهد برای اجرائی کردن آنها از آنها توضیح بخواهد

به نظر می رسد فعالین ملی آذربایجان در سالهای پیشین که در آمریکا با بعضی از مقامات دیدارهائی داشته اند فاقد پروژه و پروپزال خاصی بوده اند و به این خاطر نتوانسته اند لابی گری آذربایجان جنوبی را به نحو احسن در آمریکا و دیگر کشور انجام دهند و کار فعالین بعدی را هم با مشکل مواجه کرده اند امروزه سیاست یک فن و هنر است و لابی گری هم همین طور اینگونه نیست که هرکس بدون داشتن پروژه و پروپزال پیش مقامات یک کشوری برود و انتظار داشته باشد که آنها هم به حرف ایشان گوش کنند امروزه همه مراکز تحقیقی و سیاستمداران یک پروژه تعریف شده و قابل دفاع می خواهند نه لیدر یک حزب یا گروهی که با الفبای مدرن سیاست و لابی گری آشنائی ندارد و مشاوران بی سواد در مسائل دیپلماتیک و دیپلماسی دارد قابل قبول و دفاع نیست حرفهای شفاهی اینگونه افراد بعد از خارج شدن از اتاق ملاقات پودر می شود وبه هوا می رود و هیچگونه ارزشی هم برای پیگری آنها طرفهای مقابل قائل نیستند.

بعضی از احزاب و گروه ها در خارج از کشور تمام توان خویش را فقط برای تحت تاثیر قرار دادن فعالین و حرکت ملی در داخل قرار داده اند و فقط می خواهند طرفداران خویش را در داخل اقناع کنند و راضی نگهدارند که ببینید ما داریم کارهای بزرگی انجام میدهیم و با تبلیغات سطحی کارهای کوچک را می خواهند فقط در چشم حامیان خویش در داخل بزرگ نشان دهند و هیچ وقت نتوانستند به خارج از کشور و سیاستمداران کشورهای خارجی تاثیری داشته باشند چرا؟ برای اینکه سواد و فهم درستی از مبارزه در خارج از کشور نداشته اند و فکر می کردند که آنجا هم مثل داخل است که با یک عده طرفدار، دهن همه را بست و حق سئوال و انتقاد را از آنها گرفت و با سیاهی لشکر به جنگ سئوال رفتن نشانه عقل نیست باید جوابی قانع کننده و با استدلال برای سئوال کننده داشت نه با تهدید و شانتاژ که هیچ کس نتواند سئوال بپرسد و اساس همه کارهای به علت ندانم کاری بعضی ها بد گذاشته شود.

گزارش های ضربی و رزمی از سرباز صفر به ملت بزرگ آذربایجان هیچ گاه نمی تواند پایه یک کار اساسی برای آینده باشد این کارهای فقط برای اقناع حامیان این افراد در داخل بیان می شود و اگر این پیامها را برای یک سیاستمدار خارجی ترجمه کنی از خنده روده بر می شود وبه حال ملت آذربایجان گریه می کند که چنین افرادی را برای پیگری کارهای خود به پیش سیاستمداران کهنه کار فرستاده است و همچنین سیاستمداران رقیب هم با سوء استفاده از موقعیتی که نصیبش شده همه چیز را بر اساس منافع خویش به خورد دیگران میدهد و علی می ماند و حوضش.

در حال حاظر افرادی برای ملت آذربایجان و ممالک محروسه پروژه تعریف می کنند که دشمن درجه یک ترک و زیان ترکی هستند و با استفاده از فرصتی که نصیبشان شده است نظرات خود را به دیگران غالب می کنند از جمله گروه اکبر گنجی، عباس میلانی، گروه محسن سازگارا… که برای آینده ایران بدون در نظر گرفتن منافع ملی آذربایجان پروزه دموکراسی تعریف می کنند و چون تا حدودی با فنون دیپلماسی و سیاست آشنائی دارند وزبان انگلیسی را هم خوب می دانند و سالها در مراکز تحقیقاتی آمریکا با پول آمریکائی ها برای منافع پان فارسیسم کار کرده اند امروزه شده اند تئوریسین دموکراتیزاسیون ایران که در دموکراسی این افراد حقی برای ملت آذربایجان و ملل غیر فارس وجود ندارد در این حالت است که احزاب ملی آذربایجان باید با جدیت با همکاری فعالان ملل غیر فارس این مساله را با جدیت پیگری کنند و پروژه ای بر اساس منافع ملی ملل غیر فارس و با محوریت “حق تعیین سرنوشت ملی” برای ملل غیر فارس ایران تعریف کنند و دست دروغگویان و مدافعان دورغین دموکراسی را باز کنند تا دیگران بدانند که در چنته اینها دموکراسی و حقوق بشر وجود ندارد

احزاب ملی باید از فعالان حقوق بشر آذربایجان جنوبی الگو بگیرند که همه چیز را با آمار، جدول، عکس، بیوگرافی و با جزئیات کامل به اطلاع مراکز حقوق بشری می رسانند و اینگونه است که حرف فعالان حقوق بشر آذربایجان جنوبی در خارج از کشور خریدار دارد. خانم فاخته زمانی، بیوک رسول اوغلو، علیرضا جوانبخت کارهای بزرگی را دارند انجام می دهند و باید قدر این عزیران را دانست و تشویقشان کرد چرا که همه چیز را مستند و بدون تبلیغات برای این گروه و آن گروه با وسواس خاصی انجام می دهند. آفرین بر اینها که نگذاشتند مساله حقوق بشر آذربایجان جنوبی به دست افراد سطحی نگر بیافتد که از هرچیزی می خواهند برای تبلیغات خویش استفاده کنند و ارزش همه چیز را با کارهای سطحی و تبلیغی پایین می آورند و مساله را لوث می کنند.

احزاب ملی آذربایجان از جمله “میللی شورا” که دارای کادرهای متخصص در مسائل سیاسی و دیپلوماسی هستند بدون توجه به کارهای دیگر گروه ها باید برای آینده ممالک محروسه یک پروزه دموکراتیزاسون با محوریت” حق تعیین سرنوشت ملی” برای ملل غیر فارس تعریف و تبیین کنند و در دیدارهای خویش با محققین دیگر کشورها این پروپزال را به آنها ارائه دهند حتی این پروژه را در یک سمینار و کنفرانسی به بحث بگذارند و به سیاستمداران و مراکز تحقیقی که درباره ایران کار می کنند بفرستند در این مورد باید دقت کنند که اول به دست پان فارسهائی که در این مراکز کار می کنند نرسد چرا که آنها جلو آن را می گیرند باید به دست خارجی ها رساند خصوصا در آمریکا باید این مساله با جدیت دنبال شود. این پروژه حد اقل باید در ۵۰ صفحه با آمار، جداول، دیاگرام، تصاویر… همراه باشد و قابل دفاع در مراکز بین المللی باشد چرا که امروزه سیاستمداران دیگر کشورها مساله کلی ایران را می خواهند حل کنند و مساله ملی را در داخل پروژه دموکراسی نگاه می کنند پس باید ما به این مساله دقت کنیم، حرکت ملی باید هم برای “جنگ” هم برای “صلح” برنامه مدونی داشته باشد و هر کدام از اینها اتفاق افتاد باید منافع ملی آذربایجان حفظ شود.

همچینین در این پروژه می توان اینگونه تعریع کرد که باید رادیو و تلویزیون های فارسی زبان که با پول دیگر دولتها برنامه پخش می کنند باید مجبور شوند که نصف برنامه خویش را در اختیار ملل غیر فارس قرار دهند و آنها به زبان فارسی برنامه هائی برای دموکراتیزاسیون ایران پخش کنند. این کار باید صورت بگیرد چرا که رادیو صدای آمریکا، فردا و بی.بی.سی به مراکز تجمع گروه های پان فارس تبدیل شده است و باید در این مراکز دوگانگی و تشتت به وجود آورد و حالا که بی.بی.سی می خواهد تلویزیون فارسی زبان هم دایر کند این مساله باید از سوی فعالان ملی دنبال شود. درست است رادیو به زبان ترکی خوب است ولی رادیو های فارسی زبان حالا در ایران جا افتاده اند و اگر ملل غیر فارس در این رادیو ها ظاهر شوند یک گفتمان عمومی درباره مساله ملی و دموکراسی و حقوق بشر در جامعه به نحو احسن پا می گیرد.

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي



مدیریت اختلافات و بحرانها
-------------------------------------------------------------------------------
آلپر بیجارلي
-------------------------------------------------------------------------------
جهانی که ما در آن قرار داریم بر اساس تفاوتها و تمایزات آفریده شده است و تفاوتها و تمایزات در حالی که اگر خوب مدیریت شوند موجب فرصت برای زندگی بهتر هستند ولی گاها دیده شده که به علت زیاده خواهی بعضی ها موجب اختلافات مزمن و طولانی شده است و در بسیاری از مواقع اختلافات کوچک موجب جنگهای طولانی شده است و هزازان نفر بر اثر این جنگها جان خود را از دست داده اند و جزء ویرانی نفعی به ملل جهان نداشته است.

اختلافات همیشه به خاطر برداشت ها مختلف از ارزشها و یا به علت داشتن منافع، گوناگونی دیدگاه و نظرات، زبان، فرهنگ، وجود طبقات مختلف، مناطق جغرافیائی متعدد… موجود بوده اند و تا وقتی که این اختلافات به حالت بحران و درگیری نرسیده اند مشکلی را ایجاد نمی کنند ولی وقتی که به حالت بحرانی می رسند تبعات سنگینی بر همه بوجود می آورند

بشر از روزی که توانسته یک اجتماع و حکومتی را تشکیل دهد و پادشاهان و حاکمان بر این جوامع مسلط شوند به وسیله ریش سفیدان و افراد سیاستمدار کوشش کرده است که هر گونه اختلافی حدالامکان به صورت آرام و بدون جنگ و بحران رفع و رجوع شود ولی در خیلی از وقتها زیاده طلبی و حس خودبینی بعضی از حاکمان جوامع و طوایف یا گروه ها باعث شده است که فرصت رفع اختلاف از بین برود و مساله وارد حالت بحرانی و درگیری شود که در آخر هم یا یک گروه بر گروه دیگر غالب شده تا این مساله پایان بیابد یا به علت ضعف دو طرف مجبور به امضاء پیمان آتش بس یا صلح شده اند.

به خاطر وجود مناطق بحران خیز و مورد اختلاف یا اختلافات دولتها با همدیگر امروزه مراکز پیش بینی بحران در اکثر کشورها بوجود آمده اند و این گروه ها با مطالعه مراکز بحرانی یا بحران بین دولتها و گروه ها، راه های خروج از بحران را هم مطالعه می کنند و گزارش می دهند. مثلا در مورد کرکوک، کشمیر، قاراباغ یا در مورد گروه های درگیر مثل حماس و فتح مطالعات موردی انجام می دهند و طرفهای درگیر را برای خروج از این بحران و اختلافات آگاه می کنند.

وجود اختلاف در بین احزاب سیاسی و حتی در فراکسیونهای یک حزب و طرفداران یک جنبش و حرکت امری طبیعی است اگر به خوبی مدیریت شود می تواند به جای تهدید این اختلافات تبدیل به فرصت شوند ولی در صورت ادامه بی جهت و بی حاصل اختلافات کم کم از درگیریهای لفظی خارج می شوند با اصطکاک بیشتر در موقع مناسب موجب درگیری فیزیکی و خیابانی بین گروه و احزاب می شود.

به عنوان مثال می توان مورد حماس و فتح را بیان کرد یا اختلافات دو حزب کورد عراق که موجب درگیری و جنگ بین آنها شد را می توان ذکر کرد که بیشترین مهاجران کورد از شمال عراق در زمان حاکمیت این دو حزب بر کردستان عراق قبل از حمله آمریکا خانه و زندگی خود را رها کردند و مهاجرت کردند یا حالا در فلسطین اختلافات دو حزب سیاسی به علت عدم مدیریت اختلافات به صورت صحیح موجب درگیری خیابانی بین طرفداران دو حزب شد و هر کدام قسمتی از فلسطین را تصاحب کرده اند و هر کدام برای خویش حکومتی تشکیل داده اند و به خاطراشتباهات رهبران حماس و فتح مردم فلسطین خصوصا اهالی غزه تاوان سختی را پس می دهند جنگ بین فلسطینیان و اسرائیل به جنگ بین فلسطینی با فلسطینی تبدیل شده است و این کار رهبران فلسطینی تبدیل به طنز تاریخ شده است.

حرکت ملی آذربایجان از روزی که نطفه آن در مرحله کنونی بسته شده به علت قرائتهای متعدد از مبارزه ، ارزشها، عقاید، منافع گروه ها، انحصار طلبی بعضی ها، منیتها، دعوای رهبری، بایراق، تاکتیکهای مبارزه… همیشه دارای اختلافاتی بین فعالین و گروه ها بوده است و این اختلافات به علت عدم مدیریت صحیح موجب هدر رفتن انرژی حرکت ملی شده است و اتحاد بین فعالین و گروه ها به معنی عملی بوجود نیامده است با اینکه چندین بار افراد و احزاب ملی خواستار اتحاد به صورت عملی شده اند ولی این اتحاد به خاطر وجود اختلافات به منصه ظهور نرسیده است و موارد اختلاف برانگیز بر طرف نشده است چه باید کرد؟

موارد اختلاف باید یکی یکی شناسائی شده و با گروه های طرف اختلاف به صورت روشن بحث و بررسی شود که آنها چه می گویند و یا چه می خواهند آیا آذربایجان مهم است یا منافع آنها؟ بعد از مذاکره با آنها باید موارد مذاکره و خواستهای طرفهای مذاکره به فعالین ملی گزارش شود تا همه بدانند که طرفها مذاکره چه گفته اند و چه درخواستی داشته اند اگر یک گروهی بعد ازچند دوره مذاکره از خواستهای نامعقولانه خویش کوتاه نیامد آن وقت باید گروه های دیگر که اختلافات کمی دارند با هم متحد شده و یک جبهه تشکیل دهند و آن گروهی که منافع آذربایجان را زیر پا می گذارد باید به صورت جدی از طرف احزاب و فعالین ملی بایکوت شود و در منگنه قرار گیرد فشارها باید همه جانبه باشد تا آن گروه در جامعه ایزوله شود و مجبور شود که به خواست اکثریت و به منافع ملی آذربایجان گردن بگذارد یا خود به خود با از دست دادن نیروهای خویش آنقدر تحلیل رود که دیگر جزء نامی از آن باقی نماند.

نظام بین الملل از این روش برای برخورد با کشورهای یاغی از جمله برای برخورد با کشورهای “محور شرارت” به صورت عملی استفاده کرده است و تقریبا می توان گفت که جواب مثبتی گرفته است به عنوان مثال لیبی با این روش به جامعه بین المللی بازگشت با کره شمالی که نظام بین الملل با بایکوت و تحریم و با فشا رهمه جانبه آنها را مجبور به قبول خواستهای بین المللی کردند و بعضی کشورها را هم با برخورد نظامی حاکمیت آنها را تغییر دادند مثل افغانستان و عراق و یوگسلاوی.

فعالان حرکت ملی که عمر خود را در راه آذربایجان گذاشته اند٫ اگر امروز نتوانند از منافع ملی آذربایجان دفاع کنند و اختلافات موجود را به نحو احسن بر طرف نکنند باید به حالشان گریست. باید همه گروه های دموکرات و فعالان دموکرات متحد شوند و گروهی که اعمال غیر دموکراتیک انجام می دهد و به اتحاد عملی گروه های آذربایجانی ضربه می زند باید هم در داخل و هم در خارج به صورت عملی بعد از مذاکره و هشدار با آن گروه وفرد برخورد جدی شود ملت آذربایجان نمی خواهد مثل فسطین قربانی جنگ احزاب و گروه ها شود آن گروه و هواداران آن گروه از بین بروند بهتر است یا ملت آذربایجان و منافع ملی آذربایجان؟

فعالان دموکرات باید به این سئوال به صورت روشن جواب دهند. دیگر تمنا و خواهش فایده ندارد باید به صورت عملی برخورد شود گروهی که آذربایجان را قربانی قدرت طلبی بچه گانه خویش می کند باید هر طور شده کنترل شود مدیریت اختلافات و بحرانها گاهی ناگزیر از برخورد است حتی با افراد خودی یا کسانی که مانع اتحاد احزاب آذربایجانی هستند این برخورد لازم می شود.

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي



شهدا حرکت ملی را فراموش نکنیم
-------------------------------------------------------------------------------
آلپر بیجارلي
-------------------------------------------------------------------------------
تاریخ معاصر آذربایجان در یک قرن اخیر پر است از رشادت دلیرمردان و زنانی است که برای رسیدن به آزادی و حقوق خویش جان شیرین خویش را فدای آذربایجان کرده اند و رود خروشان استقلال خواهی ملت آذربایجان را همیشه پر آب نگه داشته اند از سردار غریب آذربایجان ستارخان کبیر گرفته تا شهید خیابانی، شهید بزرگ پیشه وری و شهید محمد تقی زهتابی رهبر معنوی حرکت ملی آذربایجان در فاز جدید بعد از انقلاب ۱۳۵۷، شهدا خرداد ۱۳۸۵ همه و همه برای آزادی ملت بزرگ آذربایجان پنجه در پنجه دژخیمان انداختند و درخت تنومند حرکت ملی را با خون خویش آبیاری کردند تا این درخت تناور همیشه در آذربایجان سبز و بلند قامت بماند.

همه ممالک و کشورها خصوصا ملت ترک از ترکستان شرقی گرفته تا بالکان رسم و رسومات خاصی برای ادای احترام و ماندگاری نام شهدا دارند در ترکیه احترام به شهدا و بزرگ نگه داشتن نام آنها یک وظیفه ملی است و همه باید به نام شهدا احترام بگذارند مزار شهداء در ترکیه با سنگ قبر سفید و با پرچم سرخ و سفید ترکیه در میان گل و گیاه همیشه عزیر نگه داشته می شود و رسم خاکسپاری آنها هم بسیار با شکوه برگزار می شود.چ

حرکت ملی به عنوان یک حرکت ظلم ستیزانه و آگاهی بخش آیا تابحال توانسته است نام و یاد شهدا حرکت ملی را به نحو احسن گرامی بدارد؟ چرا احزاب ملی آذرابایجان عکس شهدا بلند مقام حرکت ملی را از جمله شهید ستارخان، خیابانی، پیشه وری، زهتابی را به عنوان سمبلهای شهدا حرکت ملی بر بالا سن تالارهائی که کنفرانس دارند و یا سیمناری هست نمی زنند؟ تا به دنیا شناخته شوند و به همراه نام آنها هم حرکت ملی هم شناخته شود

علاوه بر این چرا برای ترویج افکار بزرگ آنها احزاب ملی کم کاری می کنند افکار دموکراتیک و آزاد منشانه شهید پیشه وری و دکتر زهتابی هنوز به صورت درست بر جوانان حرکت ملی شناسانده نشده است تلاشهای بزرگ مردی که با نوشتن تاریخ ترکها و همچنین با پایه گذاری حرکت ملی در فاز بعد از انقلاب ۱۳۵۷ توانست شاگردان بزرگی را به حرکت ملی آذربایجان تحویل دهد امروزه تفکرات ملی گرایانه ایشان در گرد و غبار تاریخ گم می شود چرا شاگردان شهید زهتابی تلاش نمی کنند تفکرات ایشان رابه نسل جدید بیاموزند؟ جزوه یا کتابی درباه یادبود او و افکار آذربایجانگرایانه و ملی گرایانه اش منتشر نمی کنند؟ نباید گذاشت نام این بزرگ مردان حرکت ملی از ذهن جوانان حذف شود آنها جان خویش را برای ما زنده نگه داشتن آذربایجان فدا کردند

برای شهدا خرداد هم کاری انجام نداده ایم آثار و زندگی نامه آنها را به نگارش در نیاورده ایم دوستان و فعالان ملی باید خاطراتی که از این شهدا دارند مکتوب کنند و به همراه عکس آنها و بیوگرافی آنها در یک سایت یا وئبلاگی گنجانده شود نام این شهدا عزیز باید برای همیشه جاوید بمانند

همچنین روزی را برای گرامیداشت این عزیران باید از طرف فعالان ملی مقرر شود به عنوان”روز گرامیداشت شهدا حرکت ملی” و برنامه های خاصی برای شناساندن نام و افکار این عزیران برگزار شود روز شهادت شهید بزرگ پیشه وری برای این روز مناسب می باشد یا در خارج از کشور احزاب ملی تلاش کنند سیمناری برای گرامی داشت این عزیزان برگزار کنند.

امروزه در تمام شهر های ترکیه در کنار شعار نفرت از ترور با گفتن جمله ای عشق خود به وطن و شهدا را نشان می دهند”شهید لر اولمز وطن بولونمز” این جمله در تمامی تجمعات و تشیع پیکره شهدا بر زبان پیر و جوان، زن ومرد، دانشجو و استاد… جاری است فعالان ملی هم باید در تجمعات خویش شعارهائی با مضامین احترام به شهدا حرکت ملی سر دهند تا دشمنان آذربایجان ببینند که ما چقدر به شهدا حرکت ملی احترام می گذاریم.

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي