Saturday, November 24, 2007



برآوردي از شاخصه هاي جنبش ملي آذربايجان جنوبي
-------------------------------------------------------------------------------
سيد محمدحسين حسيني
-------------------------------------------------------------------------------
حركت ملي آذربايجان جنوبي به عنوان يك جنبش اجتماعي- سياسي خاورميانه از جايگاه ويژه اي برخوردار است. اين جنبش اجتماعي-سياسي در تعاملات امنيتي و استراتژيك جغرافيايي منطقه كاملاً قابل ارزيابي است. شاخصه هاي كه وزن اين جنبش را نشان مي دهد به قرار ذيل مي باشد:

1- گستردگي و يكپارچه گي سرزميني:

توركهاي ايران اگرچه در گستره سرزميني ايران حضور عيني دارند ولي 5 استان تورك زبان(آذربايجانشرقي، آذربايجانغربي، اردبيل، زنجان، همدان و بخشهايي از تهران و قزوين) در يك گستره جغرافيايي واحد و يكپارچه قرار گفته اند كه در صورت هرگونه تحرك سياسي-امنيتي ، منطقه از توزيع قدرت مركز خارج مي شود.

2- تراكم جمعيتي:

طبق بسياري از آمارهاي معتبر بين المللي و حتي داخلي ( آمارهاي داخلي به صورت رسمي منتشر نمي شود بلكه در مقالات معتبر پژوهشكده مربوط به وزارت اطلاعات مي توان يافت) جمعيت توركهاي ايران بيش از 30 مليون نفر مي باشد. هر چند بخش عظيمي از اين جمعيت در استانهاي فارس زبان ساكن هستند، ولي در 5 استان كشور اكثريت قريب به اتفاق يكدست تورك زبان هستند. هرگونه حركت سياسي اين جمعيت معادلات سياسي – امنيتي و فرهنگي كل سرزمين ايران را با بحران مواجه مي سازد. اهميت تحركات سياسي – ملي استانهاي تورك، زماني كه با تحركات سياسي توركهاي تهران (در تهران نزديك به 7 مليون نفر تورك زندگي مي كنند) هماهنگ شود تاثير مستقيم و بدون واسطه را بر ساختارهاي نظام سياسي ايران كه در تهران متمركز است ، مي گذارد. تراكم جمعيت توركها از چند جهت ديگر هم براي حركت ملي آذربايجان مفيد است كه عبارتند از: از نظر نيروي توليد، از نظر نيروي رزمنده كه در شرايط حاضر به صورت مسالمت آميز فعالند، از نظر راي دهنده، سهولت اطلاع رساني، كاهش نفوذ رقيب در استانهاي تورك زبان و در نهايت سهولت بسيج مردم.

3- مجاورت جغرافيايي:

يكي از وجوه بارز جنبش ملي آذربايجان اين است كه با دو كشور تورك زبان يعني توركيه و جمهوري آذربايجان شمالي هم مرز است كه عمق استراتژيك آذربايجان جنوبي را بسيار تقويت مي نمايدو علاوه بر دو كشور هم مرز به طور كلي كشورهاي تورك زبان آسياي مركزي هم مي تواند به عنوان الگوهاي موفقي مطرح بشود كه بر مبناي قوميت خويش (دولت – ملت) كشور تشكيل داده اند. كشورهاي تورك همسايه به عنوان پشتيبان معنوي مي تواند در مواقع مقتضي مساله جنبش ملي آذربايجان را در دنيا مطرح كند.

4- مداومت تاريخي:

از نظر تاريخي سرزمين آذربايجان مشحون و مملو ار مبارزات قهرماناني است كه بخاطر حق و عدالت بزرگترين حماسه هاي بشري را خلق كرده اند. 23 سال مبارزه قهرمانانه بابك خرم دين در مقابل اشغالگران عرب، نمونه اي از اين حماسه هاست. آگاهي ملت آذربايجان از گذشته خويش روحيه مقاومت ملي و حماسي را در آنها تقويت مي نمايد.

5- منابع غني سرزميني:

سرزمين آذربايجان علاوه بر اينكه استعداد بالايي در كشاورزي دارد، سلسله اي از معادن غني از مواد مختلف از جمله مس، طلا،… و ميدان هاي نفتي را داراست كه دولت هاي فارس زبان حاكم در تهران به علل ملاحظات استراتژيك هيچ سرمايه گذاري در اين مناطق ننموده و حتي سعي بر اين دارند كه ملت آذربايجان را نسبت به منابع غني سرزمين خويش ناآگاه نگه دارند تا مردم همواره در جستجوي كار به مهاجرت گسترده دست بزنند.

6- پيشينه مبارزات ملي و قومي:

جنبش ملي آذربايجان در 100 سال اخير بدون انقطاع به مسير خود ادامه داده است. هرچند كه فراز و نشيب هاي مختلفي را پشت سرگذارده است ولي از مسير اصلي خود منصرف و منحرف نشده است. البته اين جنبش در هر مرحله اي بر طبق نيازهاي ملت آذربايجان مطالباتش را مطرح كرده است. به عنوان مثال در دوره قيام ستارخان ، قانون انجمنهاي ايالتي و ولايتي در قانون اساسي ايران گنجانده شد. اين در حالي است كه در قيام شيخ محمد خياباني بر پررنگ شدن مرزهاي آذربايجان با عنوان آزاديستان تاكيد مي شود. در قيام پيشه وري بر تشكيل دولت ملي ، به عنوان مطالبات تاريخي آذربايجانيان صحه گذاشته شد و در قيام شريعتمداري با توجه به شرايط سياسي حاكم بر ايران ، منطقه و جهان ، بر ملت آذربايجان به عنوان منبع قدرت ساز براي كل ايران تاكيد و هژموني قدرت آذربايجانيان بر ايران مي باشد. و در دوره حاضر هم جنبش ملي آذربايجان كه با عنوان “حركت ملي آذربايجان” همان مسير صد ساله را ادامه مي دهد، با استراتژي حق تعيين سرنوشت صفحه و جبهه اي ديگر از مبارزه با حاكميت شوونيزم فارس را آغاز كرده است.

7- رهبران خردمند؛

يكي از ويژگي هاي جنبش ملي آذربايجان وجود رهبران خردمند در حركت است. رهبري جنبش ملي آذربايجان در شرايط حاضر به صورت شورايي است . هرچند برخي از رهبران قدرت و نفوذ قابل توجهي دارند ولي بخاطر اينكه در حركت ملي آذربايجان (برخلاف جريان هاي قومي كردي كه بين رهبر و بدنه جريان فاصله زياد است) افراد زيادي وجود دارد كه قابليت رهبري دارند و از طرفي در بدنه جنبش نخبگان فكري و دانشگاهي كثيري فعال هستند. به همين دليل تسامح و تساهل قابل توجهي بين رهبران و بدنه جنبش وجود دارد. در بين رهبران جنبش آذربايجان برسر مسائل جزئي اختلاف سليقه هايي وجود دارد ولي در مسائل استراتژيك مربوط به آذربايجان يكدست و يكصدا هستند. به عنوان مثال هرچند شبكه تلوزيوني گوناذ تي وي از منتقدان دكتر محمودعلي چهرقانلي است ، ولي در شرايط حساس قيام خرداد ماه سال 85 ، همكاري مسئولانه اي را با چهرقانلي و ساير پيشروان جنبش نمود. به طور كلي مي توان گفت كه رهبران جنبش ملي آذربايجان به چنين درايت و عقلانييتي رسيده اند كه در صورت ضرورت مي توانند فرد يا گروهي را به عنوان رهبر فصل الخطاب جنبش معرفي نمايند(بصورت دموكراتيك).

8- همسويي مطالبات ملي جنبش آذربايجان با گفتمان مسلط بين المللي؛

جنبش ملي آذربايجان در 100 سال اخير از راههاي مسالمت آميز جهت رسيدن به اهدافش استفاده كرده است و تمام خواسته هايش را بر طبق و در چارچوب قوانين و كنوانسيونهاي بين المللي مطرح نموده است. علاوه بر آن گفتمان حاكم بر جنبش ملي آذربايجان به محوريت حقوق بشر، تاكيد بر صلح، كرامت انساني، دموكراسي و … بوده است كه با گفتمان مسلط بين المللي همخواني قوي دارد. و از طرفي “حق تعيين سرنوشت ” كه از مطالبات جدي جنبش ملي آذربايجان است از منطق حقوق بين الملل نشات گرفته است.

9- ميزان فاصله با مركز؛

جنبش ملي آذربايجان مركز جغرافيايي فعاليتش را در شهر تبريز قرار داده و استانهاي تورك نشين همجوار را پوشش مي دهد. اين جنبش مشاركت در قدرت مركزي را نه به عنوان تاكتيك و نه به عنوان استراتژي قبول ندارد. با توجه به فاصله اي كه بين شهر تبريز به عنوان كانون قدرت جنبش ملي آذربايجان و شهر تهران و اصفهان به عنوان كانون قدرت قوم فارس وجود دارد، مركز نمي تواند بر جنبش ملي آذربايجان با عناوين پوششي، مطالبات صنفي، قشري، و حاشيه نشيني سرپوش بگذارد. به همين جهت هرگونه تحرك در شهر تبريز و استانهاي مربوطه ، در رديف و حتي زيرمجموعه جنبش ملي آذربايجان ثبت مي شود.

10 – قابليت بسيج پذيري:

در مناطق تورك نشين (آذربايجان) بيش از ساير ملت هاي ساكن در ايران قابليت بسيج پذيري وجود دارد. بطوري كه در سالروز تولد بابك خرم دين با وجود فشارهاي غيرقابل تحمل دولت فارس ، هر ساله بيش از يك مليون نفر در قلعه بابك واقع در شهرستان كليبر شركت مي كردند. و در قيام خرداد ماه 1385 ، 35 شهر آذربايجان در اثر تصرف خيابانهاي شهر توسط ملت ، بطور رسمي از كنترل حكومت خارج شده بود. اين جنبش در شرايط مقتضي قدرت بسيج پذيري در هر سطحي را دارد.

البته لازم به ذكر است كه جنبش ملي آذربايجان در كنار شاخص هاي قدرت ساز، با برخي از موانع و مشكلاتي روبروست كه ضريب قدرت جنبش را كاهش مي دهد كه به جند مورد از آنها اشاره مي كنيم:

1-نظام سياسي ايران (دولت) در اختيار قوم فارس است، كه ايدئولوژي شوونيزم فارس بر آن چيره شده است. اين دولت تمام قدرت سياسي، اقتصادي، اطلاعاتي، فرهنگي و نظامي اش را براي نابودي جنبش ملي آذربايجان بسيج نموده است.

امروزه پروژه هاي قوي براي اخنلاف انداختن بين نيروهاي فعال جنبش از طرف دولت اجرا مي شود. دولت مي خواهد شاخص هايي را كه به صورت استاندارد مبين يك جنبش مي باشد را در جنبش آذربايجان از بين ببرد يا خدشه دار سازد، تا بتواند جنبش ملي آذربايجان را با اصطلاحات شورشي، تجزيه طلبان و اخلال گران همرديف سازد.

2- دولت ايران به وسيله تطميع و تهديد ، حمايت حاميان بين المللي جنبش ملي آذربايجان را خنثي ميكند.

3- با ظهور قدرت اسلامگرا در توركيه ، برخي از فرصتهايي كه جنبش مي توانست با استفاده از امكانات توركيه عملياتي سازد، ناممكن شده است. به عنوان مثال جلوگيري از پخش برنامه هاي تنها تلوزيون آذربايجان جنوبي، گوناذ، از ماهواره تورك ست و يا ديپورت چهرقانلي از اين كشور و دهها مورد ديگر كه مي توان مرتبط با ظهور اسلامگراها در توركيه دانست.

4- بن بست در حل مناقشه قره باغ و بطور كلي اشغال 20% از اراضي آذربايجان توسط ارمنستان و بهره برداري دولت تهران از اين فضاي حاكم بر آذربايجان شمالي

5- عدم وجود رسانه هاي ارتباط جمعي كافي جهت اطلاع رساني: جنبش ملي آذربايجان به علت نداشتن وسايل اطلاع رساني از نوع تلوزيون ، راديو، روزنامه و … شديداً متحمل خسارت هاي گسترده اي مي شود. امروزه اكثريت ملت آذربايجان به اينترنت دسترسي ندارند، تمامي نشريات و روزنامه هاي مربوط به جنبش آذربايجان توقيف شده اند. شبكه تلوزيوني گوناذ كه به مديريت احمد اوبالي از آمريكا پخش مي شود با محدوديت هاي مالي و فني(ماهواره اي) مواجه است.

به هر حال جنبش ملي آذربايجان مقدورات و معذورات خاص خودش را دارد. ولي آنچه واقعيت دارد منابع قدرت ساز در آذربايجان بسيار قابل توجه است و كنش گري اين جنبش را در آينده بسيار نمايان خواهد ساخت. اين كنش گري جنبش آذربايجان با تضعيف قدرت دولت تهران بر اثر فشارهاي داخلي و خارجي قدرتمندتر خواهد شد.

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي

Wednesday, November 7, 2007



جنبش ملي آذربايجان ؛ بازيگر چالش دار
-------------------------------------------------------------------------------
سيد محمدحسين حسيني
-------------------------------------------------------------------------------
امروزه حرکت ملي آذربايجان جنوبي در يک شرايط خاص منطقه اي و بين المللي به عنوان يک بازيگر جدي مطرح است. بازيگري که در هر تغيير و تحول منطقه اي مي تواند نسبت به اکثر بازيگران منطقه اي نقش مؤثري را ايفا نمايد. اکثر استراتژيست هاي جمهوري اسلامي و برخي از استراتژيست هاي منطقه اي و بين المللي معتقدند که قابليت بازيگري ” حرکت ملي آذربايجان” بيشتر از آن تصوراتي است که در غرب و منطقه آن وجود دارد. حتي در داخل حرکت ملي آذربايجان افرادي هستند که درک درست از وضع استراتژيک خود ندارند. ولي مطالعه شاخصه هاي يک جنبش اجتماعي که به سطح بازيگري درسطح ملي و منطقه اي رسيده است، نشانگر اين است که نمودار حرکت ملي آذربايجان در اين شاخصه ها در حد استاندارد است.

فقط مطالعه دقيق و علمي قيام خرداد ماه آذربايجان ،‌سطح بازيگري جنبش ملي آذربايجان را مشخص مي کند. در اين قيام با اينکه وسايل اطلاع رساني در حد نزديک به صفر بود ، ۳۵ شهر آذربايجان لنگرهاي امنيتي دولت تهران را به لرزه درآورده و عملاً در طول يک ماه ، توزيع قدرت را که يکي از کارويژه هاي هر دولت است، در شهرهاي آذربايجان با اختلال جدي مواجه کرده بودند.

جمهوري اسلامي با درک سطح بازيگري حرکت ملي آذربايجان ، نگراني و توجه بيشتري براي کاستن از سطح بازيگري اين جنبش سياسي – اجتماعي آذربايجان نشان داد و با درک شرايط آينده خاورميانه ، که صد در صد آبستن حوادث بزرگ است، برنامه هايي در دستور کار دارد که به چند مورد اشاره مي شود؛

۱- جمهوري اسلامي بر اين اعتقاد است که حمله به کليت جنبش آذربايجان هميشه به نفع دولت تهران تمام نشده و بايد منازعه دولت تهران با آذربايجان را به منازعه آذربايجان با آذربايجان تبديل کرد. که شامل اختلافات استان با استان و بعد ايجاد اختلاف بين طيف هاي مختلف حرکت ملي آذربايجان است.(امروزه مطالعه پروژه هاي نهادهاي امنيتي و سوالاتي که در بازداشتگاههاي وزارت اطلاعات از فعالين مي شود بيانگر اين نکته است که دولت تهران ‌براي طيف و يا گروهي که با طيف ديگر حرکت مشکل دارد، با هدف پررنگ تر شدن اختلافات فضاي لازم را به وجود مي آورد).

۲- دولت تهران از بين المللي شدن حرکت ملي آذربايجان وحشت دارد به همين جهت تلاش مي کند شاخصه ها و استاندارد هايي را که مبين يک حرکت سياسي – اجتماعي است از حرکت ملي آذربايجان بگيرد. به عنوان نمونه دولت تهران در تلاش است قدرت بسيج پذيري ، استراتژي واحد،‌ داشتن رهبري ، … را در حرکت از بين ببرد و با بکار بردن اصطلاحاتي مانند تجزيه طلبان، شورشيان ، آشوب طلبان و … مي خواهد از به وجودآمدن تصور يک جنبش سياسي از حرکت ملي آذربايجان در دنيا ، جلوگيري کند. و از طرفي با ناميدن تجزيه طلب که در حقوق بين الملل طرفدار ندارد، دستشان براي سرکوب فعالين حرکت باز باشد.

۳- دولت تهران با ساماندهي کردها در شهرهاي آذربايجان ، يک بحران هدايت شده و در عين حال قابل کنترل را به اجرا گذاشته و بر اين باور است که مناقشه تورک ها و کردهاي مهاجر مي تواند بخش عظيمي از پتانسيل حرکت ملي آذربايجان را به اضمحلال بکشاند.

۴- دولت تهران ، تورکيه و جمهوري آذربايجان شمالي را عمق استراتژيک حرکت ملي آذربايجان مي داند و با روي کار آمدن حزب عدالت و توسعه در تورکيه و با انعقاد قرارداد امنيتي با اين کشور ،‌تا حدودي نگراني خود را از جانب تورکيه از بين برده است. از طرفي با نفوذي که در سازمان پ. کا. کا. دارد ، هرزمان بخواهد مي تواند امنيت تورکيه را با چالش مواجه سازد. اما در مورد جمهوري آذربايجان فوق العاده نگران است و وجود اين کشور را به ضرر امپراطوري خود قلمداد مي نمايد. به همين جهت چهار سطح از سياست را در جمهوري آذربايجان شمالي دنبال مي کند که عبارتند از:

الف- ايجاد يک گروه اسلامگرا و سازمان دهي آن در کل آذربايجان با عنوان حزب اسلامي آذربايجان که در ۱۷ شهر شعبه دارد و ۶۰۰ نفر از اعضاي رسمي و غيررسمي اين حزب در شهر قم علوم حوزوي همراه با دروس مربوط به عمليات رواني خواندند و به آذربايجان برگشتند و ۱۶۰ نفر ديگر نيز دوره هاي “شهادت طلبانه” را در ايران گذراندند.

ب- سازمان دهي گروههاي قومي تالش، آوارها و در شرايط حاضر هم کردها در جمهوري آذربايجان. امروزه در کشورهاي مختلف جهان سرويس هاي اطلاعاتي ايران با تالش هاي مهاجر آذربايجان ارتباط برقرار کرده و آنها را به سمت دشمني با دولت جمهوري آذربايجان سوق مي دهند. شبکه تلوزيوني برون مرزي “سحر” وابسته به سپاه پاسداران ايران بيشترين تلاش را در اين راستا انجام مي دهد.

ج- حمايت از ارامنه جهت استمرار طويل المدت اشغال آذربايجان و همچنين حمايت غيررسمي از استقلال قره باغ ؛ در شرايط کنوني ۵۰ شرکت وابسته به نيروهاي امنيتي دولت تهران با پوشش هاي مختلف و همچنين يک رادار نظامي دولت تهران در قره باغ فعال است( البته دولت تهران برنامه هاي قومي را نيز براي ايجاد گروه استقلال طلب در نخجوان در دست اجرا دارد).

د- دولت تهران تلاش مي کند چند تا از لابي هايش را در دولت جمهوري آذربايجان حفظ کند و اين لابي ها پيام دولت تهران را بي واسطه به الهام علي اف برسانند و در شرايط حساس مانند انتخابات پارلماني و رياست جمهوري با حمايت سياسي از الهام علي اف و حزبش امتيازات کوتاه مدت دريافت نمايد.

۵- دولت تهران سعي مي نمايد با بزرگنمايي روابط باکو – اسرائيل ، دولت جمهوري آذربايجان را در مقابل دينداران آذربايجان جنوبي قرار دهد.

۶- دولت تهران با انعقاد قرارداد با ارتش سري ارمنستان (آسالا) در نظر دارد در مواقع بحراني ، شکار فعالين قوي حرکت ملي آذربايجان را به آنها بسپارد.

۷- دولت تهران هر روز حدود ۱۲۰ نفر از سرويس هاي اطلاعاتي خود را از استانداري تبريز و اردبيل ، با پوشش هاي مختلف از جمله تاجر و ‌ روزنامه نگار به باکو مي فرستد، تا نبض تحولات اين جمهوري را به روز داشته باشد. البته چندين نهاد رسمي دولت تهران از جمله کميته امداد ، دفتر فرهنگي ايران در باکو، انتشارات الهدي، … علاوه بر جمع آوري اطلاعات ، نفوذ قابل توجهي در برخي از لايه هاي جامعه آذربايجان دارند. آقاي اجاق نژاد نماينده فرهنگي ايران که يکي از نيروهاي امنيتي ايران مي باشد، در بين دينداران باکو به عنوان ريش سفيد شناخته مي شود و کتابهاي ديني به نفع جمهوري اسلامي را به نويسندگان باکو سفارش مي دهد.

۸- دولت تهران با شناسايي افراد نويسنده در سراسر جهان ، از آنها مي خواهد که عليه کشور آذربايجان و تورکها مطلب بنويسند. البته نزديک ۲۲۰ سايت و وئبلاگهاي اينترنتي هم با اسامي مختلف بر عليه آذربايجان فعال نموده است.

۹- دولت تهران تلاش دارد بازي را در زمين آذربايجان انجام دهد تا حرکت ملي آذربايجان را در زمين خود درگير نمايد. به عنوان نمونه ۸۰ سال است که حرکت ملي آذربايجان تلاش مي کند افترايي را که کسروي خائن با عنوان “آذري شاخه زبان فارسي است” مطرح کرده است را برطرف نمايد. و اکنون نيز با به وجودآوردن کلماتي مانند آران، ايران شمالي، … سعي ميکنند حرکت ملي آذربايجان اکثر وقتش را صرف افترازدايي بکند تا ابتکار.

ملاحظات راهبردي حرکت ملي آذربايجان:

•: اختلافات در درون حرکت به حداقل سطح اش برسد. فعاليني که صاحب رسانه هستند سعي کنند حرکت را به خودخوري نکشانند، امروزه بيشتر تنش ها در فضاي مجازي اينترنت است و در داخل آذربايجان اختلافات جدي وجود ندارد. صاحبان رسانه ها فضا را بيشتر درک نمايند.

•: فعالين و نخبگان حرکت ملي آذربايجان ادبياتي را به وجود آورند که وزن حقوقي و سياسي داشته باشد و اين ادبيات بيانگر واقعي يک جنبش سياسي- اجتماعي و ملي باشد. به عنوان نمونه اصطلاح “فدراليسم” نمي تواند مبناي يک جنبش سياسي – اجتماعي منطقه اي باشد، بلکه تفويض بخشي از قدرت دولت مرکزي به استانهاو ايالتهاست. ولي جنبش “حق تعيين سرنوشت ” (در چارچوب استقلال طلبي) مي تواند مبناي يک جنبش سياسي منطقه اي باشد. البته فدراليسم مي تواند به عنوان يک فاکتور در هنگام مذاکره با دولت تهران مورد استفاده قرار گيرد.

•: در مذاکره با سران کردها بايستي آنها را متوجه کرد که ابزار بازي هاي کثيف دولت تهران هستند و از اين کار سودي عايدشان نمي شود. لازم به ذکر است که بايستي مردم آذربايجان غربي را متوجه اقدامات شوم تروريست هاي کرد بنماييم.

•: حزب عدالت و توسعه و دولت اردوغان کل تورکيه نيست و فرصت هاي مختلفي در لايه هاي مختلف اجتماعي تورکيه وجود دارد که مي توان از آنها به نفع حرکت ملي آذربايجان سود برد. در جمهوري آذربايجان نيز با در نظر گرفتن منافع ملي اين جمهوري ، مي توان از ديپلمات هاي آنها جهت شناساندن حرکت ملي در جهان بهره برد.

•: در مورد سازمان هاي تروريستي ارمني که با دولت تهران قراردادهاي همکاري دارند ، اطلاع رساني لازم صورت گيرد.

•: فعالين خارج تلاش نمايند کميته هاي حقوق بشر و کميته هاي دفاع از زندانيان سياسي را ايجاد نمايند و بخش عظيمي از فعاليتشان اطلاع رساني در خصوص اوضاع وخيم آذربايجان به نهادهاي بين المللي باشد.

•: نسل کشي تورکهاي آذربايجان توسط دولت تهران در زمان پهلوي را به صورت جدي در جهان مطرح و حوزه رسانه اي دنياي تورک و برخي NGO هاي بين المللي را در اين خصوص آگاه سازند.

•: حرکت ملي آذربايجان بايستي تغيير و تحولات منطقه اي را تجزيه و تحليل عميق نموده و سناريو خود را از امروز تهيه کرده ، براي هر سطحي از تحولات سناريوي خاصي را تعريف نمايد.

•: در درون حرکت ملي آذربايجان احزاب مختلف به وجود آيد تا تمام قشرهاي ملت آذربايجان پوشش داده شوند. و در موارد حساس رؤساي احزاب بتوانند از طريق تشکيل شوراي رهبري از طرف ملت برنامه ريزي کنند.

•: از اکنون دايرةالمعارف آذربايجان جنوبي تهيه شود و دوستان، دشمنان ، امکانات ، مقدورات، محذورات، مناطق استراتژيک ، شعارها، … را مشخص نمايند تا در مواقع بحراني با خلاء اطلاعاتي مواجه نشوند. (البته اين مجموعه بايستي نزد رهبران حرکت حفظ شود). از طرفي بدين طريق کليدواژه هاي حرکت ملي آذربايجان تنظيم مي گردد. براي نمونه از اصطلاح هاي ؛ ملت آذربايجان، قيام خرداد ۱۳۸۵ آذربايجان، مرزهاي تحميلي آذربايجان، دولت شبه مدرن فارس، حق تعيين سرنوشت، امپراطوري ايران، نسل کشي ۱۳۲۵ آذربايجان، دولت ملي آذربايجان در سال ۱۳۲۴ ٫ … مي توان نام برد.

•: مراکز مطالعاتي در حرکت ملي بايد فعال باشند و از نخبگان دنياي تورک مي توان در اين مراکز بهره برد.

•: حرکت بايستي از حالت مکانيکي به حالت ارگانيکي درآيد و گروههاي مختلف در حوزه هاي حقوقي، سياسي، استراتژيک، اقتصادي، … فعال باشند.

•: فعالين خارج از کشور تلاش نمايند رسانه هاي مختلفي را براي اطلاع رساني حرکت ايجاد نمايند.

•: خاطرات زندانيان سياسي و سوالاتي که از آنها پرسيده مي شود جمع آوري گردد تا سوالات فني وزارت اطلاعات ايران نسبت به حرکت ملي مشخص گردد.


Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي