Monday, February 19, 2007



معجزه توسعه اقتصادي دنياي ترك
-------------------------------------------------------------------------------
ترجمه و تدوين: علي دده بيگلو
-------------------------------------------------------------------------------
جمهوريهاي ترك كه پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، بقاء شان نيز مورد شك و ترديد عده اي قرار گرفته بود، با شتاب بسيار رشد مي كنند. صاحبنظران بر اين عقيده اند كه دنياي ترك به تدريج بر مشكلات خويش در راه ادراك دوره جهاني شدن فائق آمده است. در سال جاري، درآمد ملي كشورهاي تركيه، آذربايجان، قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان و قيرقيزستان، با توسعه اقتصادي صدها در صدي خود به مرز ٦٠٠ ميليارد دلار رسيد. اين موفقيت در عرصه اقتصادي توجه موسسات بين المللي را به خود جلب كرده است.

جهان، داستان موفقيت حوزه درياي خزر را در آينده بسيار نقل خواهد كرد

در سال جاري درآمد ملي آذربايجان از سه و نيم ميليارد دلار در ١٢ سال پيش، به سي و سه ميليارد دلار و در آمد سرانه قزاقستان، با سبقت گرفتن از تركيه به سطح پنج هزار و ٥٩٢ دلار رسيد. نرخ رشد اقتصادي تركمنستان افزايشي ٦٠٠ در صدي از خود نشان داد و تركيه كه در سال جاري درآمد ناخالص ملي اش به ٤٠٠ ميليارد دلار رسيد، داراي رشدي ٢٥٠ درصدي بود. ازبكستان و قيرقيزستان نيز با سرعت بسيار دوره بازيابي خود را به پايان مي رسانند. طبق داده هاي صندوق بين المللي پول، در پنج سال گذشته صادرات تركيه از ٣٦،١ ميليارد دلار به ٨٦ ميليارد دلار، قزاقستان از ٥،٣ ميليارد دلار به ٣٠،١ ميليارد دلار و ازبكستان از ٣،٧ ميليارد دلار به ٥ ميليارد دلار افزايش يافته است. صادرات تركمنستان در سال ٢٠٠٥، ٤،٧ ميليارد دلار و صادرات قيرقيزستان ٧٥٩ ميليون دلار بوده است. در سال ٢٠٠٥ ، قزاقستان با ١٢،٦ ميليارد دلار مازاد صادرات، داراي مقام نخست در ميان كشورهاي تركي بوده است.

پيشرفت قابل ملاحظه اي كه كشورهاي آذربايجان، قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان و قيرقيزستان به همراه تركيه از سال ١٩٩٥ به اين سو از خود نشان داده اند، در آخرين گزارش صندوق بين المللي پول نيز كه توسعه اقتصادي شش دولت تركي مذكور در دوازده سال اخير را زير ذره بين قرار داده منعكس شده است. گزارش صندوق بين المللي پول، حكايت از رشد سريع اقتصادي دنياي ترك با مساحتي بيش از چهار ميليون و ٧١٧ هزار كيلومتر مربع دارد. طبق اين گزارش، پيشرفت و بهبود كشورهاي تركي در عرصه درآمد ناخالص ملي از سال ١٩٩٥ تاكنون، شايسته تقدير است. در اين مدت، اقتصاد آذربايجان ٩٥٠ درصد رشد داشته است. اين رشد در تركمنستان٥٩٠ درصد و در تركيه ٢٤٠ درصد بوده است. طبق اين گزارش در سال جاري درآمد ناخالص ملي پنج دولت ترك به مرز ٦٠٠ ميليارد دلار خواهد رسيد.

منابع غني مانند گاز و نفت، فرصتهاي بي همتائي را براي دولتهاي ترك فراهم نموده و باعث شده اند كه اين كشورها، به عنوان بازيگراني جديد در بازي انرژي وارد شوند. با اينهمه آگاهان بر اين عقيده اند كه در پشت پرده موفقيت تاريخي و تحقق توسعه مستمر دنياي ترك، مهارت و كارداني در مديريت كشور و اقتصاد، و ثبات پايدار سياسي و اجتماعي نقش اساسي را داشته و با ادامه ثبات سياسي در اين كشورها و تعهد به اجراي بازار اقتصادي آزاد از سوي حكومتها، توسعه پايدار اقتصادي و جلب سرمايه گذاري خارجي در دنياي ترك ادامه خواهد يافت.

آذربايجان، ستاره اقتصادي جهان ترك

بنا به معلومات بانك اروپائي توسعه، جمهوري آزربايجان سريعترين رشد اقتصادي را در ميان كشورهاي آسياي ميانه داشته و در سال ٢٠٠٦ با رشد اقتصادي ٣٦ درصدي خود، حتي توانسته است چين را نيز پشت سر گزارده و در مقام نخست جهان قرار گيرد. اين كشور درآمد ملي خود را از ٣ و نيم ميليارد دلار در دوازده سال گذشته، ده برابر نموده و به ٣٣ ميليارد دلار رسانيده است. درآمد سرانه آذربايجان در سال جاري به مرز ٤٠٠٠ دلار نزديك شده و صادراتش بالغ بر ٤،٧ ميليارد بوده است.

آذربايجان كشوري داراي منابع و ذخاير زيرزميني بسيار مهم نفت و گاز طبيعي است و افزايش قيمت نفت، در نرخ رشد قابل توجه آن موثر بوده است. آذربايجان در صدد است كه در آمد سالانه حاصل از فروش نفت خود را كه در حال حاضر حدود ٨ ميليارد دلار است در آينده اي نزديك به ١١ ميليارد دلار برساند. شركتهاي چند مليتي، بويژه براي سرمايه گذاري در زمينه انرژي به باكو روي مي آورند. خط لوله ب.ت.ج. (باكو- تفليس-جئيهان) كه پروژه قرن نام گرفته است نيز در صدر سرمايه گذاريهاي خارجي سالهاي اخير قرار دارد.

ورود سرمايه بين المللي و خارجي در عرصه انرژي به كشور، سرمايه گذاري در عرصه هاي گوناگون از ساختمان تا بانكداري را نيز به همراه خود مي آورد. سرمايه گذاري خارجي بالغ بر سه ميليارد و ٢٢٩ ميليون دلار و يا ٥٤.٢ درصد از كل سرمايه گذاريهاي انجام شده در آذربايجان را تشكيل مي دهد. بريتانيا با ٤٦،٩ درصد، ايالات متحده با ١٧،٤ درصد، ژاپن با ٩،٧ درصد، آلمان با ٦،٦ در صد، نروژ با ٦،٤ درصد، تركيه با ٦،٢ در صد و عربستان با ٢ درصد در صدر جدول كشورهاي سرمايه گذار در آذربايجان قرار دارند. در ميان موسسات مالي بين المللي سرمايه گذار در آذربايجان، بانك جهاني، بانك اروپائي توسعه و نوسازي و بانك توسعه اسلامي جاي گرفته اند. آذربايجان از امتياز برخواردي تجارت معاف از گمرك با كشورهاي عضو اتحاديه كشورهاي مستقل نيز برخوردار است. اين كشور كه در آستانه عضويت در سازمان تجارت جهاني است، با عضويت در كليه نهادهاي اروپائي، به سرعت در راه انتگراسيون موفقيت آميز سياسي و اقتصادي خود با اروپاست آنچنانچه از سوي تعداد فزاينده اي از بروكراتهاي عالي رتبه اتحاديه اروپا، از آذربايجان به عنوان كانديدائي مطلوب براي عضويت در اين اتحاديه ياد مي شود.

تركيه، اصلاحاتي موفق، اميد افزاينده به آينده

تركيه با به اقتدار رسيدن حكومت اردوغان-آغ پارتي، درهاي اقتصاد خود را بيش از پيش و در حد شگفت انگيزي به جهان خارج گشود. اصلاحات بسيار گسترده در عرصه هاي اقتصاد كلان و خرد، به همراه پايبندي حكومت به سياستهاي بانك جهاني، نرخ توسعه اقتصادي بالا تركيه را تضمين نموده است. طبق گزارشات صندوق بين المللي پول، تركيه در دوازده سال اخير بيش از دو و نيم برابر توسعه يافته و با رشد ناخالص درآمد ملي ٪٧،٦، به نمونه چين نزديك شده است. بانك جهاني توسعه تركيه را نمونه موفقيت خود خوانده و اعلام نموده است كه در تركيه، ثبات سياسي و اقتصادي اميد به آينده را مي افزايد و در صورت ادامه اصلاحات پايه اي كه اين كشور در حال تطبيق آنهاست، در آينده بسيار نزديكي به يكي از مرفه ترين كشورهاي منطقه و جهان تبديل خواهد شد. تركيه با درآمد ناخالص ملي ٤٠٠ ميليارد دلاري خود، جايگاه خود را در ميان ٢٠ اقتصاد بزرگ جهان تثبيت نموده و با هدف صادرات ١٠٠ ميليارد دلاري خود، هم اكنون ٢٢ مين بزرگترين صادر كننده جهان است.

در پنج سال گذشته صادرات تركيه از ٣٦ ميليارد دلار به ٨٦ ميليارد دلار افزايش يافته و سرمايه گذاري خارجي در اين كشور از يك ميليارد دلار به ١٨ ميليارد دلار رسيده است. فورد، تويوتا، هوندا و پورشه صدها ميليون دلار در صنايع ماشين سازي تركيه -يكي از پربازده ترين آنها در جهان است- سرمايه گذاري كرده اند. از طرف ديگر تركيه خود آغاز به سرمايه گذاريهاي غول آسا در موسسات جهاني خود كرده است. حجم تجارت تركيه با اتحاديه اروپا در ١٠ ماه نخست سال ٢٠٠٦ بالغ بر ٧٠،٣ ميليارد يورو (٩١ ميليارد دلار) بوده است. حجم صادرات تركيه به كشورهاي اتحاديه اروپا در سال قبل با ١٦ درصد افزايش به ٣١،٨ ميليارد يورو و حجم واردات اين كشور از كشورهاي اتحاديه اروپا با ١٣ درصد افزايش به ٣٨،٥ ميليارد دلار رسيد. در نتيجه اين افزايش، تركيه پس از چين، روسيه، سوئيس، ژاپن و نروژ به بزرگترين شريك تجاري اتحاديه اروپا تبديل شده است.

تركيه در دنياي اسلام نيز در همه شاخصها مدرنترين، پيشرفته ترين و موفقيت ترين كشور است. از بين ١٠٠ بزرگترين شركت جهان اسلام، ٢٥ عدد آنها را شركتهاي تركيه اي تشكيل مي دهند. شايان ذكر است كه بر خلاف كشورهاي عربي و ايران، هيچكدام از اين شركتها در عرصه هاي نفت و گاز و منابع زيرزميني فعاليت ندارند. در حاليكه كشورهاي ترك آوراسيا در سايه منابع غني زيرزميني نفت و گاز خود، به عنوان بازيگران مهم عرصه انژري در آمده اند، تركيه با خط لوله آدانا –جئيهان و خطوط موجود و يا در دست احداث نفت، گاز و آب به روسيه، درياي سرخ- اسرائيل و يونان- شبه جزيره بالكان در حال تبديل شدن به يكي از مهمترين ترمينالهاي انرژي در جهان است. اين ويژگي اهميت ژئواستراتژيك موجود تركيه را به سرعت افزايش مي دهد.

قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان: مديريتي داراي ويزيون

از ستاره هاي توسعه اقتصادي جهان ترك، يكي نيز قزاقستان است كه در سال جاري درآمد ناخالص ملي خود را به ٨٤ ميليارد دلار رسانيده است. قزاقستان با جمعيتي حدود ١٥ ميليون نفر و درآمد سرانه ٥ هزار و ٥٩٢ دلار، در حال سبقت گرفتن از تركيه است. اين كشور جوان كه از نظام مديريتي جاافتاده و بسيار جدي برخوردار است توانسته است درآمدهاي حاصل از نفت و معادن خود را به نحو احسن مديريت نمايد. سران آستانا، علاوه بر سرمايه گذاري در لوله هاي انتقال نفت و گاز، بخشهايي مانند توليدات غذائي، منسوجات، ساختمان و ... را نيز داراي اولويت براي سرمايه گذاري اعلام نموده و مشوقهاي گوناگوني براي سرمايه گذاران در اين بخشها ايجاد كرده اند. دولت قزاقستان در راستاي سياست ايجاد تنوع در منابع و روابط اقتصادي، همزمان به گسترش مناسبات اقتصادي و تجاري با چين اقدام و همچنين با توسعه زراعت و كشت پنبه در اراضي وسيع خود، به عنوان جانشيني براي نفت، به بررسي در باره كانولا، ماده خام بيوديزل نيز آغاز نموده است.

تركمنستان كشور ديگر آسياي ميانه، با ذخاير عظێم گاز طبيعي خود در مركز توجه روسيه، چين، تركيه و كشورهاي اروپائي قرار دارد. اين كشور درآمد ناخالص ملي خود را به ٢٣،٧ ميليارد رسانده و در آمد سرانه اش را نيز به سطح محسوسي افزايش داده است. دولت آشق آباد موفق به مديريت كارشناسانه درآمد حاصل از گاز طبيعي خود شده و آنرا عمدتا به بخش ساختمان و پروژه هاي زيربنائي كاناليزه كرده است. آشق آباد پايتخت كشور، اكنون تبديل به كارگاه ساختماني بزرگي شده و قيمت غيرمنقول در آن بسيار بالاست. بيش از ٢٠ در صد از كل پروژه هايي كه بخش ساختماني تركيه در كشورهاي خارجي در دست اجرا دارد در تركمنستان است.

كشور ديگر جهان ترك كه بخش ساختماني آن از جنبش ويژه اي برخوردار است ازبكستان مي باشد. دولت تاشكند نيز توانسته است دوره گذر را با مهارت مديريت نمايد. پروژه هاي زيربنايي و بخش منسوجات در حال گسترش اين كشور، فرصتهاي بسيار مهم و جذابي را براي سرمايه گذاران خارجي عرضه ميكند.

خطر تبديل شدن به ايران و عربستان

اقتصاد تك محصولي كشورهاي توليد كننده نفت در خاورميانه و در راس آنها ايران، عربستان و شيخ نشينهاي خليج عربي، به همراه ناكارآمدي مديريتي و فساد مالي زمامداران، مانعي اساسي در مسير دمكراتيزاسيون و نيرومند و سالمسازي اقتصاد اين كشورها است. و اين همه به نوبه خود زمينه ساز آينده غيرقابل پيش بيني نظامهاي حاكم بر اين كشورها در داخل و همچنين در معرض تحقير مدام قرار گرفتن و باخت مكرر اين دولتها در عرصه ديپلماسي و افكار عمومي جهاني است. بسياري از معضلاتي كه در ايران، عربستان و شيخ نشينهاي خليج عربي ديده ميشود، ناشي از انباشته شدن نقدينگي است. بين ٨٥٪-٩٠٪ از درآمد ناخالص ملي اين كشورها از فروش نفت و گاز طبيعي حاصل ميشود. بقيه ي اين درآمد نيز از جمع آوري ماليات بر مشتقات اين محصولات بدست مي آيد. در اين كشورها اقتصاد بر دور چند فراورده طبيعي مي چرخد و در نتيجه هيچگونه دمكراتيزاسيون و تنوع ماركي وجود ندارد. درآمد و قدرت در دست گروه بسيار محدودي منحصر شده و سيستم حاكم كلا بر هر نوع توسعه و پيشرفت اجتماعي، سياسي و اقتصادي بسته است.

در طرف ديگر تركيه قرار دارد كه علي رغم آنكه داراي ذخائر قابل ملاحظه نفت و گاز نيست، بزرگترين اقتصاد جهان اسلام است. در سالهاي اخير در تركيه اصلاحات حقوقي، اجتماعي و سياسي بسيار عميق و گسترده اي انجام گرفته است. همزمان اين كشور در سايه قدرت شبكه اي از رسانه ها كه اجتماع را به سوي تغيير و گذر از سدهاي فرهنگي سوق داده اند در مدت زماني بسيار كوتاه تبديل به جامعه اي باز و بازتر شده است. اكنون در كشوري كه چندين سال قبل، تنها داراي يك كانال تلويزيون دولتي بود، بيش از ٣٠٠ كانال تلويزيوني، هزار و يكصد ايستگاه راديويي فعال وجود دارد. همه مدارس خصوصي به اينترنت وصل بوده و حكومت نيز بيش از ٤٠٠،٠٠٠ كامپيوتر در مدارس دولتي توزيع كرده است. واليان هزاران تن را براي كارآموزي روانه كشورهاي اروپائي نموده اند و دادگاههاي تركيه اكنون به طور روز افزوني بيش از قوانين و اجتهادهاي خود، كتابهاي حقوقي اتحاديه اروپا را ملاك قضاوتهاي خود قرار مي دهند.

پرسپكتيو تبديل شدن به ايران، عربستان و ديگر شيخ نشين هاي خليج عربي، حياتي ترين تهديدي است كه جمهوريهاي ترك با آن مواجه اند. اگر تدابير و پيشگيريهاي لازمه اخذ و اجرا نشوند، خطر آن وجود دارد كه اقتصادهاي قزاقستان، تركمنستان، آذربايجان و حتي ازبكستان تبديل به اقتصادهاي نفتي و گازي شده و كويت و ايران و عربستانهاي جديدي بوجود آيند. شايد از همينروست كه بقيه كشورهاي جهان ترك به اين نتيجه رسيده اند كه مي بايد از مدل تركيه سكولار و نه از مدل ايران – عربستان، يكي مركز عقب مانده ترين نوع شيعه (شيعه امامي ولايت فقيهي) و ديگري نماينده عقب مانده ترين نوع تسنن (وهابيگري) پيروي كنند. زيرا آنچه كه كشورهاي جهان ترك بدان نيازمندند، نه پول نفت و گاز، بلكه جمعيتي تحصيل كرده، جامعه اي باز و تلرانت و دمكراسي اي قابل مديريت است.

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي

Sunday, February 18, 2007



درس آموزي تركيه از ما
-------------------------------------------------------------------------------
علي دده بيگلو
-------------------------------------------------------------------------------
دوست عزيزي بنام اميد بهروزي نوشته اي در باره استعفاي وزير سوسيال دمكرات تركيه اسماعيل جم نوشته است و درپايان اظهار اميدواري كرده است كه ما از تركيه و تركيه از ما درس آموزي كند. حقيقت اين است كه درس آموزي خودمان را از تركيه فهميدم ولي درس آموزي تركيه از ما را نفهميدم

تركيه اي كه اقلا از روز به قدرت رسيدن آتاترك با عزم راسخ در راه ايجاد دولتي دنيوي و لاييك و جدا كردن دين از امور دولت و آلت دست نكردن دين توسط روحانيون مبارزه اي سخت را آغاز كرده و در اين راه بيش از هر دولت مسلمان ديگري موفق بوده, از ايران كه تحت حكومت عقب مانده ترين قشر فرهنگي و اجتماعي جامعه يعني طالبها و ملاها اداره مي شود, و هنوز بحث مي كند كه چه نوع بنيادگرايي قشگتر است ولايت فقيهي, مجاهديني, ملي مذهبي ويا گفتگوي تمدني اش, درس بگيرد؟

يا تركيه اي كه حتي به صورت دست وپا شكسته در راه نهادينه كردن دموكراسي و حقوق فردي و اجتماعي شهروندان در كشور خود, گاهي يواش گاهي سريع ولي به هر حال حال هميشه به جلو در حال راه پيمايي است از دولت ايران كه مردمش حتي حق آزادي انتخاب آنچه بايد بخورند يا بنوشند يا بپوشند ندارد درس بگيرد؟

يا تركيه اي كه بيش از 80 سال است كه برابري زن و مرد را به طور رسمي شناخته از دولتي كه دختران 9 ساله را بالغ شمرده خريد و فروش و بردگي آنها به رسميت شناخته شهروندان زن و مرد خودش را با سنگسار غيرانساني زجر كش مي كند درس بگيرد؟

يا تركيه اي كه 15 سال است هيچ حكم اعدامي را اجرا نكرده و در حال لغو رسمي آن است از دولتي كه تبعه خود را هر روز در ملا عام با تريلر آنهم در پايتخت به دار مي آويزد و هر سال قهرمان اجراي حكم اعدام شهروندان خود در جهان مي شود درس بگيرد؟

يا تركيه اي كه نه نفت و نه گاز دارد با اينهمه از لحاظ كشاورزي و دامپروي خودكفا ست و در آمد سرانه اش هزار دلار بيشتر از ايران است, از ايران كه ثروتمند نفت وگاز است ولي مردمش در فقر و فاقه بسر ميبرند واز ناچاري مردانش براي كارگري وزنانش براي خودفروشي حتي به كشورهاي همسايه سرازير مي شوند درس بگيرد؟

يا تركيه اي كه به هرحال احزاب سياسي از راست و چپ وجود دارند و به طور متناوب به حاكميت ميرسند و آزادي مطبوعات و تجمع و تشكل هر چند عقب تراز ا روپا وجود دارد از ايران كه حتي يك حزب آزاد واقعي چپ يا راست ويا مطبوعات آزاد ندارد, قهرمان توقيف روزنامه ها درجهان است و خود مذهبي هاش هم به علت انتقاد از روحانيت تكفير مي شوند درس آموزي كند؟

در خاتمه يادآوري ميكنم كه همان طور كه 900 سال پيش كاروان فراريان و پناهندگان بدبخت و بي چاره از ايران و افغانستان و عراق به آسياي صغير يعني تركيه امروزي روان بود كه مولوي تنها يكي از آنهاست, امروز هم سدها هزار ايراني و عراقي و افغانستاني بدبخت و مظلوم از دست حكومتهاي فاشيست و ظالم خود به تركيه پناه مي آورند. سالها قبل طبق يك آماررسمي تنها از ايران حدود يك ميليون فراري و پناهنده ومهاجر و غيره در تركيه بود. طي 900 سال گذشته اين ايراني ها بودند كه هيچ درس آموزي نكرده اند چون كه همان وضعيت ادامه دارد و همه از ايران به تركيه فرار ميكنند و كسي از تركيه به ايران فرار نمي كند.
.
در اين شرايط البته تركيه مي تواند از ايران درس آموزي بكند آن هم به اين شكل كه تدابيري اتخاذ كند كه لااقل به حال و روز ايران نيفتد. . به نظر ميرسد كه تركيه درسي را كه بايد گرفته, ما به فكر خودمان باشيم كه قابليت درس گرفتن را كم كم از دست ندهيم آنهم اگر عمري باشد

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي



اينسان حاقلاري ائوره¬نسل بيلديرگه¬سي
-------------------------------------------------------------------------------
چئويره¬ن: علي بيگلو-2003
-------------------------------------------------------------------------------
١٠ دئسامبر ١٩٤٨ تاريخينده بيرله¬شميش ميللتلر تشكيلاتينين عومومي مجمعينده تصويب اولونان اينسان حاقلاري ائوره¬نسل بيلديرگه¬سي٬ بير گيريش و اوتوز مادده¬دن اولوشور. او گوندن بري بيلديرگه¬نين تصويب اولوندوغو ١٠ دئسامبر٬ بوتون دونيادا "اينسان حاقلاري گونو" آدييلا قوتلانير. مجمع تشكيلاتا عوضو اولان بوتون دؤولتلردن بو تاريخي آندلاشمانين٬ اؤلكه¬لر و يوردلارين سياسي دوروموندان آسيلي اولمادان٬ "گؤزلر اؤنونه سريلمه¬سي٬ هر يئرده آچيقلانماسي٬ ياييلماسي٬ يوروملانماسي٬ باشليجا اوخوللار و باشقا اؤيره¬نيم قوروملاريندا اوخودولماسيني" ايسته¬ميشدير.

اينسان حاقلاري عومومي بياننامه¬سي

اؤن سؤز

اينسانليق عاييله¬سينين بوتون عوضولرينده بولونان (وار اولان) حئيثييتين و اينسانلارين دنك (برابر) و آيريلماز حاقلارينين تانينماسينين٬ اركينلييين (آزادليغين)٬ عدالتين و دونيا باريشينين (دينجلييينين) بينؤوره¬سي اولماسيني گؤز اؤنونده توتاراق؛

اينسان حاقلارينين تانينماماسي٬ كيچيمسه¬نمه¬سي (خور گؤرولمه¬سي) و نيفرتين٬ اينسانليق اوياتيني (ويجدانيني) باش قالديرييا (عوصيانا) ايته¬له¬ين (سئوق ائده¬ن)٬ دهشت وئريجي ييرتيجيليقلارا ندن (سبب) اولماسيني گؤز اؤنونده توتاراق؛

اينسانلارين قورخو و يوخسوللوقدان قورتولموش٬ ايچينده سؤز و اينانما آزادليقلارينا (اركينليك¬لرينه) يييه (صاحيب) اولاجاقلاري بير دونيانين قورولماسيني اؤزلرينين ان يوكسك آماجلاري اولاراق بيان ائتميش بولونمالاريني گؤز اؤنونده توتاراق؛

اينسانين ظولم و باسقييا قارشي سون چيخار يولو (چاره) اولاراق قيياما قالخماغا مجبور قالماماسي اوچون٬ اينسان حاقلارينين بير حوقوق دوزه¬ني (رئژيمي) و ياسا حاكيمييتي ايله قورونماسينين كؤكلو (اساسلي) بير گره¬كسينيم (ضرورت) اولدوغونو گؤز اؤنونده توتاراق؛

اولوسلارآراسيندا دوستجا ايليشگيلرين (علاقه¬لرين) گليشديريلمه¬سيني تشويق ائتمه¬نين كؤكلو (اساسلي) بير گره¬كسينيم (ضرورت) اولدوغونو گؤز اؤنونده توتاراق؛

بيرله¬شميش ميللتلر خالقلارينين٬ آندلاشمادا٬ اينسان آناحاقلارينا٬ اينسان شخصييتينين حئيثييت و ديه¬رينه٬ كيشي و قادينلارين حوقوق دنك¬لييينه (برابرلييينه) اولان ايناملاريني بير يول داها بيلديرميش اولمالاريني گؤز اؤنونده توتاراق؛

و ايجتيماعي ايره¬ليله¬مه¬ني قولايلاشديرماغا٬ داها گئنيشراق بير آزادليق (اركينليك) ايچه¬ريسينده داها ياخچيراق ياشام (حيات) قوشوللاري (شرطلري) قورماغا قرار قيلديقلاريني بيلديرميش بولونمالاريني گؤز اؤنونده توتاراق؛

عوضو دؤولتلرين بيرله¬شميش ميللتلر تشكيلاتي ايله ايشبيرليك (امكداشليق) ائده¬رك٬ اينسان حاقلارينا و آنا اركينليكلرينه (آزادليقلارينا) بوتون دونيادا گئرچكدن سايقي گؤرسه¬ديلمه¬سي و اونلارا عمل اولونماسينا يارديم ائتمه¬يي اؤز اوزه¬رلرينه گؤتورموش اولمالاريني (اوستله¬نديكلريني) گؤز اؤنونده توتاراق؛

بو حاقلار و اركينليكلرين (آزادليقلارين) نئجه¬لييينين (كاراكتئرينين) هاميجا بنزه¬ر و دولوق (تام) بير بيچيمده (شكيلده) باشا دوشولمه¬سينين يوخاريداكي عؤهده¬ليكلرين هر يؤنلو (طرفلي) يئرينه گتيريلمه¬سي اوچون سون درجه اؤنه¬م (اهمييت) قازانديغيني گؤز اؤنونده توتاراق:

بيرله¬شميش ميللتلر باش آسئمبليياسي

اينسانليق توپلولوغون بوتون بيرئيلري (فردلري) ايله قوروملارينين بو بيلديرگه¬ني (بياننامه¬ني) داييمن بير قيلاووز كيمي گؤز اؤنونده توتاراق٬ اؤيره¬تيم و بيليم يولويلا آنيلان (ذيكر ائديله¬ن) بو حاقلار و اركينليكلره سايقي گليشديرمه¬يه؛

گئتديكجه آرتان ميللي و اولوسلارآراسي اؤنله¬ملرله (تدبيرلرله)٬ گره¬ك دوغرودان تشكيلاتا عوضو اولان دؤولتلرين اهاليسي٬ گره¬كسه بو دؤولتلرين ايداره¬سي آلتينداكي اؤلكه¬لرين جيغيرلاري (حودودلاري) ايچينده ياشايان اهاليسي آراسيندا٬ بو حاقلارين دونياجا فئعلن و ائتگيلي بير بيچيمده تانينماسيني و اويقولانماسيني ساغلامايا چاليشمالاري آماجييلا؛

بوتون خالقلار و بوتون دؤولتلر اوچون اولاشيلاجاق٬ يئرينه يئتيرمه¬يه جان آتمالي اولدوقلاري اورتاق ايدئال اولاراق٬ ايشبو اينسان حاقلاري ائوره¬نسل بيلديرگه¬سيني ائعلان ائده¬ر:

مادده بير:
بوتون اينسانلار حئيثييت و حاقلار باخيميندان دنك (برابر) و اركين (آزاد) دوغولارلار٬ اوس (عقل) و اويات (ويجدان) ييه¬سيديرلر و بير بيرلرينه قارشي قارداشليق روحو ايله داورانماليديرلار.

مادده ايكي:
هامي سوي-عيرق٬ دري بوياغي٬ جينسييت٬ ديل٬ دين٬ سيياسي و يا هر هانسي باشقا بير اينانج٬ ميللي باغليليق و يا ايجتيماعي كؤك چيخيشيندان (منشاييندن)٬ بايليق (ثروت)٬ سوسييال قونوم (موقئعييت)٬ دوغوش و يا اوخشار هر هانسي بير باشقاليق- اؤزگه¬ليكدن (غئيرييتدن) آسيلي اولماياراق٬ ايشبو بياننامه¬ده بيلديريله¬ن بوتون حاقلار و بوتون اركينليكلرين (آزادليقلارين) هاميسيندان يارارلانابيله¬ر.

بوندان باشقا شخصين باغلي بولوندوغو و اويروغو اولدوغو اؤلكه و يا يورد - باغيمسيز يورد (مملكت) اولسون٬ وصايت آلتيندا بولونسون٬ اؤزباشينا دولانديريلمايان (غئير-ي موختار) و يا باشقا هر هانسي شكيلده حؤكمرانليق قيسيتلاماسينا (محدودلاشديريلماسينا) تابئع اؤلكه اولسون- بير شخص حاققيندا٬ اويروغو بولوندوغو يورد (مملكت) و يا اؤلكه¬نين سياسي٬ حوقوقي و يا اولوسلارآراسي دورومو (ايستاتوسو) باخيميندان هئچ بير آيريمچيليق (تبعيض) گؤزه¬تيلمه¬يه¬جك.

ماده اوچ:
ياشاماق٬ اركينليك (آزادليق) و شخصي توخونولمازليق هر بيرئيين (فردين) حاققيدير.

مادده دؤرد:
هئچ كيم كؤله¬ليك و يا قوللوق آلتيندا ساخلانيلابيلمه ز٬ كؤله¬چيليك و قول آليش وئريشي (تيجارتي) هر دورلو گؤرونوشو (شكلي) ايله ياساقدير و بوتون بيچيملرده (فورملاردا) قاداغان ائديلير.

مادده بئش:
هئچ كيم ايشكنجه¬يه٬ آجيماسيز (رحمسيز)٬ اينسانليق ديشي (غئير-ي اينساني)٬ شخصييتيني آلچالدان جزالار و يا داورانيشلارا معروض قالماماليدير.

ماده آلتي:
هر بير اينسان هاردا٬ هانسي يئرده اولماسيندان آسيلي اولماياراق٬ اؤز شخصي حوقوقونون تانينماسي حاققينا يييه¬دير (صاحيبدير).

مادده يئتدي:
بوتون اينسانلار ياسالار قاباغيندا دنكديرلر و آيريم (فرق) اولمادان٬ قانونون ائشيت (مساوي) قورونماسيندان يارارلانما (فايدالانما) حاققينا يييه¬ديرلر. بوتون اينسانلارين ايشبو بيلديرگه¬يه (بياننامه¬يه) ترس اولان هر چئشيد (نوع) آيري سئچگيلييه و بئله بير آييرد ائديجي داورانيشلار اوچون ياپيلاجاق هر جور قيشقيرتما و چابايا (جهده) قارشي٬ ائشيت قورونما حاققي واردير.

مادده سككيز:
هر بير شخصين بيله¬سينه آناياسا و يا باشقا ياسالار طرفيندن تانينان آناحاقلارا ترس دوشه¬ن (حاقلاريني پوزان) داورانيشلارا قارشي٬ عملي سونوج (نتيجه) وئره¬جك بيچيمده٬ يئتگيلي (صلاحييتلي) ميللي محكمه¬لرده٬ اؤز حاقلاريني ديككه¬لديرمك (برپا ائتمك) اوچون باش وورما (موراجيعت ائتمه) حاققي واردير.

مادده دوققوز:
هئچ كيمسه كئيفي اولاراق و اؤزباشيناليقلا توتوقلانانماز٬ توتساق ائديليب ساخلانيلانماز و يا قووولوب سورگونه گؤنده¬ريله¬بيلمه ز.

مادده اون:
هر بير اينسان اؤزونون حاقلارينين و بورجلارينين و يا بيله¬سينه قارشي ايره¬لي سورولموش جزايي نئجه¬ليكده (ماهييتده) اولان هر هانسي بير سوچلامانين (ايتتيهامين) دوغرولوغونون ايثبات ائديلمه¬سينده٬ داعواسينين باغيمسيز (موستقيل) و يانسيز (طرفسيز) بير محكمه طرفيندن٬ عدالتين بوتون گره¬كلري گؤزله¬نيلميش بير بيچيمده (شكيلده)٬ دولوق (تام) بير دنكليك و آچيق اولاراق گؤرولمه¬سي حاققينا يييه¬دير.

مادده اون بير:
1- سوچ ايشله¬مكدن سانيق (مظنون) بولونان هر بير شخص٬ ساوونماسي (مودافيعه¬سي) اوچون اؤزونه گره¬كلي (لازيم اولان) بوتون اولاناقلارين (ايمكانلارين) ساغلانميش بولوندوغو (ياراديليب وئريلميش)٬ آچيق بير يارقيلامادا (موحاكيمه¬ده)٬ ياسالارا داياناراق سوچلو اولدوغو ايثبات اولانا دك٬ سوچسوز (معصوم) ساييلير.

2- هئچ كيم تؤره¬ديلديكلري سيرادا (دؤورده) ميللي ياسالار و يا اولوسلارآراسي حوقوقا گؤره سوچ ساييلمايان ائيله¬ملردن (فئعللردن) و يا يانيلقيلاردان (ائهماللاردان) اؤتورو محكوم ائديله¬بيلمه ز. بونون كيمي٬ هئچ كيمه سوچون ايشله¬ندييي سيرادا اويقولانابيله¬جك اولان جزادان داها آغيرراق بير جزا وئريله¬نمه ز.

ماده اون ايكي:
هئچ كيمسه اؤزه¬ل و عاييله ياشامي (حياتي)٬ قونوتونون (مسكنينين) توخونولمازليغي و يا يازيشماسينين گيزلينلييي خوصوصلاريندا اؤزباشيناليقلا قاريشمالارا (موداخيله¬لره)٬ اولولوق (شرف) و اونونه (شؤهرتينه) قارشي تجاووزلارا معروض بيراخيلانماز٬ بونلارا قصد ائديله¬نمه ز. هر بير اينسانين بئله¬نچي كئيفي قاريشمالار و تجاووزلارا قارشي٬ ياسالار يولو ايله قورونما حاققي واردير.

مادده اون اوچ:
1- هر بير اينسان هر هانسي بير دؤولتين جيغيرلاري (حودودلاري) ايچه¬ريسينده اركينجه (آزادجا)٬ بير يئردن باشقا بير يئره گئتمه٬ دولانما و ياشاماق آماجييلا يئرله¬شمه يئري سئچمه حاققينا يييه¬دير.

2- هر بير اينسان٬ اؤز اؤلكه¬سي ده داخيل اولماق اوزره٬ ايسته¬دييي هر هانسي بير اؤلكه¬دن چيخيب گئتمه (ترك ائتمه) و اؤز اؤلكه¬سينه قاييديب گلمه حاققينا يييه¬دير.

مادده اون دؤرد:
1- هر بير شخص ظولم قارشيسيندا قاچيب باشقا اؤلكه¬لردن سيغيناجاق آختارماق٬ سيغينماچي (مولتجي) اولاراق قبول ائديلمه ايسته¬يينده (طللبينده) بولونماق و بو اؤلكه¬لر طرفيندن سيغينماچي موعاميله¬سي گؤرمك حاققينا يييه¬دير.

2- بو حاق٬ گئرچكدن سيياستله ايلگيلي (علاقه¬لي) اولمايان عادي (جينايي) بير سوچا و يا بيرله¬شميش ميللتلر پيرينسيپ و آماجلارينا ترس گله¬ن فعالييتلر سونوجونداكي (نتيجه¬سينده¬كي) ياپيلان قوووشدورمالار (تعقيبات) دوروموندا٬ ايره¬لي سوروله¬نمه ز.

مادده اون بئش:
1- هر بير اينسانين اويروقلوق (تابيعييت) حاققي واردير.

2- هئچ كيمسه اؤزباشيناجا اويروقلوغوندان و اويروقلوغونو دييشديرمك حاققيندان يوخسون بيراخيلانماز (محروم ائديله¬بيلمه ز).

مادده اون آلتي:
1- ائوليليك چاغينا (يئتكينليك ياشينا) چاتان هر كيشي و قادينين٬ سويكؤك (عيرق)٬ اويروق (تابيعييت) و يا دين باخيميندان هئچ بير قيسيتلامايا (محدودييته) تابئع اولماقسيزين٬ ائوله¬نمك و عاييله قورماق حاققي واردير. هر كيشي و قادين ائوله¬نمك قونوسوندا (مووضوعسوندا) ائوليلييه باشلاركن٬ ائوليليك بويونجا و ائوليلييين سونا چاتماسي (پوزولماسي) زاماني٬ دنك (برابر) حاقلارا يييه¬دير.

2- ائوله¬نمه عقدي (نيكاح) يالنيز گله¬جك ائشلرين (ائوله¬نن هر ايكي طرفين) اركين (آزاد) و دولوق (تام) اولورو (ريضاسي) ايله قيييلابيله¬ر.

3- عاييله٬ توپلومون (جمعييتين) دوغال (طبيعي) و باشليجا عونصورو اولوب٬ توپلوم (جمعييت) و دؤولت طرفيندن قورونماق حاققينا يييه¬دير.

مادده اون يئددي:
1- هر بير شخص تك باشينا و يا باشقالاري ايله بيرگه٬ مال و مولك صاحيبي اولماق حاققينا يييه¬دير.

2- هئچ كيمسه كئيفي اولاراق (اؤزباشيناليقلا) مال و مولكوندن يوخسون (محروم) قيلينابيلمه ز.

مادده اون سككيز:
هر بير شخصين٬ دوشونجه٬ اويات (ويجدان) و دين اركينلييي (آزادليغي) حاققي واردير. بو حاق٬ اؤز ديني و يا اينانجيني دييشديرمك آزادليغيني (اركينليييني)٬ دينيني و يا اينانجيني تكليكده يا دا باشقلاري ايله بيرليكده توپلوجا٬ آچيق و يا اؤزه¬ل (خوصوصي) بيچيمده (صورتده)٬ اؤيره¬نمك٬ ياشاما گئچيرتمك (تطبيقات)٬ عيبادت ائتمك (قوللوق ائتمك) و يا ديني دبلر و باشقا اوخشار تؤره¬نلرله (مراسيملرله) ادا ائتمك٬ يئرينه يئتيرمك آزادليغيني (اركينليييني) ايچه¬رير.

مادده اون دوققوز:
هر بير اينسانين دوشونجه و بو دوشونجه¬لريني آچيقلاماق اركينلييي (آزادليغي) واردير. بو حاق٬ دوشونجه¬لريندن اؤتورو راحاتسيز ائديلمه¬مك٬ دؤولت جيغيرلاريندان (آراچكلريندن) باغلي اولمادان٬ بيلگي (معلومات) و دوشونجه¬لري ايسته¬نيله¬ن هر هانسي آراج (واسيطه) ايله آختارماق٬ اونلاري الده ائتمك و يا يايماق حاققيني ايچه¬رير.

ماده ييرمي
1- هر شخص دينج توپلانما (ييغيشما)٬ ييغيناجاقلار دوزه¬لتمه٬ درنه¬ك قورما و درنه¬يه قوشولما اركينلييينه (آزادليغينا) يييه¬دير.

2- هئچ كيمسه هر هانسي بير درنه¬يه گيرمه¬يه مجبور ائديله¬نمه ز.

مادده ييرمي بير:
1- هر شخص٬ دوغرودان دوغرويا و يا اركينليك (آزادليق) ايله سئچيلميش وكيللر آراجيليغي (واسيطه¬سي) ايله٬ اؤز اؤلكه¬سينين دؤولت ايشلريني دولانديرماغا قاتيلما حاققينا يييه¬دير.

2- هر شخص اؤز اؤلكه¬سينين دؤولت خيدمتينه گيرمك و قوللوق ائتمك اوچون دنك (ائشيت) حاقلارا يييه¬دير.

3- خالقين ايسته¬نجي (ايراده¬سي) حؤكومت اركينين (ايقتيدارينين) قايناغيني اولوشدورماليدير. بو ايسته¬نج (ايراده)٬ گيزلين بيچيمده (شكيلده) و يا اركينلييي (آزادليغي) ساغلاياجاق اونا دنك (موعاديل) اولان باشقا بير يؤنته¬م (اوصول) ايله گئچيريله¬جك٬ ائشيت (دنك) سس وئرمه يولويلا ياپيلاجاق دوغرو و دوزگون٬ عومومي و سوره¬كلي (داواملي) سئچيملرله اوزه چيخماليدير.

مادده ييرمي ايكي:
هر بير شخصين٬ توپلومون (جمعييتين) بير عوضوو كيمي٬ سوسييال گووه¬نلييه (تامينات) حاققي واردير. هر بير اينسانين حئيثييتي و شخصييتينين اركينجه (آزادجا) گليشمه¬سي اوچون گره¬كلي (ضروري) ايقتيصادي٬ ايجتيماعي و مدني حاقلارين ميللي چابا (سعي) و اولوسلارآراسي ايشبيرلييي (امكداشليغي) يولو ايله و هر بير دؤولتين قورولوش ياپيسي و قايناقلارييلا اورانتيلي (موتناسيب) اولاراق گئرچكله¬شديريلمه¬سينه حاققي واردير.

مادده ييرمي اوچ:
1- هر بير شخصين ايشله¬مه¬يه٬ ايش و ايش يئريني اؤز ايسته¬يي ايله٬ آزادجا (اركينجه) سئچمه¬يه٬ عدالتلي و الوئريشلي (موناسيب) ايش قوشوللارينا (شرطلرينه) و ايشسيزليكدن قورونمايا حاققي واردير.

2- ايشله¬ين هر بير شخصين٬ هئچ بير آيريمچيليق گؤزه¬تيلمك¬سيزين٬ ائشيت (دنك) ايش قارشيليغيندا٬ ائشيت (دنك) اؤده¬نه¬ك (اوجرت) آلماغا حاققي واردير.

3- ايشله¬ين هر كيمسه امه¬يينين٬ اؤزونه و عاييله¬سينه اينسانليق حئيثييتينه اويقون بير ياشاييش و دولانيشيق ساغلايابيله¬ن و گره¬ك اولسا باشقا هر دورلو سوسييال قوروما آراجلاري ايله (واسيطه¬لرييله) ده بوتونله¬نن (تكميل اولان) عدالتلي و الوئريشلي اؤده¬نيلمه¬سي حاققي واردير.

4- هر بير اينسانين سوسييال ماراق و چيخارلارينين (منفعتلرينين) قورونماسي دوغرولتوسوندا٬ ايشچي بيرليكلري (سنديكالار) قورمايا و بونلارا گيرمه¬يه حاققي واردير.

ماده ييرمي دؤرد:
هر بير شخصين دينله¬نمه¬يه –دينجه¬لمه¬يه٬ ائيله¬نمه¬يه٬ بو آرادا ايشله¬مه سوره¬سينين (موددتيني) (ايش گونونون) معقول صورتده قيسيلماسينا (محدود توتولماسينا) و بللي آراليقلارلا (فاصيله¬لرله) اؤده¬نه¬كلي (اوجرتلي) تعطيللره حاققي واردير.

مادده ييرمي بئش:
1- هر بير اينسانين گره¬ك اؤزو٬ گره¬كسه عاييله¬سي اوچون يييه¬جك٬ گيييم٬ قونوت (ياشاييش يئري)٬ ساغليق باخيمي٬ گره¬كلي اولان سوسييال خيدمتلر داخيل اولماق اوزره٬ ساغليغي و ريفاهيني تامين ائتمك و ساخلاماق اوچون اويقون بير ياشام سوييه¬سينه و ايشسيزليك٬ سايريليق (خسته¬ليك)٬ چولاقليق (سقطليك)٬ دوللوق٬ قوجاليق (ياشليليق) و يا اؤزونه باغلي اولمايان ندنلر اوزوندن بيله¬سيني گئچيم اولاناقلاريندان (ايمكانلاريندان) يوخسون (محروم) بيراخان باشقا دوروملاردا گووه¬نليييه (تامين ائديلمه¬يه) حاققي واردير.

2- آنا و بالا اؤزه¬ل ايلگي (قايغي) و يارديم آلماق حاققينا يييه¬ديرلر. اوشاقلارين هاميسي ائوليليك ايچينده (نيكاحلي) و يا ديشيندا (نيكاحسيز) دوغولانلار٬ بنزه¬ر سوسييال قورونمادان يارارلانيرلار (فايدالانيرلار).

مادده ييرمي آلتي:
1- هر شخصين اؤيره¬نيم (بيليم آلماغا) حاققي واردير. ان آزي ايلك (باشلانقيج) و عومومي اؤيره¬نيم آغچاسيز (پولسوز) و موفت اولماليدير. ايلك اؤيره¬تيم حؤكمن و مجبوريدير.

2- تئكنيك و مسلكي اؤيره¬تيمدن هامي يارارلانا (ايستيفاده ائده) بيلمه¬ليدير. يوكسه¬ك اؤيره¬تيم٬ هره¬نين باجاريغينا گؤره٬ هامييا دولوق (تام) ائشيتليكده آچيق اولماليدير.

3- اؤيره¬تيم٬ اينسان شخصييتينين اسكيك¬سيز گليشمه¬سينه يؤنه¬لديلمه¬لي و اينسان حاقلارييلا آنااركينليكلره (تمل آزادليقلارا) اولان سايقينين گوجله¬نمه¬سيني آماجلاماليدير (هدف آلماليدير). اؤيره¬تيم بوتون اولوسلار٬ سويكؤك (عيرق) و دين توپارلاري (قوروبلاري) آراسيندا قارشيليقلي آنلاييش (دوشونوش)٬ اويوم٬ دؤزوملولوك (تلرانس)٬ كؤمكله¬شمه و آرخاداشليغين (دوستلوغون) بركيديلمه¬سيني تشويق ائتمه¬لي و بيرله¬شميش ميللتلرين باريشي ساخلاماق (دينجلييين قورونماسي) يولونداكي قوللاما چاليشمالارينا يارديم ائتمه¬ليدير.

آنا ايله آتا٬ آزياشلي اوشاقلارينا وئريله¬جك اؤيره¬تيمين (تحصيلين) چئشيديني سئچمكده اؤنجه¬ليك و اوستونلويه صاحيبديرلر.

مادده ييرمي يئتدي:
1- هر بير اينسان٬ توپلولوغون مدني چاليشمالارينا اركينجه (آزادليقلا) قوشولماق٬ گؤزه¬ل صنعتلري دادماق (ذؤوق آلماق)٬ بيليم آلانينداكي ايره¬ليله¬ييشه قاتيلماق و بونلارين نئعمتلريندن يارارلانماق حاققينا يييه¬دير.

2- هر بير اينسانين ياراتديغي هر دورلو (نوع) بيليم٬ ادبي و يا اينجه صنعت ياپيتلاريندان (اثرلريندن) تؤره¬ديلن معنوي و ماددي قازانجلارين (منفعتلرين) قورونماسينا حاققي واردير.

مادده ييرمي سككيز:
هر بير اينسانين٬ ايشبو بيلديرگه¬ده يانسيديلميش (عكس ائتديريلميش) حاقلار و اركينليكلرين اسكيك¬سيز ياشاما گئچيرتمه¬سيني ساغلاياجاق بير سوسييال و اولوسلارآراسي دوزومه (نيظاما) حاققي واردير.

مادده ييرمي دوققوز:
1- هر بير اينسانين٬ شخصييتينين اركين (آزاد) و اسكيك¬سيز (دولوق) گليشمه¬سي تكجه بير توپلولوق ايچينده مومكوندور و شخصين بو توپلولوغا قارشي وظيفه¬لري (بورجلاري) واردير.

2- هر بير اينسان٬ اؤز حاقلارينين و اركينلييينين (آزادليغينين) قوللانيلماسيندا٬ تكجه باشقالارينين حاقلارينين و آزادليقلارينين گره¬يينجه تانينماسي و بونلارا سايقي گؤسته¬ريلمه¬سي آماجييلا و يالنيز دئموكراتيك بير توپلومدا (جمعييتده) اخلاقين٬ عومومي دوزه¬نين (نظمين) و ريفاهين حاقلي گره¬كلريني (ايجابلاريني) يئرينه گتيرمك مقصدييله٬ ياسالار طرفيندن بليرله¬نميش (گؤسته¬ريله¬ن) قيسيتلامالارا (محدودييتلره) تابئع توتولابيله¬ر.

3- بو حاقلار و اركينليكلر٬ هئچ بير وجهله بيرله¬شميش ميللتلرين آماج و پيرينسيپلرينه ترس اولاراق ايشله¬ديله¬بيلمه ز.

مادده اوتوز:
ايشبو بياننامه¬نين هئچ بير حؤكمو٬ هر هانسي بير دؤولته٬ اينسان توپارينا (زومره¬سينه) يا دا آيري آيري شخصلره٬ بو بياننامه¬ده ديله گتيريله¬ن حاق و اركينليكلري يوخ ائتمه¬يه يؤنه¬ليك بير چاليشمايا (فعالييته) گيريشمه يا دا ائيله¬مي (فئعلي) تؤره¬تمه حاققيني وئرير بيچيمده يوروملانانماز.

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي



اعلاميه جهاني حقوق زباني
-------------------------------------------------------------------------------
ترجمه: علي دده بيگلو
-------------------------------------------------------------------------------
به مناسبت روز جهاني زبان مادري- ٢٠٠٥

مقدمات
موسسات و تشكيلات غيردولتي٬ امضاء كنندگان "بيانيه جهاني حقوق زباني" حاضر٬ گردهم آمده از ٦ تا ٩ ژوئن ١٩٩٦ در بارسلونا؛

با در نظر گرفتن "اعلاميه جهاني حقوق بشر" مورخ ١٩٤٨ ٬ كه در مقدمه اش اعتقاد خود را به "برابري حقوق پايه اي بشر٬ كرامت و ارزش افراد انساني و حقوق برابر مرد و زن" بيان مينمايد؛ و نيز در ماده دوم خود كه اعلام ميكند "همه افراد٬ بدون در نظر گرفتن "نژاد٬ رنگ٬ جنسيت٬ زبان٬ دين٬ باورهاي سياسي و يا ديگر باورها٬ منشاء ملي و يا اجتماعي٬ مالكيت٬ محل تولد و يا خصوصيات ديگر"٬ داراي همه حقوق و آزاديها ميباشند"؛

با در نظر گرفتن "عهدنامه بين المللي حقوق سياسي و مدني" ١٦ دسامبر ١٩٦٦ (ماده ٢٧) ٬ و "عهدنامه بين المللي حقوق فرهنگي٬ اجتماعي و اقتصادي" به همان تاريخ٬ كه در مقدمه هاي خود بيان مينمايند آحاد نوع بشر نميتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنكه شرايطي فراهم گردد كه آنها را قادر به اعمال و بهره برداري از هر دوي حقوق مدني و سياسي و حقوق فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي خود نمايد؛

با در نظر گرفتن "قطعنامه ١٣٥-٤٧"٬ ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومي سازمان ملل متحد كه "بيانيه در حقوق افراد متعلق به اقليتهاي ملي٬ ائتنيكي٬ ديني و زباني" را تصويب نمود؛

با در نظر گرفتن اعلاميه ها و توافقنامه هاي (كنوانسيونهاي) مجمع اروپا مانند "كنوانسيون اروپائي براي حفظ حقوق بشر و آزاديهاي اساسي"٬ به تاريخ ٤ نوامبر ١٩٥٠ (ماده ١٤)؛ "كنوانسيون شوراي وزيران مجمع اروپا" به تاريخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢ ٬ كه "مقاوله نامه (چارتر) اروپائي براي زبانهاي منطقه اي و يا اقليتي" را تصويب نمود؛ "اعلاميه در باره اقليتهاي ملي" تهيه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاريخ ٩ اكتبر ١٩٩٣ ؛ و "كنوانسيون چهارچوب براي محافظت از اقليتهاي ملي" نوامبر ١٩٩٤ ؛

با در نظر گرفتن "بيانيه انجمن بين المللي قلم در سانتياگو د كومپوستلا" و "بيانيه ١٥ دسامبر ١٩٩٣ كميته حقوق زباني و ترجمه اي انجمن جهاني قلم٬ در رابطه با پيشنهادي براي برگزاري كنفرانسي جهاني در موضوع حقوق زباني"؛

با در نظر گرفتن اين امر كه در شهر رسيف برزيل٬ "اعلاميه ٩ اكتبر ١٩٨٧ دوازدهمين سمينار انجمن بين المللي براي توسعه تفاهم و ارتباط بين فرهنگها"٬ به سازمان ملل متحد توصيه نمود كه گامهاي لازم را براي تصويب و اجراي اعلاميه جهاني حقوق زباني بردارد؛

با در نظر گرفتن "كنوانسيون ١٦٩ سازمان جهاني كار" مورخه ٢٦ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومي و طائفه اي در كشورهاي مستقل؛

با توجه به "اعلاميه جهاني حقوق جمعي خلقها"٬ بارسلونا ٬ مي ١٩٩٠ ٬ كه اعلام نمود همه خلقها ٬ در درون چهارچوبهاي سياسي متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ٬ زبان و قواعد سازمانيابي خويش و در نهايت از حق پذيرش و دارا بودن نهادهاي حكومتي٬ ارتباطاتي٬ تحصيلي و سياسي خود برخوردار ميباشند؛

با در نظر گرفتن "بيانيه نهائي پذيرفته شده در همايش عمومي فدراسيون جهاني معلمان زبان مدرن" در شهر پچ (مجارستان) به تاريخ ١٦ آگوست ١٩٩١ ٬ كه به شناخته شدن رسمي حقوق زباني به عنوان حقوق پايه اي انساني توصيه نموده بود؛

با در نظر گرفتن "گزارش كميسيون شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل متحد٬ ٢٠ آوريل ١٩٩٤ " در ارتباط با طرح "اعلاميه در حقوق خلقهاي بومي" كه به حقوق فردي در پرتو حقوق جمعي نظر ميكند؛

با در نظر گرفتن طرح "بيانيه كميسيون حقوق بشر بين آمريكائي در باره مردمان بومي" ٬ مصوب نشست ١٢٧٨ به تاريخ ١٨ سپتامبر ١٩٩٥؛

با در نظر گرفتن اينكه اكثريت زبانهاي در خطر نابودي٬ متعلق به گروههاي مردماني ميباشند كه از حق حاكميت ملي خود برخوردار نيستند و اينكه عوامل اصلي كه از توسعه اين زبانها ممانعت كرده و به روند جايگزيني زباني ديگر به جاي آنها شتاب ميبخشند٬ عبارتند از نبود حكومتهاي خودگردان آنها و سياست دولتها٬ كه ساختارهاي سياسي و اداري و زبان خود بر آنها را تحميل مينمايند؛

با در نظر گرفتن اينكه حمله نظامي٬ مستعمره نمودن٬ اشغال و ديگر نمونه هاي به انقياد در آوردن اجتماعي٬ اقتصادي و سياسي٬ اغلب اوقات شامل تحميل مستقيم زباني خارجي بوده و يا حداقل٬ تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار نموده و موجب ايجاد آنچنان رفتارهاي زباني سلسله اي ميگردند كه وفاداري زباني متكلمين به آنها را از بين ميبرند؛

و با در نظر گرفتن اينكه زبانهاي برخي از خلقهائي كه حاكميت ملي خود را بتازگي بدست آورده اند٬ متعاقبا و در نتيجه سياستي كه زبان قبلي قدرتهاي استعماري و يا امپرياليستي را مقدم ميشمارد٬ در روند جانشيني زباني در ميغلطند؛

با در نظر گرفتن اينكه جهاني شدن ميبايست بر اساس تلقياي از تنوع زباني و فرهنگي٬ غالب آمده بر روندهاي يكسانسازي و تجريد حذفي زبانها و فرهنگها٬ بنياد گذارده شود؛

با در نظر گرفتن اين نكته كه به منظور تامين نمودن همزيستي صلح آميز بين جمعيتهاي زباني٬ ميبايست اصولي عمومي يافت شوند كه تشويق و ارتقاء موقعيت و احترام به همه زبانها و كاربرد اجتماعي آنها در محيطهاي عمومي و خصوصي را تضمين نمايند ؛

با در نظر گرفتن اينكه عوامل گوناگون با ماهيتهاي غيرزباني (عاملهاي تاريخي٬ سياسي٬ سرزميني٬ جمعيت شناسي٬ اقتصادي٬ اجتماعي-فرهنگي و اجتماعي-زباني و عوامل ديگر مربوط به رفتارهاي جمعي) مسائلي را ايجاد ميكنند كه منجر به نابودي٬ به حاشيه رانده شدن و يا انحطاط زبانهاي بيشمار ميگردند٬ و نيز براي اينكه بتوان راه حل هاي مناسبي براي هر مورد خاصي اعمال نمود٬ حقوق زباني ميبايست به طوري همه جانبه بررسي گردند؛

با اعتقاد به اينكه "اعلاميه جهاني حقوق زباني"٬ به منظور تصحيح عدم توازنهاي زباني در پرتو تضمين احترام و توسعه كامل همه زبانها٬ و پايه گذاري اصولي براي صلح و برابري عادلانه زباني در سراسر جهان به عنوان عاملي كليدي در حفظ روابط اجتماعي موزون٬ مورد نياز ميباشد؛

بدينوسيله اعلام ميدارند كه

آغاز

موقعيت هر زبان٬ در پرتو ملاحظاتي كه در زير آمده اند٬ محصول تقارب و اندركنش دامنه وسيعي از عوامل با ماهيتهاي سياسي و قانوني٬ ايدئولوژيك و تاريخي٬ جمعيتشناختي و قلمرو-سرزميني٬ اقتصادي و اجتماعي٬ فرهنگي٬ زبانشناختي و زباني-اجتماعي٬ بين زباني و ذهني استּ
در حال حاضر٬ اين فاكتورها بدينگونه تعريف ميشوند:
- تمايل ديرينه يكسانسازي اكثريت دولتها به كاهش تنوع و تشويق رفتارهائي كه بر ضد چندگانگي فرهنگي و تكثر زباني ميباشندּ
- سير به سوي اقتصاد جهاني و بدنبال آن بازار جهاني اطلاعات٬ ارتباطات و فرهنگ كه باعث مختل گرديدن محيطهاي مناسبات مشترك و گونه هاي تاثير متقابلي كه انسجام دروني جمعيتهاي زباني را تضمين مينمايند٬ ميشودּ
- مدل رشد اكونوميسيستي پيشنهاد شده توسط گروههاي اقتصادي ماوراءملي٬ كه خواهان يكي نشان دادن كاهش كنترلهاي دولتي با پيشرفت و فرديت گرائي رقابتي بوده و باعث ايجاد نابرابريهاي جدي و فزاينده زباني٬ فرهنگي٬ اجتماعي و اقتصادي ميگرددּ
- جمعيتهاي زباني در عصر حاضر از سوي عواملي مانند نداشتن حكومتهاي ملي (خودگردان) خود٬ نفوس محدود٬ و يا جمعيتي كه به لحاظ جغرافيائي قسما و يا كاملا پراكنده شده است٬ اقتصادي شكننده٬ زباني استاندارديزه نشده٬ و يا مدلي فرهنگي در ضديت با مدل فرهنگي مسلط٬ در معرض تهديد قرار دارندּ اين عوامل٬ ادامه حيات و گسترش بسياري از زبانها را عملا غيرممكن ميسازد مگر آنكه اهداف اساسي زيرين ملحوظ شوند:
ּּ) از ديدگاه سياسي٬ هدف طراحي روشي براي سازماندهي تكثر و تنوع زباني به گونه اي كه به مشاركت موثر جمعيتهاي زباني در اين مدل توسعه جديد اجازه دهدּ
ּּ) از ديدگاه فرهنگي٬ هدف تامين و ايجاد محيط ارتباطات جهانياي سازگار با مشاركت برابر همه خلقها٬ جمعيتهاي زباني و افراد در روند توسعهּ
ּּ) از ديدگاه اقتصادي٬ هدف تشويق پايدار توسعه بر پايه مشاركت همه و بر اساس احترام به تعادل محيط زيست جوامع و در روابط برابر بين همه زبانها و فرهنگهاּ
بنا به همه دلايل فوق الذكر٬ اين اعلاميه مبداء حركت خود را "جمعيتهاي زباني" و نه "دولتها" قرار ميدهد و ميبايست به اين اعلاميه در متن تقويت موسسات بين المللي قادر به تضمين نمودن توسعه برابر و پايدار همه جامعه بشري نگريستּ به همين دلايل٬ همچنين از اهداف اين اعلاميه٬ تشويق ايجاد چهارچوبي سياسي براي تنوع زباني مبتني بر احترام٬ همزيستي هماهنگ و منافع متقابل ميباشدּ

عنوان مقدماتي: مفاهيم

ماده ١
١- اين بيانيه "جمعيت زباني" را بدين گونه تعريف مينمايد: هر جامعه انساني كه به لحاظ تاريخي در "محيط سرزميني" معيني٬ فارغ از به رسميت شناخته شدن و يا نشدن آن٬ سكني گزيده و خود را به عنوان يك توده با هويت واحد دانسته و زبان مشتركي را به عنوان وسيله اي طبيعي براي ارتباط و هم بندي فرهنگي بين اعضاي آن توسعه داده استּ تعبير "زبان خاص يك سرزمين" (زبان نياخاكي) به زبان جمعيتي كه به شرح فوق در همچو محيطي سكني گزيده باشد اطلاق ميشودּ
٢- اين اعلاميه مبداء حركت خود را بر اين اصل قرار ميدهد كه حقوق زباني در عين حال و يكجا٬ هم فردي و هم جمعي ميباشندּ در تعريف دامنه كامل حقوق زباني٬ اين اعلاميه مرجع خود را مورد يك جمعيت زباني تاريخي٬ در محيط سرزميني خود قبول مينمايدּ و آنچه از اين محيط درك ميشود٬ نه تنها گستره جغرافيائياي كه جمعيت در آنجا زندگي مينمايد٬ بلكه محيط اجتماعي و عملياي كه براي توسعه و شكوفائي تمام و كمال يك زبان حياتي است ميباشدּ تنها بر اين اساس امكان دارد كه حقوق زباني گروههاي ذكر شده در نقطه ٥ ام اين اعلاميه و حقوق افرادي كه در خارج سرزمين زباني خويش ميزيند را٬ برحسب پيوستگي و درجه بندي تعريف نمودּ
٣- به منظور كاربرد در اين بيانيه٬ گروههايي كه داراي يكي از موقعيتهاي زير باشند نيز متعلق به يك جمعيت زباني و ساكن در سرزمين خود شمرده ميشوند:
الف- هنگامي كه آنها از بدنه اصلي جمعيت خود توسط مرزهاي اداري و يا سياسي جدا شده باشندּ
ب – هنگامي كه در طول تاريخ٬ در منطقه كوچك جغرافيائياي محصور شده توسط اعضاء جوامع زباني ديگر٬ تثبيت شده باشندּ
ج- هنگامي كه در منطقه جغرافيايياي كه در آن با اعضاء جمعيتهاي زباني ديگري با سوابق تاريخي مشابه٬ سهيم و شريكند تثبيت شده باشندּ
٤- اين بيانيه همچنين مردمان عشايري كوچرو در مناطق قشلاق-ييلاق خودشان و همچنين مردمان تثبيت شده در نواحي به لحاظ جغرافيايي پراكنده را به عنوان جمعيتهاي زباني در سرزمينهاي تاريخي خود ميپذيردּ
٥- اين اعلاميه "گروه زباني" را بدين شكل تعريف مينمايد: هر گروه از اشخاص داراي زبان واحد٬ كه زبانشان در محيط سرزميني جمعيت زباني ديگري تثبيت شده اما داراي سابقه تاريخي برابري با اشخاص جمعيت مهمانپذير نبوده نباشدּ نمونه هاي اين چنين گروههائي مهاجرين٬ پناهندگان٬ اشخاص ديپورت شده و اعضاي دياسپورا ميباشندּ

ماده ٢
١- اين بيانيه اعلام ميدارد كه هرگاه گروهها و جمعيتهاي زباني گوناگون در سرزمين واحدي مشترك باشند٬ حقوق مندرجه در اين اعلاميه ميبايست بر اساس احترام متقابل و به گونه اي اعمال شوند كه دمكراسي به حداكثر اندازه ممكنه تضمين گرددּ
٢- در جستجو براي وصول به تعادل اجتماعي-زباني رضايت بخش٬ به عبارت ديگر به منظور ايجاد هماهنگي مناسب بين حقوق مربوطه چنين جمعيتها و گروههاي زباني و افراد متعلق بدانها٬ عوامل مختلفي - علاوه بر سوابق تاريخي مربوطه آنها در سرزمينها و مطالبات آنها كه به روشهاي دمكراتيك بيان شده اند- ميبايد در نظر گرفته شوندּ اينچنين عواملي شامل ماهيت اجباري مهاجرتها٬ كه منجر به همزيستي جمعيتها و گروههاي مختلف ميشود و همچنين درجه آسيب پذيري فرهنگي٬ اجتماعي-اقتصادي و سياسي آنها ميگرددּ

ماده ٣
١- اين اعلاميه حقوق زير را به عنوان حقوق شخصي غيرقابل سلبي كه در هر گونه شرايط٬ امكان برخورداري از آنها وجود دارد٬ قبول مينمايد:
- حق به رسميت شناخته شدن شخص به عنوان عضوي از يك جمعيت زباني؛
- حق شخص براي استفاده از زبان خود در مكانهاي خصوصي و عمومي؛
- حق شخص براي استفاده از نام خود؛
- حق شخص براي ايجاد مناسبات و پيوند با ديگر اعضاي جمعيت زباني مبداء خود؛
- حق شخص براي حفظ و گسترش فرهنگ خود؛
- و همه حقوق ديگر مربوط به زبان كه در "عهدنامه بين المللي حقوق سياسي و مدني ١٦ دسامبر ١٩٦٦ " و "عهدنامه بين المللي در باره حقوق اقتصادي٬ اجتماعي و فرهنگي" به همان تاريخ به رسميت شناخته شده اندּ
٢- اين بيانيه اعلام ميدارد كه حقوق جمعي گروههاي زباني٬ علاوه بر حقوق فوق الذكر كه تك تك افراد عضو گروههاي زباني از آنها برخوردار ميباشند٬ در تطابق با شرايط تشريح شده در بند ٢ּ٢ شامل موارد زير ميباشد:
- حق گروههاي زباني براي آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛
- حق گروههاي زباني براي دستيابي به خدمات فرهنگي؛
- حق گروههاي زباني براي حضور برابر زبان و فرهنگهايشان در رسانه هاي ارتباطي؛
- حق گروههاي زباني در دريافت توجه و اعتناء نهادهاي حكومتي و در روابط اجتماعي-اقتصادي تهيه شده به زبان خودּ
٣- حقوق فوق الذكر اشخاص و گروههاي زباني به هيچ طريقي نميبايست مانع برقراري مناسبات متقابل بين اينگونه اشخاص و گروههاي زباني٬ با جمعيت زباني مهمانپذير و يا ادغامشان در آن جمعيت گرددּ همچنين اين حقوق نبايد به محدود نمودن حقوق جمعيت مهمانپذير و يا اعضاء آن در كاربرد زبان خود جمعيت در سراسر فضاي سرزميني آن زبان منجر شودּ

ماده ٤
١- اين اعلاميه بيان ميدارد اشخاصي كه به سرزمين جمعيت زباني ديگري رفته در آنجا ساكن ميشوند حق دارند و موظف اند كه نسبت به اين جمعيت (مهمانپذير) رفتاري همگرايانه از خود نشان دهندּ آنچه از اين بيان استنباط ميشود تلاشي اضافي است از سوي اينگونه اشخاص براي انسيت با اعضاء جمعيت مهمانپذير؛ به طرزي كه در ضمن حفظ خصوصيات فرهنگي اصلي خويش ؛ مراجع٬ ارزشها و گونه هاي رفتاري كافياي را با جامعه اي كه در آن سكني گزيده اند سهيم شوندּ اين امر آنها را قادر خواهد ساخت كه به لحاظ اجتماعي و بدون مواجه شدن با مشكلاتي بيش از آنچه اعضاي جمعيت مهمان پذير با آن مواجه اند٬ كارآ عمل نمايند ּ
٢- اين اعلاميه٬ از سوي ديگر٬ بيان ميكند كه يكسانسازي –آسيميلاسيون٬ تعبيري به مفهوم اخذ فرهنگ جامعه ميهمان پذير به شكلي كه خصوصيات فرهنگي اصلي٬ با مراجع٬ ارزشها و گونه هاي رفتاري جامعه مهمان پذير جايگزين ميگردند٬ به هيچوجه نبايد تحميلي و يا جبري بوده و تنها ميتواند كه محصول انتخابي تماما آزادانه باشدּ

ماده ٥
اين اعلاميه بر اين اساس استوار است كه حقوق تمامي جمعيتهاي زباني مساوي و مستقل از موقعيت اين زبانها به عنوان زبان رسمي٬ محلي و يا اقليتي بودن ميباشدּ در اين اعلاميه٬ تعبيراتي مانند محلي و يا اقليتي بكار برده نشده اند زيرا - هرچند در بعضي موارد مشخص٬ شناساني زبانها به عنوان اقليتي و يا محلي ميتواند احقاق برخي از حقوق معين را تسهيل نمايد- با اينهمه٬ اين و ديگر تعابير جرح و تعديل كننده٬ غالبا براي اعمال محدوديت بر حقوق جمعيتهاي زباني بكار برده ميشوندּ

ماده ٦
اين اعلاميه اعلام ميكند كه نميتوان تنها بر اين مبناء كه يك زبان٬ زبان رسمي دولت است و يا به طور سنتي براي مقاصد اداري و يا برخي از فعاليتهاي فرهنگي مشخص در يك سرزمين بكار رفته است٬ آنرا "زبان خاص سرزمين" بشمار آوردּ

عنوان اول: اصول عمومي

ماده ٧
١- همه زبانها بيان هويتي جمعي و راهي مجزا براي درك و توصيف واقعيت اند و بنابراين ميبايست كه از همه شرايط لازم براي گسترش و پيشرفتشان در همه نوع فعاليت و كاركرد برخوردار باشندּ
٢- همه زبانها محصول آفرينش جمعي بوده و به عنوان ابزار همبستگي٬ تعيين هويت٬ ارتباط و افاده خلاق براي استفاده فردي در درون يك جمعيت٬ در دسترس همگان قرار دارندּ

ماده ٨
١- همه جمعيتهاي زباني از حق سازماندهي و مديريت منابع خويش٬ براي تضمين نمودن كاربرد زبانهايشان در همه فعاليتها در درون جامعه برخوردارندּ
٢- همه جمعيتهاي زباني محق اند كه بر هرگونه وسائط لازمه ممكن براي تضمين نمودن انتقال و پيوستگي زماني زبان خود دسترسي داشته باشندּ

ماده ٩
همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه سيستم زباني خود را٬ بدون مداخلات اجباري و يا القائي٬ تنظيم و استاندارديزه نموده٬ حفظ٬ توسعه و ارتقاء دهندּ

ماده ١٠
١- همه جمعيتهاي زباني داراي حقوق برابرندּ
٢- اين اعلاميه تبعيض بر عليه جمعيتهاي زباني را غيرقابل قبول ميداند٬ فارغ از آنكه اين تبعيض بر مبناي درجه حاكميت سياسي مستقل جمعيت زباني؛ موقعيت تعريف شده آن جمعيتها از لحاظ اجتماعي٬ اقتصادي و يا ديگر لحاظها؛ درجه استاندارديزه شدن٬ مدرنيزاسيون و يا به روز شدگي زبانهايشان و يا هر معيار ديگري اعمال گرددּ
٣- همه گامهاي ضرور براي تحقق اصل برابري و به جا آوردن موثر آن ميبايست برداشته شوندּ

ماده ١١
همه جمعيتهاي زباني از حق دستيابي به و استفاده از همه وسائط ترجمه به ديگر زبانها و يا ترجمه از ديگر زبانها٬ كه براي تضمين نمودن اعمال و برخورداري از حقوق ذكر شده در اين اعلاميه ضروري باشند٬ برخوردارندּ

ماده ١٢
١- هر كس حق دارد كه كليه فعاليتهاي خود را در محيطهاي عمومي به زبان خويش به جا آورد؛ به شرط آنكه آن زبان٬ "زبان خاص سرزميني" محلي باشد كه وي در آن ساكن استּ
٢- هر كس حق دارد كه زبان خود را در محيط هاي شخصي و خانوادگي بكار بردּ

ماده ١٣
١- هر كس حق دارد كه زبان خاص سرزميني (زبان نياخاكي) خود را كه در آن زندگي ميكند بياموزدּ
٢- هر كس حق دارد كه چند زبانه شود و بر اساس تضميناتي كه دراين اعلاميه براي كاربرد عمومي زبان خاص سرزميني (زبان نياخاكي) تثبيت شده اند٬ و بدون هيچ گونه پيشداوري٬ مناسبترين زباني را كه موجب پيشرفت شخصي و يا تحرك اجتماعي وي ميگردد آموخته و بكار بردּ

ماده ١٤
تدابير اين اعلاميه نميتوانند به طرزي تفسير شوند و يا بكار روند كه به نرمها و يا رويه هاي عملي ناشي از موقعيت داخلي و يا بين المللي يك زبان - كه براي كاربرد آن زبان در سرزمين خود مناسبتتر ميباشند- زيان برسانندּ

عنوان دوم: رژيم جامع زباني

بخش اول: ادارات دولتي و نهادهاي رسمي

ماده ١٥
١- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه زبانهايشان در سرزمين- قلمرو خود به طور رسمي بكار برده شوندּ
٢- همه جمعيتهاي زباني از اين حق برخوردارند كه تمام اسناد اداري٬ مدارك شخصي و دولتي و قيديات محضرهاي عمومي ثبت شده به زبان خاص سرزمينشان (زبان نياخاكيشان)٬ معتبر و قابل اجراء شناخته شوندּ و هيچ كس و مقامي نميتواند تظاهر به ناديده گرفتن و بيخبري از اين زبان بنمايدּ

ماده ١٦
همه اعضاي يك جمعيت زباني حق دارند كه با مقامات دولتي به زبان خويش ارتباط برقرار كرده و اعتناء متقابل در زبان خود را از آنها دريافت كنندּ اين حق همچنين بخشهاي مركزي٬ سرزميني٬ محلي و تقسيمات فرامنطقه اي٬ شامل سرزميني كه زبان مورد نظر٬ زبان خاص نياخاكي آن ميباشد٬ را فراميگيردּ

ماده ١٧
١- همه جمعيتهاي زباني از اين حق برخوردارند كه به همه اسناد و مدارك رسمي كه به نحوي مربوط به سرزمين نياخاكي يك زبان ميباشد٬ تهيه شده در زبان خودشان دسترسي داشته و آنها را كسب نمايند٬ چه اين چنين مداركي چاپي٬ قابل خواندن با ماشين و يا در هر فرم ديگري بوده باشدּ
٢- فرمها و اسناد اداري استاندارد٬ چه در شكل چاپي و چه در شكل قابل خواندن توسط ماشينها و يا به هر فرم ديگر٬ بايد به همه زبانها تهيه شده و در محلهاي قابل دسترسي براي عموم و استفاده آنها قرار گيرندּ اين خدمت بايد توسط مقامات دولتي به شكلي انجام پذيرد كه همه سرزمينهايي را كه براي يك زبان٬ سرزمين خاص زباني (نياخاكي) شمرده ميشوند تحت پوشش قرار دهدּ

ماده ١٨
١- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه قوانين و ديگر ملاحظات قانوني كه به نحوي به آنها مربوط ميشود٬ به زبان خاص سرزمينيشان (زبان نياخاكشان) تهيه و منتشر شوندּ
٢- مقامات دولتي كه در حوزه حاكميت خود٬ داراي بيش از يك زبان خاص سرزميني (زبان نياخاكي) تاريخي هستند٬ ميبايست همه قوانين و مقررات ديگر قانوني و حقوقي داراي ماهيت عمومي را٬ به تك تك اين زبانها تهيه و منتشر سازندּ فارغ از اينكه متكلمين به هر كدام از اين زبانها قادر به فهم زبانهاي ديگر باشند و يا نهּ

ماده ١٩
١- زبان رسمي همه مجالس نمايندگي٬ ميبايست زبان(هاي) به طور تاريخي رايج در سرزمينهايي كه نمايندگان ٬ نمايندگي آن را بر عهده دارند باشدּ
٢- اين حق همچنين شامل زبانهاي جمعيتهاي زباني سكني گزيده در مناطق جغرافي پراكنده كه به آنها در بند ١ پاراگراف چهار اشاره گرديد نيز ميشودּ

ماده ٢٠
١- هركس حق دارد زباني را كه به طور تاريخي در يك سرزمين به آن تكلم ميشود - هم به شكل شفاهي و هم به شكل نوشتاري- در محاكم و دادگاههاي قضائي واقع در آن سرزمين بكار بردּ محاكم قضائي بايد در امورات داخلي خود٬ زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكي) را بكار برند و اگر بنا به سيستم حقوقي فعلا موجود در كشور٬ ضرورتي به ادامه جريان محاكمات در محلي ديگر موجود باشد٬ ميبايد به كاربرد زبان اصلي در محل جديد همچنان ادامه داده شودּ
٢- هر كس حق دارد كه در تمام موارد٬ به زباني كه آنرا درك ميكند و قادر به تكلم به آن است محاكمه شود٬ همچنين حق دارد كه از خدمت مترجمي مجاني بهره مند گرددּ

ماده ٢١
همه جمعيتهاي زباني حق ثبت و بايگاني مدارك و اسناد به زبان سرزميني خود (زبان نياخاكي) توسط محضرهاي عمومي را دارا ميباشندּ

ماده ٢٢
همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه مدارك تائيد شده آنها توسط ثبت اسناد٬ محضرهاي عمومي و يا ديگر ماموران صلاحيتدار دولتي٬ به زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكي) محل خدمت ماموران دولتي و يا محضرهاي عمومي تهيه و تنظيم شوندּ

بخش دوم: تحصيل

ماده ٢٣
١- آموزش و تحصيل ميبايست در سرزميني كه در آن عرضه ميگردد٬ به تشويق افاده فرهنگي خود از سوي جمعيت زباني٬ كمك نمايدּ
٢- آموزش و تحصيل ميبايست در سرزميني كه عرضه ميشود٬ به حفظ و توسعه زباني كه يك جمعيت زباني به آن سخن ميگويد ياري رساندּ
٣- آموزش و تحصيل همواره ميبايست در خدمت تكثر و تنوع زباني و فرهنگي و روابط آهنگدار بين جمعيتهاي زباني گوناگون در سراسر جهان باشدּ
٤- در بستر اصول پيش گفته٬ هر كس حق دارد كه هر زباني را بياموزدּ

ماده ٢٤
همه جمعيتهاي زباني حق دارند در باره گستره حضور زبانشان٬ به عنوان زبان رابط و به عنوان زبان مورد مطالعه٬ در تمام سطوح تحصيلي در سرزمين خود (پيش دبستاني٬ ابتدائي٬ متوسطه٬ حرفه اي و فني٬ دانشگاهي و آموزش بزرگسالان) تصميم بگيرندּ

ماده ٢٥
همه جمعيتهاي زباني از حق دستيابي و كاربرد همه منابع انساني و مادي لازم براي تضمين نمودن حضور زبانشان در همه سطوح تحصيلي در نياخاك خود٬ از قبيل آموزگاران ورزيده٬ روشهاي آموزشي مناسب٬ كتب و متون درسي٬ منابع مالي٬ تجهيزات و ساختمانها٬ تكنولوژي هاي سنتي و مدرن و در وسعتي كه خواهان آنند برخوردار ميباشندּ

ماده ٢٦
همه جمعيتهاي زباني محق اند از تحصيلي كه اعضاي آن جامعه را قادر به تسلط كامل در كاربرد زبانشان سازد٬ شامل توانائيهاي مختلف مربوط به همه محيطهاي روزمره كاربرد زبان٬ همچنين گسترده ترين تسلط ممكنه به هر زبان ديگري كه خواهان يادگيري آن باشند٬ برخوردار شوندּ

ماده ٢٧
همه جمعيتهاي زباني حق دارند از تحصيلي كه اعضاي آن جمعيت را قادر به كسب دانش هر زباني كه مربوط به سنن فرهنگيشان بوده باشد برخوردار شوندּ مانند زبانهاي ادبي و يا زبانهاي مقدس كه سابقا زبانهاي معمول آن جمعيت بوده اندּ

ماده ٢٨
همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه از تحصيلي كه اعضاي آن جمعيت را به دستيابي به آگاهي همه جانبه در باره ميراث فرهنگي خود (تاريخ٬ جغرافيا٬ ادبيات٬ و ديگر نمودهاي فرهنگيشان) قادر سازد برخوردار شوندּ همچنين محق اند كه از گسترده ترين آگاهي ممكنه در باره هر فرهنگ ديگري كه خواهان دانستن آن باشند بهره مند شوندּ

ماده ٢٩
١- هر كس محق است كه از تحصيل و آموزش به زبان خاص سرزمين خود كه در آنجا ساكن است (زبان نياخاكي) برخوردار گرددּ
٢- اين حق٬ حق كسب دانش گفتاري و نوشتاري زباني ديگر را كه شخص ممكن است به عنوان ابزار ارتباط با ديگر جمعيتهاي زباني بكار برد ٬ نفي و سلب نميكندּ

ماده ٣٠
زبان و فرهنگ همه جمعيتهاي زباني ميبايست كه موضوع مطالعه و تحقيقات علمي در سطح دانشگاهي قرار گيرندּ

بخش سوم: نامهاي شخصي

ماده ٣١
همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه سيستم نامهاي شخصي خويش را در همه محيطها و در همه مناسبتها حفظ نموده و آنها را بكار برندּ

ماده ٣٢
همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه نامهاي محل و مكان به زبان خاص سرزميني خود را (زبان نياخاكي)٬ هم به صورت شفاهي و هم به صورت كتبي٬ در محيطهاي خصوصي٬ عمومي و رسمي بكار برندּ
٢- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه نامهاي بومي محلها و مكانها را تثبيت و حفظ نموده٬ در آنها اصلاحاتي اعمال نمايندּ همچو نامهاي امكنه را نميتوان به طور كيفي موقوف و منسوخ نمود و يا تحريف و جرح و تعديل كردּ همچنين نميتوان اينگونه نامها را پس از تغييرات سياسي و يا هر گونه دگرگوني حادثه ديگر٬ تغيير دادּ

ماده ٣٣
همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه جمعيت خود را به همان نامي كه در زبان خودشان بكار ميبرند بنامندּ هرگونه ترجمه به زبانهاي ديگر ميبايست از نامگذاريهاي تحقير آميز و ابهام انگيز اجتناب نمايدּ

بند ٣٤
هر كس حق دارد كه نام خود را در همه محيطها به زبان خويش بكار بردּ و همچنين حق دارد كه نامش٬ اگر لزومي به بكاربردن سيستم نوشتاري متفاوت با زبان وي وجود داشته باشد٬ با لحاظ دقيقترين آوانگاري ممكن ثبت گرددּ

بخش چهارم: رسانه هاي ارتباطي و تكنولوژيهاي جديد

ماده ٣٥
همه جمعيتهاي زباني از اين حق برخوردارند كه در باره درجه حضور زبانشان در رسانه هاي ارتباطي در سرزمين خود (نياخاك خود)٬ بدون در نظر گرفتن متد پخش و يا انتقال توليدات آنها تصميم بگيرندּ چه اين رسانه ها محلي و يا سنتي٬ چه رسانه هاي داراي شمول گسترده تر و چه رسانه هايي كه از تكنولوژيهاي پيشرفته تر استفاده ميكنند باشندּ

ماده ٣٦
همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه به همه منابع مادي و انساني لازم براي تضمين نمودن درجه مطلوبي از حضور زبان خويش و درجه مطلوبي از افاده فرهنگي خودشان در رسانه هاي ارتباطي در سرزمين خود؛ و از پرسنل ورزيده٬ منابع مالي٬ ساختمانها و تجهيزات٬ تكنولوژيهاي سنتي و مدرن دسترسي داشته باشندּ

ماده ٣٧
همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه از طريق رسانه هاي ارتباطي آگاهي كاملي در باره ميراث فرهنگي خويش (تاريخ٬ جغرافيا٬ ادبيات٬ و ديگر نمودهاي فرهنگ شان)٬ همچنين حداكثر اطلاعات ممكنه در باره هر فرهنگ ديگري كه اعضاي آن جمعيت٬ خواستار دانستن آن باشند را دريافت نمايندּ

ماده ٣٨
زبانها و فرهنگهاي همه جمعيتهاي زباني در سراسر جهان٬ ميبايست در رسانه هاي ارتباطي از معامله و برخوردي برابر و غيرتبعيض آميز بهره مند شوندּ

ماده ٣٩
جمعيتهاي توصيف شده در ماده ١ ٬ پاراگراف ٣ و ٤ اين اعلاميه و گروههاي ذكر شده در پاراگراف ٥ همان ماده٬ از حق برابر تمثيل زبانشان در رسانه هاي ارتباطي سرزميني كه در آن ساكنند و يا به آنجا مهاجرت مينمايند برخوردارندּ اين حق بايد در هماهمنگي با حقوق ديگر گروهها و جمعيتهاي زباني ساكن در آن سرزمين اعمال گرددּ

ماده ٤٠
در عرصه تكنولوژي اطلاعاتي٬ همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه به تجهيزات تطبيق داده شده با سيستم زبانيشان و به ابزارآلات و محصولات تهيه شده در زبان خودشان دسترسي داشته باشندּ به نحوي كه بتوانند از همه امكانات و پتانسيلهاي ممكنه توسط چنين تكنولوژيهايي براي افاده خود٬ براي تحصيل٬ در ارتباطات٬ انتشارات٬ ترجمه و پروسسينگ اطلاعاتي و پخش و كلا تبليغ فرهنگشان حداكثر بهره برداري را بنمايندּ

بخش پنجم: فرهنگ

ماده ٤١
١- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه زبان خويش را در همه فرمهاي افاده فرهنگي بكار برده٬ آنرا حفظ نموده و توسعه دهندּ
٢- همه جمعيتهاي زباني ميبايست بتوانند حق مذكور را تمام و كمال اعمال نمايند٬ بي آنكه محيط آن جمعيت به اشغال سلطه گرايانه فرهنگي بيگانه معروض شودּ

ماده ٤٢
همه جمعيتهاي زباني از حق رشد و توسعه تمام و كامل در داخل محيط فرهنگي خود برخوردارندּ

ماده ٤٣
همه جمعيتهاي زباني از حق دستيابي به آثار آفريده شده به زبان خود برخوردار ميباشندּ

ماده ٤٤
همه جمعيتهاي زباني محق اند كه به برنامه هاي بين فرهنگها٬ از طريق پخش اطلاعات كافي دسترسي داشته باشندּ همچنين حق دارند كه از فعاليتهايي مانند آموزش زبانشان به خارجيان٬ ترجمه٬ دوبلاژ٬ پست سنكرونيزاسيون و زيرنويسي حمايت نمايندּ

ماده ٤٥
همه جمعيتهاي زباني از اين حق برخوردارند كه زبان خاص سرزمينيشان (زبان نياخاكيشان) جايگاه ممتازي را در رويدادها و خدمات فرهنگي (كتابخانه ها٬ كلوبهاي ويدئويي٬ سينماها٬ تئاترها٬ موزه ها٬ آرشيوها٬ فرهنگ عامه٬ صنايع فرهنگي و در همه ديگر نمودهاي حيات فرهنگي) اشغال نمايدּ

ماده ٤٦
همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه ميراث زباني و فرهنگي خويش را٬ شامل نمودهاي مادي آن مانند مجموعه هاي اسناد٬ آثار هنري و معماري٬ ابنيه تاريخي و متون نوشته شده به زبان خود را محافظه نمايندּ

بخش ششم: محيط اجتماعي-اقتصادي

ماده ٤٧
١- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه كاربرد زبان خويش در همه فعاليتهاي اجتماعي-اقتصادي در سرزمينهاي خود را نهادينه نمايندּ
٢- همه اعضاي جمعيتهاي زباني محق اند كه براي اجراي فعاليتهاي حرفه اي خود٬ به همه وسائط ضروري تهيه شده به زبانشان٬ مانند اسناد و كارهاي مرجع٬ دستورالعملها٬ فرمها و تجهيزات كامپيوتري٬ ابزارآلات و توليدات دسترسي داشته باشندּ
٣- استفاده از زبانهاي ديگر در اين محيط٬ تنها در صورتي ميتواند مورد احتياج باشد كه طبيعت فعاليت حرفه اي نياز به آنرا موجه سازدּ به همه حال در هيچ شرايطي زبان تازه واردتر٬ نميتواند موقعيت زبان نياخاكي را تنزل داده و يا جانشين استفاده از آن گرددּ

ماده ٤٨
١- در درون سرزمين جمعيت زباني خويش٬ هر كس حق دارد كه زبان خود را با اعتبار قانوني كامل در همه معاملات اقتصادي از هر جنس٬ مانند خريد و فروش كالاها و خدمات٬ بانكداري٬ بيمه٬ قراردادهاي شغلي و غيره بكار بردּ
٢- هيچ ماده ي از اينگونه مقررات و عقدهاي خصوصي٬ نميتواند كاربرد زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكي) را محدود و يا ممنوع سازدּ
٣- در داخل سرزمين يك جمعيت زباني٬ هر كس محق شمرده ميشود كه به همه اسناد لازم براي انجام عمليات فوق الذكر٬ تهيه شده به زبان خويش دسترسي داشته باشدּ اينچنين اسنادي شامل فرمها٬ چكها٬ قراردادها٬ رسيدها٬ صورت حسابها٬ سفارشنامه ها٬ دريافت نامه ها و غيره ميشودּ

ماده ٤٩
در داخل سرزمين هر جمعيت زباني٬ هر شخص حق دارد كه زبان خويش را در انواع سازمانهاي اجتماعي-اقتصادي مانند تشكيلات اتحاديه اي و سنديكاهاي كارگري٬ انجمنهاي حرفه اي٬ كارفرمايان٬ اصناف و بازرگاني بكار بردּ

ماده ٥٠
١- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه زبانشان از جايگاهي ممتاز در تبليغات٬ آگهيها٬ تابلوها٬ علائم و نشانگاههاي بيروني و به عنوان يك كل در چهره كشور برخوردار باشدּ
٢- در داخل سرزمين جمعيت زباني٬ هر كس حق دارد به اطلاعات تمام و كامل شفاهي و نوشتاري تهيه شده به زبان خود در باره كالاها و خدمات عرضه شده توسط موسسات بازرگاني٬ از جمله به نحوه استفاده٬ اتيكتها٬ ليست هاي مواد سازنده٬ تبليغات و آگهيها٬ ضمانت نامه ها و غيره دستيابي داشه باشدּ
٣- همه علائم و نشانه هاي عمومي كه تاثير گذار بر سلامتي اشخاصند٬ به قيد آن كه پستتر از نشانه هاي مربوط به زبانهاي ديگر نباشند٬ ميبايست كه اقلا به زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكي) تهيه شوندּ

ماده ٥١
١- همه كس حق دارد زبان خاص سرزمين خود را در ارتباط با شركتها و موسسات بازرگاني و نهادهاي خصوصي بكار برد و به همان زبان پاسخ و يا خدمت دريافت داردּ
٢- هر كس حق دارد به عنوان يك مشتري٬ مصرف كننده٬ خريدار و يا استفاده كننده٬ از موسسات عمومي٬ اطلاعات شفاهي و نوشتاري تهيه شده به زبان خاص سرزمين خود را (زبان نياخاكي) دريافت دارندּ

ماده ٥٢
هر كس حق دارد تمام فعاليتهاي حرفه اي خويش را به زبان خاص سرزمين خود (زبان نياخاكي) به انجام رساندּ مگر آنكه طبيعت شغلش كاربرد زبانهاي ديگري را الزامي سازد٬ مانند معلمين زبانهاي خارجي٬ مترجمين و يا راهنمايان توريستي

ملاحظات اضافي

نخست

مقامات دولتي ميبايد تمام گامهاي لازم براي تحقق و جاري شدن حقوق مندرجه در اين اعلاميه را در محدوده حوزه صلاحيتهاي خويش بردارندּ به طور مشخص تر٬ براي تشويق نمودن تحقق حقوق زباني جمعيتهايي كه آشكارا از جنبه منابع مالي در مضيقه ميباشند٬ ميبايست منابع مالي بين المللي تدارك ديده شوندּ بنابراين٬ مقامات دولتي ميبايست حمايت لازمه براي استاندارديزه شدن٬ ترجمه٬ آموخته شدن و استفاده از زبانهاي جمعيتهاي گوناگون تحت اداره خود را فراهم نمايندּ

دوم

مقامات عمومي ميبايست مطلع شدن نهادهاي رسمي٬ سازمانها و اشخاص مرتبط را با حقوق و وظائف مربوطه ناشي از اين اعلاميه٬ تضمين و تامين نمايندּ

سوم

مقامات عمومي ميبايست در پرتو سيستم قانونگذاري موجود٬ مجازاتهائي قابل اجراء براي هرگونه اخلال در حقوق زباني تشريح شده در اين بيانيه برپادارندּ

ملاحظات نهائي

نخست

اين اعلاميه بنيانگذاري "شوراي زبانها" در بنيه سازمان ملل متحد را توصيه مينمايدּ مجمع عمومي سازمان ملل متحد عهده دار برپاساختن چنين شورائي٬ تعريف وظائف آن و انتساب اعضاي شورا؛ و همچنين عهده دار ايجاد نهادي در قوانين بين المللي براي حفاظت از جمعيتهاي زباني در دستيابي و اعمال حقوق خويش كه در اين اعلاميه شناخته شده اند خواهد بودּ

دوم

اين اعلاميه تشكيل "كميسيون جهاني حقوق زباني" را٬ نهادي غير رسمي و مشاوره اي مركب از نمايندگان سازمانهاي غير دولتي و ديگر تشكيلات فعال در زمينه قوانين زباني٬ توصيه و تشويق مينمايدּ


بارسلون٬ ژوئن٬ ١٩٩٦

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي



در حمايت و لزوم پيوستن ايران به "اتحاديه كشورهاي عرب" و "مجمع تركي همكاري و توسعه"
-------------------------------------------------------------------------------
علي دده بيگلو
-------------------------------------------------------------------------------
پس از آنكه سبحاني مديركل خاورميانه عربي و شمال آفريقاي وزرات امورخارجه ايران در سفر به مصر درخواست عضويت ايران در اتحاديه عرب به‌‏عنوان عضو ناظر را ارائه كرد چند تن از صاحبنظران و سياستمدران فارس (آقايان هرميداس باوند٫ ابراهيم يزدي و پيروز مجتهدزاده) به اظهار نظر و انتقاد در اين باره پرداخته اند. هرچند هر سه اين منتقدين در نظرات خود٫ به شرحي كه در زير ميآيد٫ از پيشگوئي هاي عجولانه و تمايلات و احساسات قوميتگرايي فارسي فارغ نبوده اند٫ در بيانات و ارزيابيهاي آقاي پيروز مجتهدزاده آشكارا موضع قوميتگرايي افراطي فارسي٫ سائقه هاي شديد نژادمحورانه٫ باستانگرايي-كوروشيسم و عصبيت پرخاشگرايانه ضدعربي و ضدتركي غليظ به چشم ميخورد. از سوي ديگر دكتر صادق زيباكلام, استاد دانشگاه تهران و كارشناس مسائل استراتژيك اين اقدام را از چند منظر قابل تحسين دانسته است. در اين نوشته من ضمن تاييد عمومي ارزيابي دكتر صادق زيباكلام٫ نه تنها از ضرورت پيوستن ايران به "اتحاديه كشورهاي عرب" بلكه از لزوم پيوستن عاجل ايران به "مجمع تركي همكاري و توسعه" دفاع نموده ام. قبل از آن نخست به منظور آشنايي با موضع طيفهاي گوناگون جريان قوميت گرايي فارسي در اين مورد نظرات سه صاحبنظر مذكور را نقل ميكنم:

دكتر داوود هرميداس باوند ميگويد كه اتحاديه‌‏ عرب تا به حال فاقد كارآيي بوده است. وي تصميمات اين اتحاديه را بدون توجه به واقعيات و بر اساس پندارهاي قبيله‌‏اي دانسته و پيشگويي كرده است كه عضويت ايران به‌‏عنوان ناظر هيچ تأثيري در اين تصميمات نخواهد داشت و نمي‌‏تواند منافع خاصي براي ما به همراه داشته باشد. او رد اين پيشنهاد كه به گمانش هيچ مبناي منطقي ندارد از سوي اتحاديه‌‏عرب را، به‌‏عنوان يك امتياز منفي براي كشوري مهم و تاريخي مانند ايران تلقي نموده است.

ابراهيم يزدي ‌از نهضت آزادي و وزير امورخارجه دولت‌‏ موقت با بيان اينكه رد درخواست ايران از سوي اتحاديه‌‏عرب، موجب سرافكندگي براي ديپلماسي كشور است، گفته است: به‌‏ هيچ‌ ‏وجه نمي‌‏توان تصميم ايران مبني بر پيوستن به اتحاديه‌‏ عرب به عنوان عضو ناظر را، در راستاي منافع‌‏ ملي و موقعيت استراتژيك در منطقه ارزيابي كرد و افزوده است كه هيچ توجيه منطقي و عقلاني براي چنين درخواستي از سوي ايران وجود ندارد. وي نيز پيشگويي نموده است كه حضور ما در اتحاديه ‌‏عرب حتي به‌‏عنوان ناظر نمي‌تواند باعث نقض تصميم‌‏گيري‌‏هاي گذشته در مورد سياست‌‏هاي اين اتحاديه در منطقه شود و يا كمترين كمكي به حل اختلافات ايران با امارات بر سر جزاير سه‌‏گانه ايراني بكند. (اظهارات فوق همچنين با توجه به نزديك شدن روزافزون جريان سياسي موسوم به ملي مذهبي به جريان قوميتگرايي افراطي فارسي نيز قابل تامل اند).

پيروز مجتهدزاده مديرعامل مؤسسه مطالعات استراتژيك يوروسويك لندن كه عموما مواضع بسيار غيردوستانه اي نسبت به ملل و كشورهاي عربي و تركي و همچنين اقوام ترك و عرب ايراني دارد٫ در اين باره از جمله ميگويد (به اختصار): "مليت عربي، هويت عربي، شخصيت ملي عربي بسيار عالي است؛ مباركشان باشد٫ به ما چه ربطي دارد؟ ما كه عرب نيستيم. تصميم‌‏گيري‌‏هاي اتحاديه ‌‏عرب براي حفظ هويت و شخصيت واستقلال ملت‌‏ها و كشورهاي عرب است و هيچ ربطي به ما ندارد. اتحاديه ‌‏عرب تشكيلاتي است كه مديريتش هويت عربي و اساس موجوديتش بر اساس ناسيوناليسم و پان عربيسم از نوع ناصري و صدام حسيني است و براي اعتلا بخشيدن به شخصيت و هويت عربي٫ ضديت با ايران و بر اساس پان ‌‏عربيسم به وجود آمده است. اساسا دشمني با هويتها و مليتهاي غيرعربي و خصوصا هويت ايراني دارد و عضويت در آن نشان از عربي بودن آن ملت دارد. چرا بايد شخصيت و هويت و مليت خود را لگدمال كنيم و عضو تشكيلاتي شويم كه مربوط به ملل عرب مي‌‏شود و در آنجا هويت و مليت و شخصيت ملي مستقل خود را با علامت سؤال مواجه كنيم. آن اتحاديه اساس كارش تنها دشمني با هويت ملي ديگران است از جمله هويت ملي ايراني".

وي ميافزايد: "تصميم گيران وزارت خارجه ما به كلي از مرحله پرت هستند. وزارت خارجه سرخود چنين تقاضايي كرده است و با اين كار هويت چند هزار ساله يك ملت را خدشه دار نموده است. يك چنين تقاضايي كه براي همكاري مايه گذاشتن از هويت ملي مطرح شود مطلقا بيجاست. چطور است اصلا اسم خودمان را بگذاريم رئيس كل عربها؟. ورود به آن اتحاديه مساوي است با نابودي هويت ملي و استقلال و شخصيت ملي و زير پا گذاردن و ناديده گرفتن 1400 سال مبارزه ملت ايران براي ايراني بودن و عرب نشدن. رهبران عرب يكسره با ايران و ايراني بودن و هر آنچه مربوط به ايراني حتي به كلمه فارس مربوط مي‌‏شود دشمني ‌‏ورزيده اند؛ ايران چند هزار سال هويت و شخصيت مستقل دارد، ايران افتخار دارد كه مسلمان است ولي خيلي بهتر از عرب توانست به اسلام خدمت كند. در قصص قرآن آمده است كه بابل محل كفر و مبارزه ضدخدا بوده است و كورش كه پيامبر خدا در دين يهودي و دين مسيحي قلمداد شده است و در قرآن ذوالقرنين آمده است و آن بساط كفر ضدخدايي را برداشت. به كورش فحاشي مي‌‏كنند٫ اين انگيزه از همان جا مي‌‏آيد....."

پيروز مجتهدزاده به مسئله عضويت تركيه در اتحاديه اروپا نيز از همان چهارچوب قوميتگرايانه افراطي فارسي پرداخته است: "تركيه مي‌‏خواهد وارد اتحاديه اروپا شود و مي‌‏خواهد بگويد هويت و ملتيش اروپايي است، ولي ما مي‌‏گوييم كه اين ملت ملتي است كه هويت درستي ندارد. اگر هويت درستي داشته باشد، پايبند هويت خودش مي‌‏بود".


در لزوم پيوستن ايران به "اتحاديه كشورهاي عربي"(League of Arab States)

"اتحاديه عرب" (جامعه الدول العربيه) در سال 1945 بوجود آمد. هدف اوليه تاسيس اين اتحاديه دفاع از وحدت عربي و آزادسازي سرزمين هاي اشغالي اعراب بود. اما اكنون اين مجموعه در راه تغييرات ساختاري بنيادي بر اساس منافع سياسي و مشترك منطقه اي است. تعداد كنوني اعضاي آن 22 كشور است (اردن٫ امارات٫ بحرين٫ تونس٫ الجزيره٫ جيبوتي٫ عربستان سعودي٫ سودان٫ سوريه٫ سومالي٫ عراق٫ عمان٫ فلسطين٫ قطر٫ كومور٫ كويت٫ لبنان٫ ليبي٫ مصر٫ مراكش٫ موريتامي و يمن).

همسايگان جنوبي و غربي ايران را كشورهاي با جمعيت عمدتا عرب تشكيل مي دهند. (عراق با مرز خاكي٫ كويت٫ عربستان٫ قطر٫ امارات متحده٫ عمان, بحرين با مرز آبي) پيوندها و درهم تنيدگي ژرف و ديرينه ي سياسي٫ فرهنگي٫ اعتقادي و تباري ميان مليتهاي مختلف ساكن در ايران و اعراب بخشي از تاريخ٫ هويت و تمدن اسلامي مليتهاي ايران است. از آن جمله است دين اسلام٫ خط عربي٫ وجود 60%-80% لغات عربي در زبان فارسي و نقش تعيين كننده و غيرقابل انكار تبار عرب در تشكل تباري قوم فارس امروزي در ايران. بخش قابل توجهي از هموطنان فارس زبان امروزي ايران به واقع گروههاي مهاجر و يا بوميعرب (تبار) اند كه به مرور زمان داوطلبانه (در قرون گذشته) و يا به اجبار (در قرن بيستم) زبان فارسي را اختيار نموده اند.

درصد مهمي (بين 7% الي 8%) از جمعيت ايران را هموطنان و شهروندان عرب تشكيل ميدهند. اعراب ايران متشكل از عربهاي استان خوزستان و مناطق عرب نشين چسبيده به خوزستان٫ عربهاي جزاير و بنادر خليج فارس و بيش از پانصد هزار نفر عربهاي استان فارس٫ خراسان٫ كرمان٫ يزد٫ بلوچستان و جنگ زده هاي خوزستاني مقيم كرج، تهران، اصفهان، مشهد و ديگر مناطق ايران ميباشند.

جمعيت عرب ايران به تنهايي از جمعيت عرب بسياري از كشورهاي عضو اتحاديه عرب بيشتر است. و از اين منظر ايران شايستگي عضويت نه تنها به عنوان ناظر بلكه حتي به عنوان عضو اصلي اتحاديه كشورهاي عرب را نيز داراست.

در عرصه همكاري‌‏هاي اقتصادي و تجاري ايران با كشورهاي عربي در حوزه خليج فارس و شمال آفريقا ,‌‏ اين اتحاديه دريچه اي به روي بازار نواحي مذكور خواهد بود.

در سالهاي اخير به موازات بحث هاي بسيار جدي در ميان روشنفكران و سياسيون جهان عرب در باره توسعه سياسي و روند دمكراسي منطقه اي تغييرات گوناگوني در ساختار اتحاديه عرب از جمله گنجاندن حقوق بشر و گسترش دموكراسي بعنوان بخشي از فعاليتهاي اين اتحاديه نيز در حال انجام است. اكنون به خوبي دانسته شده است كه بدون تعريف و تلقي منطقه اي از روند دمكراسي در خاورميانه، گذر به دمكراسي در كشورهاي منطقه به طور منفرد غيرقابل تصور است. شواهد نشان ميدهد كه موضوع دموكراسي در تعاريف جديد اتحاديه عرب هم بدرستي به شكل روند و مقوله اي منطقه اي تثبيت و تعريف خواهد شد. ايران به عنوان كشوري خاورميانه اي نميتواند بيش از اين خود را از روند دمكراتيزاسيون منطقه تجريد نمايد.

از دگرگوني ها و تغييرات مثبت در حال انجام در ساختار و بنيان اتحاديه عرب يكي نيز حركت به سوي اساس قرار دادن منافع متقابل و همكاري منطقه اي در قبول عضويتهاي جديد و كمرنگتر و بياعتبار شدن مقولات گذشته مانند هويت ملي و منشا نژادي است. بنا به گفته عمرو موسي دبيركل اتحاديه عرب در ماه‌‏هاي اخير علاوه بر ايران درخواست‌‏هاي مشابهي از سوي كشورهاي اتيوپي، اريتره٫ تركيه و حتي از آمريكاي لاتين براي پيوستن به اتحاديه‌‏ عرب به‌‏ عنوان عضو ناظر دريافت شده است. در چنين شرايطي عضويت ايران در همسايگي با كشورهاي عربي٫ با وجود جمعيت بزرگ ايرانيان عرب٫ مسئله تروريسم اسلامي و ديگر مسائل (بند 8) در اتحاديه عرب امري بسيار معقول و منطقي جلوه ميكند.

عضويت در اتحاديه عرب امكان تشريك مساعي٫ گشودن باب ديالوگ و تفاهم٫ تاثير و تعديل در سياستگذاريهايي مانند مسئله فلسطين و اسرائيل٫ امنيت خليج فارس٫ مشكلات موجود ايران با مصر و عربستان ,‌‏ آينده عراق٫ مسئله جزاير سه گانه عربي٫ تروريسم اسلامي و ... را فراهم خواهد ساخت. بدون ايجاد روابط مستحكم٫ دمكراتيك و با احترام متقابل با مصر و عربستان ايجاد روابط مستحكم با دنياي عربي فوق العاده دشوار است.


در لزوم پيوستن ايران به "مجمع تركي توسعه و همكاري"(TİKA) و "سازمان همكاري اقتصادي درياي سياه" (BSEC) ويا KEİ))

"مجمع تركي توسعه و همكاري" Türk İşbirliği ve Kalkınma İdaresi Başkanlığı در سال 1992 بوجود آمد. هدف شكل گيري اين اتحاديه گسترش و توسعه تعاون و همكاري منطقه اي بين كشورهاي تركزبان٫ كشورهاي همسايه تركيه و ديگر كشورها در همه زمينه هاي اقتصادي٫ تجاري٫ اداري٫ تكنولوژيك و آموزشي بوده است. تعداد اعضاي آن در حال حاضر 18 كشور مركب از كشورهاي شبه جزيره بالكان٫ قفقاز و آسياي ميانه است (تركيه٫ آذربايجان٫ قزاقستان٫ ازبكستان٫ تركمنستان٫ قيرقيزستان٫ قبرس شمالي٫ گرجستان٫ بلغارستان٫ اوكرايني٫ روسيه٫ روماني٫ مقدونيه٫ مولداوي٫ آلباني٫ بوسني هرزگوين٫ مغولستان٫ تاجيكستان) "سازمان همكاري اقتصادي درياي سياه" BSEC - Black Sea Economics Cooperation - Karadeniz Ekonomik İşbirliği Örgütü نيز تشكيلاتي است مشابه كه در همان سال تاسيس شده و داراي 20 عضو است. (اعضاي آن: تركيه٫ آلباني٫ بلغارستان٫ رماني٫ مولداوي٫ يونان٫ آذربايجان٫ گرجستان٫ ارمنستان٫ روسيه٫ اوكرايني. اعضا ناظر: اتريش٫ ايتاليا٫ آلمان٫ فرانسه٫ اسرائيل٫ مصر٫ تونس٫ لهستان٫ و سلواكي)

همسايگان شمالي ايران را كشورهايي با جمعيت عمدتا ترك تشكيل ميدهند (تركيه٫ آذربايجان٫ تركمنستان با مرز خاكي٫ قزاقستان با مرز آبي).

پيوندها و در هم تنيدگي ژرف و ديرينه سياسي٫ فرهنگي٫ اعتقادي و تباري ميان مليتهاي مختلف ساكن در ايران و تركها٫ بخشي از تاريخ٫ هويت و تمدن خاورميانه اسلامي و مليتهاي ايران است. از آن جمله است مذهب تشيع (كه توسط تركهاي آسياي صغير مذهب حاكم ايران و از جمله قوم فارس شده است)٫ وجود هزاران لغت تركي در زبان فارسي٫ نقش تعيين كننده ترك ها در تشكل تباري و هويتي قوم موسوم به فارس در ايران. بخش قابل توجهي (30%-40%) از هموطنان فارس زبان امروزي ايران به واقع ترك تباراني هستند كه به مرور زمان داوطلبانه (در قرون گذشته) و يا به اجبار (در قرن بيستم) زبان فارسي را اختيار نموده اند. علاوه بر آن ايران به عنوان كشوري كه بيش از هزار سال تحت حاكميت خاندانها٫ ارتشها و سلسله هاي تركي بوده٫ عملا در دوره مذكور نقشي محوري در تاريخ و دنياي تركي داشته است. عضويت ايران در مجمع كشورهاي تركي بازگشت به هويت اصيل و ايفاي دوباره اين نقش تاريخي پس از غيبتي صدساله خواهد بود.

مليت ترك يكي از دو مليت عمده ايران است. بخش بسيار قابل توجهي از جمعيت ايران (در منابع مختلف بين 50%- 25%) را هموطنان و شهروندان ترك تشكيل ميدهند. گروههاي منسوب به اين مليت علاوه بر تركهاي استانهاي آذربايجاني شمال غرب كشور (آذربايجان شرقي٫ آذربايجان غربي٫ زنجان٫ همدان٫ اردبيل٫ قزوين و مناطق ترك نشين چسيبده به اين استانها در استانهاي مركزي٫ قم٫ كردستان٫ كرمانشاهان٫ گيلان٫ تهران) شامل ميليونها تن ترك ساكن در استانهاي خراسان٫ فارس٫ اصفهان٫ كرمان٫ سمنان٫ مازندران٫ خوزستان٫ لرستان٫ چهارمحال كهگيلويه٫ بوشهر و.... ميباشند. همچنين تركمنها در استانهاي گلستان٫ خراسان و مازندران٫ و خلجها٫ قزاقها٫ اويغورها و ازبك ها از ديگر گروههاي تركي ساكن ايران ميباشند.

جمعيت ترك ايران به جز تركيه٫ بيش از جمعيت ترك همه كشورهاي عضو مجمع كشورهاي تركي است (ايران به لحاظ نفوس دومين كشور ترك زبان جهان است). از اين زوايه ايران شايستگي آن را دارد كه نه تنها به عنوان ناظر بلكه به عنوان عضو اصلي كشورهاي تركي به عضويت "مجمع تركي همكاري و توسعه" در آيد.

توسعه اقتصادي همانند روند دمكراسي مسئله اي منطقه اي است. به لحاظ همكاري‌‏هاي اقتصادي٫ مجمع تركي همكاري و توسعه و مشخصا كشورهاي تركيه٫ آذربايجان و تركمنستان و ديگر كشورهاي تركي در اروآسيا,‌ دريچه اي به روي بازار اورآسيا٫ آسياي ميانه٫ قفقاز و اروپاي جنوب شرقي خواهند بود. در واقع اين دو سازمان از معدود امكانات واقعي ايران براي پيوستن به اتحاديه ها و سازمانهاي اروپايي نيز بشمار ميروند.

مجمع تركي همكاري و توسعه و سازمان همكاري اقتصادي درياي سياه تشكيلاتي بر مباني نژادي و هويت ملي نيستند. مجمع تركي همكاري و توسعه٫ اتحاديه اي منطقه اي مركب از سه دسته كشورهاي ترك زبان (تركيه٫ آذربايجان٫ قزاقستان٫ ازبكستان٫ تركمنستان٫ قيرقيزستان٫ قبرس شمالي)٫ كشورهاي همسايه تركيه (گرجستان٫ بلغارستان٫ اوكرايني٫ روسيه) و ديگر كشورها (روماني٫ مقدونيه٫ مولداوي٫ آلباني٫ بوسني هرزگوين٫ مغولستان٫ تاجيكستان) است. در "سازمان همكاري اقتصادي درياي سياه"٫ اكثر كشورهاي عضو را كشورهاي غيرترك مانند يونان و ارمنستان تشكيل ميدهند. عضويت ايران در اين دو مجمع و سازمان به عنوان كشوري با جمعيت عمدتا ترك٫ در همسايگي تركيه و ديگر كشورهاي تركي و نيز پاره اي مسائل سياسي ديگر (بند 8) امري بسيار معقول٫ فوق العاده منطقي و مطابق بر منافع دراز مدت ملي است.

فعاليت و اهداف تاسيس "مجمع تركي همكاري و توسعه" شامل گسترش همه نوع همكاري و تعاون در عرصه هاي اقتصادي٫ بانكداري٫ بيمه٫ بودجه٫ سيستمهاي مالياتي٫ تجارت خارجي٫ تكنولوژي٫ اجتماعي٫ فرهنگي و آموزشي و ...است. عرصه هايي كه توسعه و گسترش آنها٫ زيربناي توسعه سياسي و گسترش ساختار دمكراتيك در منطقه نيز ميباشند.

عضويت در مجمع كشورهاي تركي امكان تشريك مساعي٫ گشودن باب ديالوگ و تفاهم٫ تاثير و تعديل در سياستگذاريهايي مانند مسئله اشغال قره باغ توسط ارمنستان٫ امنيت درياي خزر٫ مشكلات موجود ايران با تركيه و آذربايجان,‌‏ آينده عراق و افغانستان (هر دو با جمعيت قابل توجه ترك خواهان به رسميت شناخته شدن حقوق ملي خويش)٫ مسئله چاههاي نفتي و تقسيم منابع زيرآبي درياي خزر٫ تروريسم اسلامي و ... را فراهم خواهد ساخت. بدون ايجاد روابط مستحكم با تركيه٫ نيز آذربايجان٫ ايجاد روابط دوستانه با دنياي تركي بسيار دشوار خواهد بود.

از ديگر فوائد پيوستن ايران به اتحاديه هاي منطقه اي تركي و عربي:

- گردهمآيي و همكاري كشورها در مجموعه هاي منطقه اي كه به سرعت در سطح جهان در حال گسترش است به هيچ وجه ناقض هويت ملي و يا نافي استقلال ملي نيست. همانطور كه عضويت و همكاري فرانسه لاتين٫ آلمان ژرمن٫ مجارستان اوراليك و يا مالتاي سامي در اتحاديه اروپا به نفي هويت يكديگر منتهي نشده است. پس از عضويت روسيه در كنفرانس كشوهاي اسلامي به عنوان عضو ناظر - به سبب داشتن اقليت مسلمان٫ همسايگي با كشورهاي اسلامي٫ مسئله ترور اسلامي٫ منافع ملي و ديگر ملاحظات - عضويت ايران در "اتحاديه عرب"٫ "مجمع تركي توسعه و همكاري" و يا "سازمان همكاري اقتصادي درياي سياه" و ... نيز از الزم واجبات است.

- روند دمكراتيزاسيون تدريجي در داخل ايران باعث تمثيل و اشتراك هر چه بيشتر هموطنان به حاشيه رانده شده ترك و عرب در تعريف هويت ايراني و سياستهاي كلان دولت و - دير يا زود - منجر به رسمي شدن زبان عربي در مناطقي كه هموطنان عرب در آن مناطق از جمعيت قابل توجهي برخوردارند٫ همچنين اعلام زبان سراسري تركي به عنوان يكي از دو زبان رسمي دولت مركزي ايران خواهد شد. و بدنبال آن نتيجه منطقي گسترش و نهادينه شدن دمكراسي در ايران از جمله اين خواهد بود كه هويت هاي تركي و عربي ايرانيان ترك و عرب نيز به عنوان بخشي جدايي ناپذير از هويت ايراني٫ منافع و ملاحظات پايه اي ايران و مولفه هاي اصلي سياستهاي منطقه اي و خارجي آن پذيرفته و تلقي گردد. بهبود وضعيت مليتهاي ترك و عرب در ايران به تلطيف روابط ايران با به ترتيب دنيا و كشورهاي تركي و عربي٫ و به عكس مستحكمتر شدن روابط با كشورهاي تركي و عربي به بهبود وضعيت شهروندان ايراني ترك و عرب ياري خواهد رساند. عضويت ايران در اتحاديه كشورهاي عربي و مجمع تركي توسعه و همكاري و ....روندهاي لابد فوق را تسريع خواهد نمود.

- عضويت ايران در اتحاديه كشورهاي ترك و عرب٫ باعث دور شدن و پاكسازي ايران از انديشه هاي نژادپرستي آريايي٫ رسوبات باستانگرايي-كورشيسم استعمار ساخته پهلوي و تضعيف سياستهاي قوميت گرايي افراطي فارسي حاكم بر بخشي از دولتمردان٫ مقامات و بروكراتهاي فارس خواهد شد. اين عضويتها همچنين به دور شدن از سياستهاي ضدعربي و ضدتركي دولت پهلوي در ايران -كشوري محصور بين كشورهاي عرب و ترك- در سده بيستم كمك خواهد نمود. سياستهاي ضدملي اي كه ايران را منحصرا مترادف با فارس ميداند (مشابه آنها را در بيانات پرويز مجتهدزاده شاهد بوديم) و مردم و كشور ايران هزينه هاي فوق العاده زيانبار آنها را متحمل شده و ميپردازند.

سياستگذاران و مسئولين كشور كثيرالمله ايران بايد هر حركت و تصميمي كه ايران را به سمت جهان عربي و دنياي تركي نزديك ميسازد پيگيرانه دنبال كنند. روابط حسنه و پيوندهاي مستحكم بين ايران و كشورهاي منطقه و جهان اسلام و در اين ميان اتحاديه عرب و مجمع كشورهاي تركي هم به نفع ايران, ‌‏هم به نفع اعراب و اتراك خارج و داخل و همه ديگر مليتهاي ايراني و هم به نفع توسعه و ثبات كل جهان اسلام و خاورميانه است.

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي



وزش نسيم اروپائي در تركيه - تصويب اصلاحات تاريخي در مجلس اين كشور
-------------------------------------------------------------------------------
علي دده بيگلو
-------------------------------------------------------------------------------
مجلس ملي تركيه با در هم شكستن چند تابوي سياسي ديگر٫ گامي تاريخي در مسير اتحاديه اروپا برداشت.

"ششمين پاكت هماهمنگي" كه در روند آماده ساختن تركيه براي پيوستن به اتحاديه اروپا گامي بسيار بزرگ به شمار ميرود٫ با حمايت اكثريت قاطع آراي نمايندگان دو حزب حاكم و مخالفت در نشست عمومي مجلس تركيه تصويب شد. اين پاكت در عرصه هاي بسيار داراي نوآوريهايي است: آزادي پخش برنامه به زبانهاي مادري از راديو تلويزيونهاي خصوصي٫ رفع محدوديت در عرصه برنامه هاي راديو تلويزيوني و انتخاب نامهاي كردي٫ لغو ماده هشتم قانون مبارزه با تروريسم٫ محدود نمودن شموليت فعاليتهاي تروريستي و ارائه تعريفي جديد و دمكراتيك از آن٫ پاكسازي قوانين و احكام مربوط به اعدام از قانون جزائي اين كشور و تبديل آنها به حبس ابد٫ پايان دادن به حضور نماينده شوراي امنيت ملي اين كشور در نهاد مميزي آثار سينمايي٫ ويدئويي و موسيقيايي٫ جايگزيني پرستشگاه به جاي مسجد در قانون اعمار و آباداني٫ شناختن مهلت اضافي براي ثبت اموال غيرمنقول وقفي جماعات ديني-مذهبي٫.....

جميل چيچك وزير عدالت و سخنگوي دولت تركيه پس از قبول پاكت ششم هماهنگي در مجلس از تصويب اين قوانين به شكل "پيشرفتي بسيار مهم در مبارزه ١٦٤ ساله تركيه براي معاصر شدن٫ همچنين در راه اتحاديه اروپا٫ در حمايت از مبارزه براي بالا بردن استانداردهاي دمكراسي٫ گسترش عرصه هاي كاربرد حقوق و آزاديهاي اساسي و حركت به سوي ذهنيتي كه در آن عنصر انسان محوري است" نام برد. با اينهمه وي تاكيد نمود كه "در مسير دمكراتيزاسيون در تركيه علاوه بر انجام اصلاحات قانوني در عرصه كاربرد حقوق و آزاديهاي بنيادين٫ در عرصه اجراي اين قوانين نيز موانعي وجود دارد. تغيير و اصلاح قوانين آسان است اما ذهنيت انسانها و جوامع يكروزه دگرگون نميشود".

بدنبال تصويب قوانين مذكور اتحاديه اروپا طي صدور اعلاميه اي در بروكسل كوشش و اقدامات تركيه را بسيار موثر توصيف نموده و رضايت خود را از تصويب آنها علام كرد. نماينده بخش تركيه كميسيون اروپا ميگويد: "ما از كوشش تركيه بسيار متاثر شده ايم. تركيه در راه مسائل بنياديني مانند توسعه حقوق و آزاديها٫ انقلاب در سيستم قضائي و بهبود حقوق بشر تلاشهاي بسيار جدياي انجام ميدهد و حكومت تركيه نيز در مسير پيوستن به اتحاديه اروپا گامهاي بسيار مهمي برداشته است". هانس يورگ كرمچر اعلام نمود كه "اروپا گامهاي جدياي را كه حكومت تركيه در اين مسير برداشته است با خشنودي شاهد بوده است. تصويب اين قوانين در مجلس بيآنكه كه پيشتر به تاييد شوراي امنيت ملي رسانيده شوند نشانگر آنست كه دمكراسي در تركيه نيز ميتواند كه از راههاي معمول آن عمل نمايد". متعاقبا در اعلاميه پاياني گردهمآيي اتحاديه اروپا- كشورهاي بالكان در شهر سلانيك يونان در پاراگراف اختصاص داده شده به تركيه عزم و كوشش حكومت تركيه براي انجام اصلاحات سياسي تقدير شده است. در همين گردهمآيي در اقدامي غيرمنتظره و براي نخستين بار يكي از اسناد رسمي اتحاديه اروپا٫ متن پيشنويس قانون اساسي اروپا به زبان تركي انتشار يافت (متون رسمي اتحاديه اروپا فقط به زبانهاي كشورهاي عضو انتشار مييابد) و از تركيه به همراه روماني و بلغارستان براي شركت در كنفرانس شكل دهي قانون اساسي اروپا دعوت به عمل آمد.

برخي از نوآوريهاي قانون جديد:

آزادي تبليغات تجزيه طلبانه

ماده هشتم قانون مبارزه با تروريسم كه در مورد تبليغات تجزيه طلبانه بود لغو شد. پس از اين٫ ابراز انديشه هاي جدائيخواهانه در مورد مسئله قومي در تركيه كه جديترين مشكل اين كشور بشمار ميرود آزاد خواهد بود. همچنين علاوه بر قضات به دادستان ها نيز صلاحيت تبرئه و آزاد سازي كساني كه پيشتر از ماده هشتم محكوم گرديده اند داده شد.

محدود نمودن شمول ترور و تعريفي نو از گروه تروريستي

قانون جديد تعريف نوي از ترور ميكند. بنابه اين تعريف از اين پس تعابير مبهمي مانند "فشار معنوي" عنصر اصلي در تعريف ترور نبوده و نميتواند مبناي محكوميت فرد به جرم ترور قرار گيرد. فشار٫ ارعاب٫ تهديد٫ اجبار و ترساندن٫ تنها در صورتي كه به شكل و همراه با كاربرد روشهاي "خشونت آميز" و "قهرآميز" باشند جرم ترور شمرده ميشوند. همچنين عبارت "هر نوع فعاليت" در ماده پيشين جاي خود را به "هر نوع فعاليتي كه جرم شناخته ميشود" داد. بر اين اساس فعاليتهاي قهرآميزي كه قانونا جرم شناخته نميشوند بطور اتوماتيك نميتوانند ترور شناخته شوند. از "گروه" نيز تعريف جديدي به شكل "تجمع دو نفر يا بيشتر از آن٫ با هدف اجراي جرم ترور كه فوقا تعريف گرديد..." ارائه شده است.

تنظيمات جديد در پخش برنامه هاي راديو تلويزيوني به كردي

به منظور رفع ترديدها و جلوگيري از ايجاد انحصار علاوه بر راديو تلويزيون دولتي تركيه٫ پخش برنامه هاي كردي از راديو و تلويزيونهاي خصوصي نيز آزاد و بنياد عالي راديو تلويزيون تركيه٫ در عرض چهار ماه پس از تصويب اين قانون موظف به تهيه آيين نامه هاي مربوط به انتشار و بازرسي اين برنامه ها گرديد.

رفع محدوديتها بر نامهاي كردي

با انجام تغييراتي در ماده ١٦ قانون ثبت احوال٫ محدوديت هاي موجود در مورد اسامي كردي لغو شد. بنا به قانون جديد تنها محدوديت باقي مانده در نامگذاري كودكان٫ "نامهاي مغاير با اصول اخلاقي و نامهايي كه وجدان عمومي را آزرده ميسازند" تعيين شده است.

خلع يد از شوراي امنيت ملي در مميزي

با انجام تغييراتي در قانون آثار سينمائي٫ ويدئو و موسيقي علاوه بر خارج شدن نماينده شوراي امنيت ملي از نهاد مميزي٫ آثار هنري مذكور از اين پس تنها از زاويه مغايرت با قانون اساسي مورد بررسي قرار خواهند گرفت.

تاسيس پرستشگاه٫ كليسا٫ كنيسه٫ مهلت اضافي به جماعات مذهبي

در استانها٫ شهرستانها و قصبه ها پس از كسب اجازه از بالاترين مقام ملكي محل٫ تاسيس عبادتخانه ها آزاد اعلام گرديد. اين حكم با جايگزين كردن كلمه "پرستشگاه" به جاي "مسجد" در قانون قبلي٫ راه تاسيس عبادتخانه هاي ديگر مانند كليسا و كنيسه را نيز كه قبلا با محدوديتهايي مواجه بود گشود. با افزوده شدن ماده جديدي به قانون آباداني٫ هنگام آماده نمودن طرح توسعه شهري احداث پرستشگاهها نيز پيش بيني خواهند شد. با انجام تغييراتي در قانون اوقاف به مهلت قانوني موجود براي ثبت اوقاف غير منقولي كه در مالكيت جماعات ديني ميباشد ١٨ ماه افزوده شد.

فراشمول بودن قوانين اتحاديه اروپا بر قوانين ملي تركيه

با انجام تغييراتي در قانون اصول قضاء اداري گامي به پيش در باره احكام قطعي شده در دادگاه حقوق بشر اروپا برداشته شد. با اين تغييرات راه فرجامخواهي و بررسي دوباره پرونده هايي كه دادگاه حقوق بشر اروپا با حكم قطعي به تركيه برميگرداند در سيستم قضائي تركيه باز ميشود.

تضمين حق حيات نوزادان و نام خانوادگي كودكان محصول خارج از ازدواج

در قانون جزاء مجازات قتل نوزاد توسط مادر با سائقه نجات شرافت خويش و قواعد اخلاقي از 6- 10 سال حبس به 8-12 سال زندان افزايش يافت. همچنين بعد از اين كودكان غير مشروع نام خانوادگي مادران خود را خواهند داشت.

لغو تخفيف براي قتلهاي ناموسي

با قبول قانون جديد كاهش مجازات و تخفيفي كه در مورد قتلهاي ناموسي و يا ناشي از رسومات (قتل افراد توسط شوهر٫ برادر ويا خويشاوندان نزديك در حين زنا و يا رابطه جنسي غير مشروع) صورت ميپذيرفت لغو شد. طبق قانون جديد اينگونه قتلها نيز مشمول "عامل عمومي تحريك كننده" بوده مانند جرائم ديگر ارزيابي خواهند شد. (طبق قانون قبلي قتلهاي ناموسي و يا رسوماتي به علت وجود عامل ويژه تحريك كننده به يك هشتم كاهش مييافت. اكنون حكم اعدام به حبس ابد و حكم حبس ابد به حبس 24 ساله كاهش داده خواهد شد).

ممنوعيت صدور حكم اعدام و اجراي آن

همزمان با پاكت هماهنگي٫ كميسيون روابط خارجي مجلس تركيه "پروتكل لايحه قانوني در باره ضميمه شماره ٦ قرارداد اروپايي حفظ حقوق بشر و آزاديهاي انساني داير بر لغو مجازات اعدام" را قبول نمود. طبق بند اول اين ضميمه نميتوان كسي را به اعدام محكوم و يا اعدام نمود. (استثناي موجود در بند دوم پروتكل چنين است: هر دولت درمورد فعاليتهايي كه در زمان جنگ و يا وجود تهديد قريب الوقوع جنگ٫ انجام شود ميتواند مجازات اعدام را پيش بيني نمايد. اينچنين مجازاتي منحصرا در مواردي كه در قانون مشخص گرديده اند قابل اجراست. اينگونه دولتها ميبايست حكمهاي قوانين مذكور را به دبير كل شوراي اروپا تبليغ نمايند). اين لايحه با انجام تغييراتي در "قوانين حقوق جزايي نظامي" و "قانون اصول تاسيس و قضاء دادگاههاي نظامي"٫ مجازات اعدام در قوانين نظامي كه در قانون اساسي پيش بيني نشده اند را نيز لغو مينمايد.

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي



حمايت استادان الهيات تركيه از امامت زنان در خواندن خطبه و نماز جمعه
-------------------------------------------------------------------------------
علي دده بيگلو
-------------------------------------------------------------------------------
خانم پروفسور دكتر بيضا بيلگين (Prof. Dr. Beyza Bilgin) از كادر علمي دانشكده الهيات دانشگاه آنكارا در حمايت از امامت زنان ميگويد:

""در زمان حضرت محمد خانمي براي امامت منصوب شده استּ اما بعدها فقهاي اسلامي مناسب نبودن امامت زنان را ادعا نموده اندּ سبب چيست؟ سبب اين است كه زنان همواره از تحصيل محروم بوده اند٬ و هميشه از حضور در خارج خانه و اجتماع منع شده اندּ و در نتيجه نداشتن تحصيل و صاحب حرفه اي نبودن٬ امامت زنان هم موضوعيت پيدا نكرده استּ

اما در عصر ما اداره امور ديني تركيه (ديانت ايشلري باشخانليغي) ٬ كادرهاي زن را براي منصب معاونت مفتي منصوب ميكندּ معاونت مفتي مقامي است كه هم صلاحيت دارد امامي جماعت را بر عهده بگيرد وهم ميتواند خطبه بخواندּ اين مقام٬ فوق امامت استּ

همانطور كه امروز زنان به وقت خواندن نماز در پشت قسمت پرده دار مساجد و يا بالكونها به صف ميايستند٬ موقع برگزاري نماز جماعت به امامت يك زن نيز٬ مردان ميتوانند در همان قسمتهاي مسجد (پشت پرده و بالكون) صف بگيرند""ּ
----------------------------------

پس از برگزاري نماز جمعه در شهر نيويورك آمريكا به امامت خانم امينه ودود٬ در تركيه نيز مسئله امامت زنان بار ديگر در مركز توجه آكادميسينها و رسانه هاي اين كشور قرار گرفته استּ يكي از تئولوگهاي ترك مدافع امامت زنان٬ خانم بيضا بيلگين استּ

پروفسور دكتر خانم بيضا بيلگين ( ٠١٩٣٥- )٬ نخستين آكادميسين ترك در عرصه دانش تربيت ديني در تركيه استּ وي همچنين اولين واعظ زن در تركيه ميباشد (١٩٦٠)ּ او رئيس بخش "تربيت معلم فرهنگ ديني و دانش اخلاق" و دپارتمان "تربيت ديني" دانشكده الهيات دانشگاه آنكارا استּ وي علاوه بر تركي مسلط به زبانهاي آلماني٬ انگليسي٬ عربي و فارسي استּ بيضا بيلگين در داخل و خارج تركيه داراي دهها نوشته٬ مقاله٬ كتاب٬ مصاحبه٬ سخنراني و كنفرانس به زبانهاي مختلف در باره موقعيت زنان در اسلام ميباشدּ او در مورد مسائل زنان در رابطه با دين اسلام تحقيق و در جهت رفع سنتهاي نادرست رايج در اين زمينه فعاليت ميكندּ او همچنين استاد درسي در سطح فوق ليسانس دانشكده امور زنان دانشگاه آنكارا بنام "زن در اديان" استּ از ديگر موضوعات مورد علاقه وي صلح بين المللي و تربيت بين فرهنگهاستּ وي كه تئولوگي (الهيات شناس) برجسته است در سال ٢٠٠٤ به سبب كوشش در زمينه گسترش ديالوگ بين اسلام و مسيحيت نشان لياقت دولت فدرال آلمان را دريافت نموده استּ


امامت زنان٬ صلاحديد پيغمبر

خانم پروفسور دكتر بيضا بيلگين (Prof. Dr. Beyza Bilgin) از كادر علمي دانشكده الهيات دانشگاه آنكارا و يكي از برجسته ترين اسلام شناسان متخصص در امور زنان در تركيه٬ در حمايت از امامت زنان چنين ميگويد: "" حضرت محمد بانوي نومسلمان و لايقي به اسم امي ورقه را٬ براي امامت در مسجد يك محله منصوب كرده استּ عده اي ادعا نموده اند كه اين امام زن٬ منحصرا امامت افراد منسوب به خانواده پيغمبر را بر عهده داشته استּ در حاليكه ميدانيم اين امام زن٬ به امامت جماعت مسجدي كه اكثر نمازگزاران آن مرد بوده اند گمارده شده بودּ

اما در عالم اسلامي بعد از اين تدبير حضرت محمد٬ هرگز هيچ زني به امامت جماعت منسوب نشده استּ چرا كه بعدها فقهاي اسلامي مناسب نبودن امامت زنان را ادعا نموده اندּ سبب چيست؟ سبب اين است كه در جوامع اسلامي زنان همواره از تحصيل محروم بوده و هميشه از حضور در اجتماع و خارج خانه منع مي شده اندּ و در نتيجه به سبب نداشتن تحصيل و صاحب حرفه اي نبودن٬ امامت زنان هم موضوعيت پيدا نكرده است""ּ


مردان ميتوانند در بالكنها و پشت پرده مساجد نماز بگذارندּ

پروفسور دكتر بيضا بيلگين ميگويد: ""از آنجائيكه به طور سنتي قسمت اعظم فضاي مساجد براي مردان اختصاص مييابد٬ بعضي از مردان گمان ميكنند كه اگر زني امامت جماعت را برعهده بگيرد٬ اقتدا كردن به او و صف بستن در پشت وي مسئله ساز خواهد بودּ آنها ميگويند اگر امام جماعت٬ زني زيبا و جوان باشد٬ مردان اقتدا كرده به وي در پشت او٬ چگونه بر خود حاكم خواهند شد٬ آيا عبادت آنها باطل نخواهد گرديد؟ آنها تصور ميكنند كه در اين صورت٬ وضويشان فورا باطل خواهد شد""ּ

وي اضافه ميكند: ""اين كمبود و فقدان اعتماد به نفس در ميان بعضي از مردان چيست؟ اگر احتياجي به امام جماعت زن باشد٬ اين مردان هستند كه بايد تدبيرات لازمه را در نظر بگيرندּ مثلا جماعت نمازگزار ميتواند در دو سوي امام زن٬ به دو دسته چپ و راست تقسيم شود٬ ويا ميشود همانطور كه امروز زنان به وقت خواندن نماز در پشت قسمت پرده دار مساجد و يا بالكونها به صف ميايستند٬ موقع برگزاري نماز به امامت يك زن نيز٬ مردان در همان قسمتهاي مسجد صف بگيرند""ּ

اداره امور ديني تركيه٬ با نصب امامان زن٬ اين مساله را يكبار و براي هميشه حل نمودּ

وي اضافه ميكند: ""در حال حاضر در تركيه ديانت ايشلري باشخانليغي (اداره امور ديني) داراي كادر معاونت مفتي از زنان است و بانوان را نيز براي منصب معاونت مفتي منصوب ميكندּ معاونت مفتي٬ مقامي است كه در صورت نبودن مفتي٬ صلاحيت خواندن خطبه ٬ دادن وعظ و بر عهده گرفتن امامت جماعت را داراستּ بنابراين معاونت مفتي٬ مقامي فوق امامت استּ اگر ديانت ايشلري باشخانليغي٬ كه تنها مرجع صدور فتاواي فقهي است٬ زنان را به مقام مفتيگري منصوب ميكند٬ اين بدين معني است كه در تركيه و از جنبه فقهي اين مساله حل شده و پايان يافته است""ּ

سال پيش ديانت ايشلري باشخانليغي (اداره امور ديني) تركيه٬ به منظور آگاه نمودن زنان با امور ديني و دادن دانشي صحيح به آنها٬ با اعمال اصلاحات و تغييراتي در قانون "امتحان٬ انتصاب٬ انتقال و ارتقاء حين انجام وظيفه" اداره امور ديني٬ راه مفتيگري زنان در تركيه را گشودּ اين اصلاحات با رغبت فوق العاده زنان مواجه شدּ به طوريكه در نخستين آزمون براي انتخاب ١٠٠ واعظ زن٬ بيش از سه هزار داوطلب شركت نمودּ

شرايط مفتيان زن

طبق قانون جديد٬ داوطلبان زنان معاونت مفتي٬ موعظه گري و مربيان كلاسهاي قران٬ بايد فارغ التحصيل رشته الهيات و يا دانشجوي سال آخر آن بوده باشندּ اين داوطلبان ميبايست در وهله اول پس از گذراندن دوره اي كه از طرف اداره امور ديني عرضه ميشود٬ امتحاني بنام (قادين ايستاژيئرليك يئته رليليك سيناوي) را با موفقيت بگذرانندּ كساني كه با موفقيت اين امتحان را گذرانده اند٬ بايد در امتحان ديگري (قامو پئرسونئلي سئچمه سيناوي) شركت كرده و در رشته خود در ميان صد نفر نخست جايگرفته باشندּ براي تضمين كردن كيفيت بالاي معاونين مفتي و واعظين٬ از ميان صد نفر قبول شده٬ نخست ده تن داراي مدرك فوق ليسانس و پنج تن داراي مدرك دكترا منصوب ميشوندּ سپس ٨٥ نفر باقيمانده از ميان كساني كه بالاترين پوئن را بدست آورده اند انتخاب ميشوندּ

بانواني كه از اين مراحل با موفقيت عبور ميكنند در استانها (ايل) و شهرستانها (ايلچه) آغاز به خدمت ميكنندּ در استانهاي داراي جمعيت زياد ٬ ٢ واعظ همزمان منصوب ميشودּ تمام واعظين درطول خدمت خود مجبور به شركت در دوره هاي بازآموزي حين خدمت ميباشندּ براي معاونت مفتي در شهرهاي بزرگ٬ شرط داشتن مدرك فوق ليسانس و يا دكتري در رشته الهيات٬ براي همه بانوان داوطلب معاونت مفتيگري الزامي استּ

هم اكنون در تركيه بيش از ٦٣ هزار امام جماعت و موذن زير نظر اداره امور ديني تركيه در مساجد اين كشور فعاليت دارند كه نزديك به ٢٠٠ تن از آنان زن ميباشندּ اين زنان مفتي و واعظ عمدتا در نواحي جنوب شرقي تركيه مشغول به خدمت هستندּ

مسلمانان تركيه بيشتر سني و پيرو مذهب حنفي ميباشندּ اين مذهب به عنوان مذهبي كه داراي بيشترين تساهل در باره مسائل زنان در ميان مذاهب اسلامي است شناخته شده استּ نزديك به يك چهارم جمعيت تركيه را تركان علوي (قزلباشها و بكتاشيها) تشكيل ميدهند كه اساسا به شريعت و عبادات اسلامي مانند نماز و ּּּ اعتقادي ندارندּ برابري زن و مرد در همه عرصه هاي اجتماعي و اعتقادي از خصوصيات جوامع علوي ترك استּ اقليت كرد (١٠ در صد جمعيت) ساكن در جنوب شرق اين كشور٬ پيرو مذهب شافعي است كه پس از تشيع امامي به عنوان سختگيرترين مذهب اسلامي در باره مسائل زنان شناخته شده استּ

Labels:


Read more- Ardı- بقيه- آردي